ch
Feedback
🤍📍𝒂𝒓𝒐𝒔𝒉𝒂_𝒔𝒂𝒚𝒂𝒓𝒊📚✍️🏻

🤍📍𝒂𝒓𝒐𝒔𝒉𝒂_𝒔𝒂𝒚𝒂𝒓𝒊📚✍️🏻

前往频道在 Telegram

🌻خانمُ وَکیلِ مُردادماهی👩‍⚖️ ⚖️منَ برایِ عِدالت می جنگم؛ برایِ آرامش لَبخند میزَنم. ✨️ «استفاده از محتوای این کانال مجاز نیست؛ »🧚‍♀️

显示更多
未指定国家未指定类别
2 124
订阅者
-1624 小时
-217 天
+5030 天
帖子存档
.اِمروز پلی لیست بی کلام گوش بدیم.✨🤍

غرور و سیاست جاش تو رابطه و رفاقت نیست

سراسر خیر است،تاخیر های خداوند…

باتشکر از اساتید عزیزم بابت نمرات درخشانی که بهم دادن.🦦📚

اگه عرضه ندارید ذوق آدمها رو کور نکنید. عشقشون، احساسشون رو حیف نکنید. شاید اون آدم سالها با خودش جنگیده تا بتونه دوباره کسی رو دوست داشته باشه.

. عکاس من. 🧚‍♀🌺⚖
+1
. عکاس من. 🧚‍♀🌺⚖

.اِمروز ویگن از یار ِ بَلا برامون میخونه.✨🤍

Repost from N/a
گريزانم از اين مردم كه با من به ظاهر همدم و يكرنگ هستند ولي در باطن از فرط حقارت به دامانم دو صد پيرانه بستند.

🩵✨🌱 درودونوروآرامش؛ .عکاس من.
🩵✨🌱 درودونوروآرامش؛ .عکاس من.

بعضی وقتا مرورم کن. یادت بیار که چقدر واست جنگیدم، چقدر واست دوییدم، چقدر واست ذوق داشتم، چقدر دوستت داشتم، چقدر واقعی بودم، و تو همشو نابود کردی.

عکاس من. نور بخیر.
عکاس من. نور بخیر.

این چند روز مهمون داریم (: و خیلی عشقن آقا(:😭 حتی دوست خوبم پیدا کردم اسمش سپهره(: بعد یکی شونم آلمانه(:(:

اِمروز یه نی نی به اسم صحرا رو بغل کردم و عجیب آرامش داشت (:(:🥲✨ قربونش برم (:

اتفاقات به خواب سفید زمان سفر می کنند. بمب اتمی کاغذی برثلابت زمین شادی را می بوسد. به گذر زمان در عصر حَجرِ آدم فضایی ها سفر می کنیم. همچون سرخوش و سرمست بی گدار به آب می زنیم. و فلاسفه عشق را می بوسیم در ابعاد حزن آلود عشق راز دلتنگی را فاش می کنیم. ودر فراغ دوران کُهولت کودکی ام در سرزمین اقیانوس ها آب تنی می کنیم. اتفاقات به طرز عجیبی قهر می کنند و دیگر قادر به رخُ دادن نخواهند بود. دچار نوسان ارزی می شوند و لبخند هایشان در بستر تنهایی می خوابد. اتفاقات رویای سفید اند برای نبرد و مبارزه برای ادامه زندگی … #به_قلم_آروشا

.برای اِمشب با صدای بلند برامون میخونه.🤍✨ .ارسالی چنل توهمات کلامی.

اشک‌هایی سرازیر می‌شوند اشک‌هایی سرازیر می‌شوند از روی دلتنگی؛ برای صدایی، برای آغوشی، برای کسی که هم هست و هم نیست. شاید در خیالم زندگی می‌کند؛ آرام و بی‌صدا. با این وجود، درونم را آزار می‌دهد؛ عدم اطمینان از وجودش. باور من این است که هست؛ اما آیا روزی نمایان خواهد شد؟ آیا راضی خواهد شد خودش را به من نشان دهد؟ یا فقط صدایی خواهد ماند و بعد، محو خواهد شد؛ انگار که هرگز وجود نداشته است، انگار که هرگز «منی» وجود نداشته که تشنهٔ دیدن و شنیدنش بود. بی‌توجه، انگار که اصلاً مرا نمی‌شناسد، از کنارم می‌گذرد و فراموشم می‌کند. .میم. رِ. میم. .مرداد۱۴۰۵. @verbalillusions

.اِمروزرضابهرام از یارِ برامون میخونه.✨🤍