علیرضانورعلیپور | اشعار و...
前往频道在 Telegram
شاعری از ندانم کجایم
显示更多未指定国家未指定类别
1 146
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
این چشم غرههای پدر از چیست؟ ... مادر من اشتباه نکردم که
تا چند حرف توبه و استغفار؟...عاشق شدم! گناه نکردم که
اندوه او نمیرود از یادم...من تا همیشه با غم او شادم
جز عمر خود که هدیه به او دادم...عمر از کسی تباه نکردمکه
گفتی نظر خطاست! قبول اما...مهرو اگر چه دور و برم کم نیست
هرگز من فلک زده جز آن ماه...سوی کسی نگاه نکردم که
من قصهی شبانه نمیگویم...بیهوده عاشقانه نمیگویم
میخواهمش که شعر وغزل گفتم...دفتر فقط سیاه نکردم که
این چشم غره های پدر از چیست؟...امشب سر نماز دعایم کن
اما مخواه توبه کنم مادر...عاشق شدم! گناه نکردم که
#علیرضانورعلیپور
@nooralipoor
دین ندارم راست میگویی ولی آزاده ام
خم نکردم گردنم را جز سر سجاده ام
ظاهر و باطن همینم! درک من پیچیده نیست!
من شبیه شعرهای خویش صاف و ساده ام
خستهی راهم ولی سربار مردم نیستم
کیستم من؟ عابری تنها کنار جاده ام
چیستم من؟ زلف یارم! در تمام عمر خویش
یا پریشان بوده ام یا پشت گوش افتاده ام
مشق عشقم میدهی تا باز تنبیهم کنی؟
ای فلک بس کن که صد بار امتحان پس داده ام
#علیرضانورعلیپور
@nooralipoor
غمی نباشد اگر عاشق از معاش بیفتد
ولی مباد که یک لحظه از تلاش بیفتد!
مرا به طایفهی عاقلان چهکار که هرگز
دلم نخواسته کارم به این قماش بیفتد
مرا مبین که لبم از شراب دست کشیده
هنوز اهل دلم هر زمان که پاش بیفتد!
میان عاشق و یک کارمند ساده چه فرقیست
اگر که عشق به "این باش" و "آن مباش" بیفتد
خداکند که بیفتند عاقلان همه در خون
ولی مباد که بر عاشقی خراش بیفتد
#علیرضانورعلیپور
#عاشقانه
@nooralipoo
حالا تو هی ناز بفروش تا دل خریدار باشد!
کارت گرفتهاست انگار! خوب است! بازار باشد!
طفلک دلم دیر فهمید، چشمی که اینگونه زیباست
حق دارد ارث پدر را، از من طلبکار باشد!
خوب است اگر چند روزی، اینقدر زیبا نباشی
بگذار آیینه گاهی، از کار بیکار باشد!
دور از تو حالم چگونهاست؟ آشفته، درهم، پریشان!
گیسویت از قصهی من، باید خبردار باشد!
خوبی! بدی! هرچه هستی! باعث شدی بعد عمری
جانم که لبریز غم بود، از عشق سرشار باشد
#علیرضانورعلیپور
@nooralipoor
زنی به غیر شما گرچه ایدئالم نیست
شبیه نیست به من مرد ایدئال شما
#علیرضانورعلیپور
@nooralipoor
در خدمتیم! مرد خطر خواستی اگر!
معجونی از جنون و هنر خواستی اگر!
در سینهام دلیست پر از داغ و غرق خون
این لاله را بچین گلسر خواستی اگر!
شبهای خسته این تو و این مرغ جان من!
خوابت گرفت و بالش پر خواستی اگر...
از آسمان میآورم و هدیه میکنم
جای چراغ خانه قمر خواستی اگر!
زیبایی تو را که نمیفهمد آینه!
از چشم من بخواه نظر خواستی اگر!
میگویم آنچه آینه دربارهات نگفت!
در من نظر کن آینهتر خواستی اگر!
تا شهر عشق هر غزلم صد قطار شد
شعری بخوان بلیط سفر خواستی اگر!
#علیرضانورعلیپور
@nooralipoor
Repost from خبرگزاری فارس
جلسه شعر #اتفاق
دوشنبه ۹ آبان
خیابان قدس
بن بست امیرشاهی
کافه ترنج
ممنون از حضور راس ساعت🌺🌺
حالا تو هی ناز بفروش تا دل خریدار باشد!
کارت گرفتهاست انگار! خوب است! بازار باشد!
طفلک دلم دیر فهمید، چشمی که اینگونه زیباست
حق دارد ارث پدر را، از من طلبکار باشد!
خوب است اگر چند روزی، اینقدر زیبا نباشی
بگذار آیینه گاهی، از کار بیکار باشد!
دور از تو حالم چگونهاست؟ آشفته، درهم، پریشان!
گیسویت از قصهی من، باید خبردار باشد!
خوبی! بدی! هرچه هستی! باعث شدی بعد عمری
جانم که لبریز غم بود، از عشق سرشار باشد
#علیرضانورعلیپور
@nooralipoor
عین و شین و قاف با چه واژهای برابر است؟
وقتی از هرآنچه فکر میکنی فراتر است
این سه حرف واژهای برای استفاده نیست.
این سه حرف ساده نیست. صد هزار دفتر است.
کارِ دست عشق بود، هر گلی شکفته شد
کارِ دست آدمیست هر گلی که پرپر است
عاقلان! برای عشق حرف در میاورید!
روزگار عادل است. روزگار داور است.
زندگی کسالت آور است بی وجود عشق
اینچنین کسالت آوری خجالت آور است.
#علیرضانورعلیپور
@nooralipoor
