اِنقباضِ مغزَم؛
前往频道在 Telegram
𝘐 𝘩𝘰𝘱𝘦 𝘪𝘯 𝘵𝘩𝘪𝘴 𝘤𝘢𝘭𝘮 𝘢𝘵𝘮𝘰𝘴𝘱𝘩𝘦𝘳𝘦; 𝘓𝘦𝘵'𝘴 𝘧𝘳𝘦𝘦 𝘰𝘶𝘳 𝘮𝘪𝘯𝘥𝘴 𝘢𝘯𝘥 𝘥𝘦𝘢𝘭 𝘸𝘪𝘵𝘩 𝘥𝘪𝘧𝘧𝘦𝘳𝘦𝘯𝘵 𝘵𝘩𝘰𝘶𝘨𝘩𝘵𝘴; 𝘛𝘩𝘢𝘯𝘬 𝘺𝘰𝘶 𝘢𝘯𝘥 𝘸𝘦𝘭𝘤𝘰𝘮𝘦 Instagram: @simon_helia
显示更多伊朗134 235未指定类别
340
订阅者
-124 小时
+27 天
-1030 天
帖子存档
Repost from اخبار درسی | فوری
امروز ۱۱ جولای روز جهانیِ کبابه:
🚀@AKHBARDRSI
زندگی کوتاه تر از اونیه که بخوای مرموز باشی،
با تموم وجودت شیفته چیزها و آدمهایی که دوستشون داری باش.
Repost from 𝑷𝒚𝒓𝒐𝒎𝒂𝒏𝒊𝒂
من میشم اون نسیمی که موهاتو نوازش میکنه
اون آفتابی که تو سرما گرمت میکنه
میشم اون ستارهای که شبا بهت چشمک میزنه
اون آرامشی که دلت رو قرص میکنه
یادت نره من همیشه اینجام
برای روزایی که دنیا باهات نامهربونه
برای لحظههایی که اشکات بیصدا میریزن
برای وقتی که فکر میکنی تنهایی و هیچکس نیست
من اینجام، کنارت، تا تهِ همهی سختیها
تا وقتی منو داری، از هیچ طوفانی نترس.
@Pyromania_love|𝑷𝒚𝒓𝒐𝒎𝒂𝒏𝒊𝒂
آدم ضعیفی نبود؛
اما دیگه حوصلهی سختیها رو نداشت.
میل عجیبی به گریز پیدا کرد؛
به ندیدن، ندونستن و رفتن برای همیشه.
شاید با اوضاع روحی این روزهامون کسی احتیاج داشته باشه اینا رو بشنوه: اگر همیشه غمگینی، باور کن برای کسی بار اضافی نیستی.
اگر همش استرس و اضطراب داری، مایه آزار اطرافیان نیستی.
اگر احتیاج داری که مدام بهت اطمینان بدن که همه چی درست میشه، مزاحم عزیزانت نیستی.
اگر از کسی کمک بخوای ضعیف و اویزون نیستی.
تو برای اطرافیان و عزیزانت مهمی و اونها دوست دارن.
Repost from DARK.POETRY
اشک میریزی و میگویی: پس رویاهایمان چه؟
میبوسمت و میگویم: بخواب،
در خاورمیانه رویا داشتن، خودش رویاست.
روزی نوشتن برایم مثل بنگی برای یک معتاد بود؛ زندگی بدون آن، نه قابل تصور بود و نه قابل تحمل. اما حالا که میبینم نه مثل این چنلداران و مجازیسواران، ظاهر محبوبی برای عرضه دارم، نه کون قلمبهسلمبهای برای نمایش و نه ذاتی که کلمات را نردبان دیده شدن کنم، دست و دلم هم دیگر به نوشتن نمیرود و بقول شاعر «خر عیسی گرش به مکه برند/چون بیاید هنوز خر باشد.»
