922
订阅者
-924 小时
+1667 天
+50430 天
吸引订阅者
十月 '2610月 '26
十月 '26
+283
在2个频道中
九月 '26
+952
在9个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 13 十月 | +3 | |||
| 12 十月 | +109 | |||
| 11 十月 | +9 | |||
| 10 十月 | +64 | |||
| 09 十月 | +47 | |||
| 08 十月 | 0 | |||
| 07 十月 | 0 | |||
| 06 十月 | +49 | |||
| 05 十月 | 0 | |||
| 04 十月 | +1 | |||
| 03 十月 | +1 | |||
| 02 十月 | 0 | |||
| 01 十月 | 0 |
频道帖子
تردید نکن که نوری هست ؛ حتی اگر کوچکتر از تمام وعدهها باشد،حتی اگر به اندازهی یک روزنه باشد. همینقدر کافیست تا تاریکی تمامت را نبلعد باز هم میتواند تاریکی را پس بزند. زندگی همین است؛ گاهی میخندیم، گاهی از پا میافتیم، عاشق میشویم، کار میکنیم و زخم میخوریم. آدمیزاد میان این همه رفتوبرگشت، عمرش را زندگی میکند؛ با قلبی که هر بار میشکند و باز بهانهای برای تپیدن پیدا میکند.
| 2 | 没有文字... | 135 |
| 3 | 没有文字... | 1 |
| 4 | 没有文字... | 4 |
| 5 | @RegaPlus | 74 |
| 6 | «چقدر آهنگهای قشنگ در اين دنيا وجود داشت كه من نشنيده بودم، چقدر چهره های زيبا از برابرم گذشتند كه من آنها را نديدم، چقدر روياهای عجيب ديدم كه وقتی از خواب بيدار شدم، هرگز ديگر به يادم نيامد و بوی عطری از دست رفته در دلم چنگ زد كه تا هميشه خودم را نبخشم. زندگی يعنی چه؟ هميشه نصفه نيمه، هميشه ناتمام، هميشه ناگهان جايی قطع می شدم.» | 366 |
| 7 | 没有文字... | 398 |
| 8 | غبطهم رو بخور. حالا که دیگه هیچ تعلقی بهت ندارم. | 10 |
| 9 | تهش قراره بمیریم! پس بیا نترسیم، به تهِ هیچی فکر نکنیم. ریسک کنیم، بدوییم، وقتی ناراحتیم گریه کنیم، قهقهه بزنیم، موزیکامونو گوش بدیم، شعر بگیم، خلق کنیم، تا میتونیم برقصیم، زیر بارون خیسِ خیس بشیم، تو خیابونا بدوییم، بچرخیم، بخندیم! بیا تا هستیم دیوونگی کنیم و نترسیم! | 12 |
| 10 | Beanie Chezile.mp3 | 588 |
| 11 | دورتون بگردم من =) | 18 |
| 12 | سلام خواستم بگم که چنلت خیلی خوشگل و aesthetic و خیلی خیلی وایب خوبی میده عاشقشم ادش کردم تو فولدر مورد علاقه هام:( | 1 |
| 13 | چقد چنلت دوستمیداشتنیهه💞 | 18 |
| 14 | سلام خواستم بگم که چنلت خیلی خوشگل و aesthetic و خیلی خیلی وایب خوبی میده عاشقشم ادش کردم تو فولدر مورد علاقه هام:( | 18 |
| 15 | مسئله این است که من هرچه را دوست بدارم، با تمام جنونم دوست میدارم؛ بلند، بیمحابا و تا انتهای ویرانی. هرگز نیاموختم چگونه میشود چیزی را خواست و اندکی از جان را پنهان نگه داشت. من هرچه را به آغوش میکشم، چنان به خود میفشارم که زخمهایش در گوشت و استخوانم ریشه میدوانند؛ انگار دوست داشتن، جز به بهای درد، به هیچ زبانی ممکن نیست. | 362 |
| 16 | “At least whatever’s wrong with me has made me obsessed with books, tea and cats.” | 4 |
| 17 | 没有文字... | 299 |
| 18 | Poetic Vulgarity d4vd.mp3 | 1 071 |
| 19 | عمیق حس میکنم آدمهارا، حینی که ارزش چنین عمقی از احساس شدن را ندارند. مأیوس میشوم، مأیوس میمانم. سعی میکنم هیچکس را عمیق نفس نکشم. | 7 |
| 20 | 没有文字... | 281 |
