453
订阅者
无数据24 小时
-87 天
-2830 天
帖子存档
453
داشتم میز و کشوهامو مرتب میکردم
و یسری وسالی قدیمی دیدم
وسایلی که با زحمت پولشو جور کردم بگیرم
از مدادرنگیهای فابر که دونه دونه خریدم و
برام خیلی گرون و سنگین بود
تا چیزای ارزونی که با عشق خریدم
وسایلی که یادگاری یا کادو بود
از افرادی که حالا توی زندگیم نیستن
عاشق تکتکشون بودم
همه رو واگذار کردم ...
اگه منه قبلا بود قطعا دلش نمیومد
و شاید ساعت ها گریه میکرد
ولی حالا هیچ حسی ندارم
خیلی سخت موآن کردن رو یاد گرفتم
ولی برای حال و ایندهام بهتره
453
اونیکه تو روت محبت میکنه و نشون میده دوست داره که خوبه؛ ولی تاحالا کسیو داشتی که وقتی تو یه جمعی نبودی هم نشون بده به بقیه که دوست داره، مهمی و ببرتت بالا ؟
وای حسش ...
453
اونیکه تو روت محبت میکنه و نشون میده دوست داره که خوبه؛
ولی تاحالا کسیو داشتی که وقتی تو یه جمعی نبودی هم نشون بده به بقیه که دوست داره، مهمی و ببرتت بالا ؟
وای حسش ...
