219
订阅者
+624 小时
+77 天
+230 天
帖子存档
219
و تو نمیدونی من چند بار احساساتم رو نسبت به چه چیزها و آدمهای دوستداشتنیای کشتم چون میدونستم برای زندگیم اشتباهن.
219
حقیقتاً جدیداً این مدلیام که میفهمم چه اتفاقی داره میافته، میفهمم چه خبره، ولی اونقدر ظرفیت روانیم از هر لحاظ پر شده که حوصلهی چالش جدید ندارم. یه ولش کن میگم و از کنارش رد میشم.
219
Repost from سالن بازپروریِ کابینت نمناک.
از یه جایی به بعد دیگه دلم نخواست. بحثِ نتونستن یا نشدن نبود. دلم نخواست فقط. دلم نخواست مهربانانه طی کنم زندگی رو با آدما. دلم نخواست احترام بیهوده بذارم به یه مشت احمقِ بی بته. دلم نخواست به تو حق بدم برای از روی من رد شدن و برنگشتن. دلم نخواست کسی رو آدم حساب کنم. دلم نخواست قاطی بشم با بقیه. دلم نخواست ذهنیت خودمو آلوده ی حرف و دیدگاه بقیه کنم. دلم نخواست دوست کسی باشم. دلم نخواست کسی بقدر دشمنم شدن احساس اهمیت دریافت کنه ازم. از یه جایی به بعد، لج کردم. با خودم نه ولی. با همه ی آدما، با کل دنیا.
