ch
Feedback
نمی‌دانم،

نمی‌دانم،

前往频道在 Telegram

اینجا قطعه‌ای‌ست از زیست انسانی که ناتوان از درک و درگیری‌ست؛ بی‌تسلط بر اخلاق اجتماعی، غایب از جهان، حاضر در خیال.

显示更多
未指定国家未指定类别
217
订阅者
无数据24 小时
-57 天
-530 天
帖子存档
به گمانم سهم ما از این سرنوشت چندان هم بی‌ارتباط با کردارها و انتخاب‌های خودمان نیست؛ اکنون فقط می‌توان نشست و تماشاگر شتاب حوادث و نتایج قمار قدرت بود.

این‌ها چیزی نیست؛ من مدتی در معرض حملات عصبی قرار گرفته بودم و اون تجربه، به‌مراتب هولناک‌تر از این وقایع بود.

Repost from G>۷۸
دیگه حرف از کارتن‌خوابی و گورخوابی نیست امروز هممون زیر بار گرونی، فقر و ناامیدی و… دفن شدیم

بیدار شدم؛ موج انفجار رو مهار کردم شما بخوابید.

اندیشه مجالی برای خواب نمی‌دهد.

همراه موج‌ها خود را به آغوش صخره‌ها می‌سپارم.

زوال در کمین آدمی نشسته بود.

اندوه در صفحات کتاب‌ها چنان متراکم بود که شراب و تریاک در برابرش رنگ می‌باختند.

photo content

کتاب آشپزی؟ فقط «سمفونی مردگان».
کتاب آشپزی؟ فقط «سمفونی مردگان».

این تصویر که به‌عنوان پروفایل کانال انتخاب شده است، تصویری از یکی از خرابه‌های اینجاست. اسمائیل کلگ📍
این تصویر که به‌عنوان پروفایل کانال انتخاب شده است، تصویری از یکی از خرابه‌های اینجاست. اسمائیل کلگ📍

photo content
+2

انگار موج‌ها نیز مازوخیسم داشتند؛ مدام خویشتن را بر صخره‌ها می‌کوفتند.
+1
انگار موج‌ها نیز مازوخیسم داشتند؛ مدام خویشتن را بر صخره‌ها می‌کوفتند.

«خودش» رسالتش به پایان رسید

درود بر اوهام و فرضیاتِ زیر پتو.

در نهایت هوشیاری، مستغرقِ خمار.

اگر قرار باشد تمام مکتوباتم را در معرض قضاوت شما قرار دهم، احتمالاً بنده را کصخلی تمام‌عیار تلقی خواهید کرد.

photo content
+3

نیمه‌شب که فرا می‌رسید، در الکل و سیگار استغراق می‌کرد و می‌نوشت؛ فارغ از آن‌که بداند قلم را به کدام سویِ هستی باید هدایت کند.

حداقل ساعات مُعطلِ حیات را به نوشتن اختصاص می‌داد.