شوکا نِویسه🌱
前往频道在 Telegram
نوشته های دخترکی که باید بزرگانه زیست کند... 🤍⚖️ اینجا بگو حرفتو: @Shukanevesht_bot
显示更多伊朗131 124未指定类别
395
订阅者
无数据24 小时
+27 天
+630 天
帖子存档
396
گل خریدن،پول دور ریختن نیست
پس اندازیه که تو قلک دل پارتنرتون جمع میکنید
گل خریدن زن ومرد نداره
دخترا
اگر حس میکنید دلتون میخواد براش گل بخرید
این کارو بکنید
396
تو هر پیج یا کانالی که میرم همه هرروز دارن تلاش و کوشش میکنن و بدون خستگی دارن روتینشونو انجام میدن
یعنی فقط منم که دارم زندگیمو به جریان زندگی میسپارم🫤
396
این آهنگو گفتم یاد یه آهنگ خیلییی قدیمی افتادم
من دوران راهنمایی
درحالی که حتی پشه نر هم اطرافم پر نمیزد
و من هم کاملا تو یه باغ دیگه داشتم گلابی میچیدم
یه آهنگ دوستم بهم داد
متنش این بود:
تور سفید رو سرت
پیرهن مشکی منه
الهی خوش بخت شی ولی
عشقت همیشه پیشمه
بعد من اینو گوش میدادم
و به تمام معنا زار میزدم😐
بعد حتی با دوستام اینو گوش میدادیم
و دست جمعی هم زار میزدیم😐
396
بعد آهنگی که گوش میدم:
یه حلقه توی چشم من یه حلقه توی دست تو
هرچی بخوای همون میشم فقط نرو
😁😁
396
شدم عین ارسطو،بعداز مرگ چوچانگ!
هی مادرم میاد میگه خواستگار داری
هی من میگم من شوهر نمیخوام مادرمن😂🤦♀
396
خب
دوستان
آماده باشید برای ریزش بازار های طلا و دلار
تثبیت قیمت فعلی یا نهایتاً یکی دو درصد ارزان شدن کالاها
بازهم به زور شوک و ماساژ قلبی
این اقتصاد درکمای رو به موت رو
به حیات نباتیش برگردوندن😊👌
396
سرزمین کوچولوها(ممول)رو یادتونه؟!
دنبال خوشحال کردن (دختر مهربون)بود...
حتی یادم نمی اومد چنین برنامه ای وجود داره
مامانم گفت تو بچه بودی عاشق ممول بودی
یه قسمتشو تو شبکه پویا داشت پخش میکرد دیدم
احساسات و خاطره های عجیب و رنگی اون روزا برام تازه شد🙃
396
هوای بارونی دوتا انتخاب بهت میده!
۱) بمونی خونه زار بزنی
۲) بری بیرون قدم بزنی و سرحال بشی
396
امشب رو با این غزل تموم کنیم...
مولانا » دیوان شمس » غزلیات »
غزل شمارهٔ ۱۴۰۳
آمدهام که سر نهم عشق تو را به سر برم
ور تو بگوییم که نی، نی شکنم شکر برم
آمدهام چو عقل و جان از همه دیدهها نهان
تا سوی جان و دیدگان مشعله نظر برم
آمدهام که ره زنم بر سر گنج شه زنم
آمدهام که زر برم زر نبرم خبر برم
گر شکند دل مرا جان بدهم به دل شکن
گر ز سرم کله برد من ز میان کمر برم
اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم
اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم
آنک ز زخم تیر او کوه شکاف میکند
پیش گشاد تیر او وای اگر سپر برم
گفتم آفتاب را گر ببری تو تاب خود
تاب تو را چو تب کند گفت بلی اگر برم
آنک ز تاب روی او نور، صفا به دل کشد
و آنک ز جوی حسن او آب سوی جگر برم
در هوس خیال او همچو خیال گشتهام
وز سر رشک نام او نام رخ قمر برم
این غزلم جواب آن باده که داشت پیش من
گفت بخور نمیخوری پیش کسی دگر برم
396
امشب از اون شباس که دلم میخواد همینجوری تراوشات ذهنمو بنویسم
ولی چون دوست جدید داریم
میترسم اذیت بشن
شما قدیمیا پوستتون کلفت شده
این جدیدا ممکنه اذیت بشن
امشب رو بهشون اجازه میدم کمی اشنا بشن
از فردا شب دیگه غریبی نکنن😁✌️
