203
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
203
بگذر تابستان!
بگذر...
حال من با تو خوب نمیشود.
پاییز حال مرا بهتر میشناسد...
محمود دولتآبادی.
203
ناگهان متعجب شدم!
«زنی» که سال پیش بودم، کجاست؟
یا آن که دو سال پیش بودم،
و در فکر آن «زن»، من اکنون،
چگونه آدمی هستم؟
سیلویا_پلات
203
بغل خوبه، موقع ناراحتی خوبه، موقع خوشحالی خوبه، بغل به آدم حس امنیت میده، بغل حس آرامش داره. همدیگرو زیاد و محکم بغل کنید.
203
روزی صد بار به مو میرسه. پاره هم میشه. من هی گره میزنم. هی گره میزنم. هی گره میزنم. هی گره میزنم.
203
من را در آغوش بگیر و به خود بفشار و بگذار بدانم که وجود دارم. مدتهاست حس میکنم چیزی جز رویایی نامرئی در جهانی آشکار و ملموس نیستم.
203
احساس میکنم به یک خلوت دو نفره با یک نفر نياز دارم. مشتاق و خواستار صحبت زیاد و یا سکوت زیاد نیستم، تنها چیزی که طالبشم احساس کردنه. میخوام با یک نفر بشینم توی یک ماشین، توی تمام مدت زمان مسیر هیچ کلمهای بینمون رد و بدل نشه و گوشهامون چیزی جز صدای چرخ روی جاده و موسیقی نشنوه، بریم به یک جای خیلی دور و خلوت، و چن روزی فقط راجب خودمون حرف بزنیم و به خودمون گوش کنیم.
203
دور میشوی تا ببینی سراغت را میگیرند
ناگهان میفهمی کسانی که نزدیک بودند
آنچنان هم نزدیک نبودند.
