ch
Feedback
کانال|• عبدالمحیط عمار

کانال|• عبدالمحیط عمار

前往频道在 Telegram

خطوط يدوية، خواطر القلب، أو مذكرات يومية إن صحّ التعبير... الخلاصة: كتابات متفرقة لطويلب علوم شرعية و عقلیة؛ لاسيما علم الكلام و المنطق و الفلسفة... لِلتَّواصُلِ مَعِی: ab.mohit0101@gmail.com

显示更多
未指定国家未指定类别
249
订阅者
-324 小时
-17
-230
帖子存档
ما را به آستان حضرتت ارادتی‌ست بس فراوان!
ما را به آستان حضرتت ارادتی‌ست بس فراوان!

امـروز قـدرِ پنـدِ عزیـزان شنـاختم یارب! روان ناصح ما از تو شاد باد ــــــــــــــــــــ روح پدرْبزرگ رحمه‌الله تعالی شاد و گ
امـروز قـدرِ پنـدِ عزیـزان شنـاختم یارب! روان ناصح ما از تو شاد باد ــــــــــــــــــــ روح پدرْبزرگ رحمه‌الله تعالی شاد و گرامی باد!

در گذشته‌ هرکه می‌خواست مخالفش را دشنام دهد/ توهین کند، او را «جهمی»، «بدعتی» و «معتزلی» می‌خواند و یا به او تهمت «ارجاء» را  می‌بست،  اما حالا چنین تعبیرها جایگزین‌های هم‌نشین پیدا کرده‌اند:  «سکولار»  «نواندیش»،   «نومعتزلی»،  «مشرک»،  «معاند سنت» و هلم جرّا...

عبدالله انس،  در مجموعهٔ دیداری‌ «رِحلتی مع‌الجهاد»  می‌گوید:  «شوربختانه یکی از آفت‌ها و ضعف‌های جوامع اسلامی که نماد ناپختگی مسلمانان به‌شمار می‌رود، این‌است که با یک فراخوان برای جهاد،  می‌توان هزاران نفر را بسیج کرد اما برای مدیریت درست جامعه،  اگر هزار بارهم فراخوان دهید،  ده‌نفر کارآزموده،  متعهد و راست‌کردار را نمی‌یابید».

ای کریمی کز خزانه‌ی غیـــــب گبر و ترسا وظیفـــه‌خـور داری دوستـان از کجا کنـی محـروم تـو کـه با دشمن این نظـر داری | أفصح المتکلمین؛ سعدی |

امید است از ترجمه و اهتمام به آثار نویسندگانی چون ادهم شرقاوی، عمرو خالد... فراتر برویم و به شخصیت‌هایی مثل: عبدالله دراز، عبدالله سراج الدین، مصطفی صبری، ابن عاشور، فراهی، طه عبدالرحمان، عَروی، عابد جابری... بپردازیم.

عافیت‌سوز بُوَد، سایه‌ی اندیشه‌ی ما | بیدل علیه‌الرحمه |

حرفیست از هزاران کاندر عبارت آمد!

احب الصالحین و لست منـهم لعـــل‌ الله یــرزقنــــی صـلاحا

كان الاحنفُ بن قيس، يُلقب بحليم العرب، ذلك انهُ لم يغضب أبداً. و في احد الأيام، أعطى ثوباً إلى خياط ليصلحهُ لهُ، و كلما مرَّ يخبرهُ الخياطُ، ان يعودَ في الغدِ، و بعد مرورِ عامين! جاءَ الاحنفُ إلى الخياط، و معهُ أبنهُ، و قالَ للخياط: إذا انا متُّ، فاعطِ الثوبَ، إلى هذا وأنصرف!😊 ـــــــــــــــ منقول

سکه که در یثرب و بطحا زدند نوبــت آخـــر بـه بـخـــارا زدنـد ـــــــــــــــــــ جامی علیه‌الرحمه
سکه که در یثرب و بطحا زدند نوبــت آخـــر بـه بـخـــارا زدنـد ـــــــــــــــــــ جامی علیه‌الرحمه

«ماوراءالنهر در ایام سامانی، عبارت از چهار ایالت بود؛ ایالت طخارستان، ایالت خوارزم، ایالت چغانیان و ایالت سغد. ایالت سغد دو شهر بزرگ داشت؛ بخارا و سمرقند». ــــــــــــــــــــ سعید نفیسی

Repost from N/a
علم ازو رسواست اندر شهر و دشت جبرئیل از صحبتش ابلیس گشت! |علّامه اقبال| همین سه سالِ پیش، گاه‌گاهی پیام می‌داد و پرسش‌های خیلی سطحی و ابتدایی فقهی را مطرح کرد. من هم پاسخ می‌دادم و او با تواضع و شکسته‌گی تمام، سپاس‌گزاری می‌کرد. البته این فروتنی، زاده‌ی مکتبی بود که در آن تربیت یافته بود. از مدتی بدین‌سو، با صفحه‌ی مستعاری مواجهم که بشر و حَجَر را تکفیر می‌کند و از خامه‌اش وحشت و نفرت می‌تراود. اندوخته‌های دینی‌اش در سطح دانش‌آموز روزهای اوّلِ مدرسه هم نیست و معلومات سیاسی‌اش به اندازه‌ای است که پس از ترور آیة الله خامنه‌یی نوشته بود: «خمینی کافر هم کشته شد!» مشارٌ إلیه که نمونه‌ی اخلاق و تواضع بود و آشنایی را پاس می‌داشت، به یک تکفیریِ روان‌پریشی تبدیل شده است که باری پای یکی از نوشته‌هایم جملات رکیک و گناه‌آلودی به‌کار برده بود. خواستم به پیام‌خانه‌اش بروم و اندکی نصیحتش کنم که: ای نورِ دیده، صلح به از جنگ و داوری! اما متوجه شدم که سال‌ها قبل، میان من و او گفت‌وگوهای آموزنده و محترمانه‌ای رد و بدل شده است. ولی آشنایی او با هم‌نشینانِ کم‌فهمِ پُرادّعایِ تکفیری، بر سرِ او بلایی آورده است عظیم که غیر از پنج‌درصد از مسلمانانِ وابسته به شیخ محمد بن عبد الوهاب نجدی، همه را کافر و مشرک و مبتدع می‌خواند و تازه خبر شدم که او دانش‌آموخته‌ی کمپیوترساینس بوده است!! این را از آن رو یادآور شدم که جمّ غفیری از علَم‌به‌دوشانِ تکفیر و تفسیق و تبدیع، متخصصان شرعیات نیستند و برخی از ابجدیّات دینی را هم از کسانی فرا گرفته‌اند که در فراگیری شرع، منهجیّت علمی را به رگبار می‌بندند.

از مجموعهٔ «خواندنی‌های تاریخ»: «در این سال طایفه‌ای ملعون از نژاد اهریمن، یعنی سپاه تاتار، مثل سکنهٔ بدکار دوزخ، ملخ‌وار روی
از مجموعهٔ «خواندنی‌های تاریخ»: «در این سال طایفه‌ای ملعون از نژاد اهریمن، یعنی سپاه تاتار، مثل سکنهٔ بدکار دوزخ، ملخ‌وار روی زمین را فراگرفتند و دامنهٔ خراب‌کاری خود را به‌نواحی شرق اروپا کشاندند... بعد از آن‌که بر بلاد مسلمین دست‌یافتند، شهرها را از بُن برکندند، جنگل‌ها را از ریشه برانداختند، قلعه‌ها را منهدم کردند، درخت‌ها را از بیخ بریدند، باغ‌ها را با خاک یکسان کردند و شهری و دهقانی را از دم تیغ گذرانیدند».

ای بـــرق تجـــلای تـــرا رونـــق دیــگر وی حسن خداداد تو هر لحظه فزون‌تر | علامه سلیم طغرا |
ای بـــرق تجـــلای تـــرا رونـــق دیــگر وی حسن خداداد تو هر لحظه فزون‌تر | علامه سلیم طغرا |

«معتزله و ماتریدیه -رضوان‌الله علی‌الجمیع- مانند پسران عموی یک‌دیگر در علم کلام‌اند اما شیطان میان آنان فتنه و فساد را انداخت». | رُستُم مهدی |

(( كل ما لدى ملا صدرا هو من محيي الدين ، وقد جلس على مائدته )) [ العرفان والحكمة المتعالية | حسن حسن زاده آملي ]

محمد زاهد كوثري رح: «... العلامةالأوحد و الحبر المفرد، شیخ المشایخ فی بلادالهندیة، المحدث الکبیر، و الجهبذ الناقد البصیر، مول
محمد زاهد كوثري رح: «... العلامةالأوحد و الحبر المفرد، شیخ المشایخ فی بلادالهندیة،  المحدث الکبیر،  و الجهبذ الناقد البصیر،  مولانا حکیم الأمة محمد أشرف علی التهانوی،  صاحب المؤلفات الکثیرة البالغ عددها نحو خمسمئة مؤلَّف ما بین کبیر و صغیر... و هوالآن،  قد ناهزالتسعین،  أطال الله بقاءه،  و هو بركةالبلاد الهندية،  وله منزلة سامية عند علماءالهند حتي لقبوه حكيم الأمة». مقالات الكوثري، ص۷۱-۷۲. ــــــــــــــــــــــــــ به نقل از:  «أشرف علي التهانوي،  حكيم الأمة وشيخ مشايخ العصر في الهند» ص۸۶. تأليف: محمد رحمت‌الله الندوي👇: https://t.me/TGSL_store/1250979

از بسیاری  اساتید شنیدم که این شعر را مالِ «غلام احمد نوید» می‌دانند. آهنگی نیز از همین غزل، به‌صدای استاد «سرآهنگ» وجود دارد که کلمهٔ «نوید» را هم می‌خواند.  اما از استاد «کاظم کاظمی» که در همین جلسهٔ شعر، حضور داشت  پرسیدم، او گفت: «در همین جلسه که ایشان شعر را خواند من همان‌جا گفتم که این شعر ممکن است از نوید باشد؟ ایشان گفتند نه از شاعری دیگر باید باشد».