فمبوی اعتراف eteraf
الذهاب إلى القناة على Telegram
بهشت فمبوی ها اینجاست 🍄 تبلیغات : @LafiteAds
إظهار المزيد📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام فمبوی اعتراف eteraf
تُعد قناة فمبوی اعتراف eteraf (@m_aib) لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 23 486 مشتركاً، محتلاً المرتبة في فئة اخرى.
📊 مؤشرات الجمهور والحراك
منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 23 486 مشتركاً.
بحسب آخر البيانات بتاريخ 18 أكتوبر, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار -1 272، وفي آخر 24 ساعة بمقدار 9، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.
- حالة التحقق: غير موثّقة
- معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 10.83%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 3.70% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
- وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 2 545 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 869 مشاهدة.
- التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 105.
📝 الوصف وسياسة المحتوى
يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
“بهشت فمبوی ها اینجاست 🍄
تبلیغات : @LafiteAds”
بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 19 أكتوبر, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة اخرى.
23 486
المشتركون
+924 ساعات
-1677 أيام
-1 27230 أيام
أرشيف المشاركات
23 486
اعتراف شماره 417
سلام راستش نمیدونم چجوری بگم ولی محمدم،۱۶ سالمه ۱۳ سالمه که بود و حدود ساعت ۵ قرار شد برم نون بگیرم،رفتم بیرون و ی ماشین اومد کنار و شیشه رو داد پایین گفت:عابر بانک چجوری باید برم،منم بهش گفتمو و اینا بعد پیاده شد گفت دقیق با دست نشونم بده که داشتم به یارو میگفتم حروم زاده از پشت گرفتم انداختم تو ماشین و چند دقیقه بعد بیهوش شدم. بههوش که اومدم دیدم توی اتاقیم،هوا بیرون تاریکه،لخت بستنم به تخت و فقط ی دامن کوتاه تنمه. حدود ۵ دقيقه بعدش اون دو تا حرومزاده اومدن تو اتاق به هر نحوی ازارم دادن،بهم تجاوز کردن،(دید نداشتم)ی شی خیلی بزرگ و کلفتو بزورسعی کردن ته بهم فرو کنن،وحشیانه کتکم زدن و اینا..... حروم زاده های بیناموس وقتی از شدت درد داشتم داد میزدن دهنمو بستنو و به کار خودشون ادامه دادن. حدود دو سه ساعت دیگه بیخیال شدن و بزور خوابم برد فرداشم دوباره شروع کردن ولی اینسری دیگه فقط تجاوز نکردن،هنوزم وقتی یاد اون دو روز میوفتم یجوری میشم. بیناموسا ازم کلی فیلم گرفتن،اذیتم کردن و خیلی چیزای دیگه که نمیخوام بگم همون بعد از ظهرش خداروشکر پیدامون کردن(عموم پلیسه)؛منو مستقیم فرستادن بیمارستان و ۲ تا عمل انجام دادم،و هیچوقت نفهمیدم سرنوشت اون بیناموسای ۳۳ پدر چی شد. خلاصه که حواستون به خودتون،بچهاتون و خواهر برادراتون باشهID : @m_aib 📣
23 486
اعتراف شماره 416
سلوم میخوام اعتراف کنم که از خانوم های سن بالا یا از خودم بزرگ تر خیلی خیلی خوشم میاد پسرم ۱۵ سالمه گرایشم استیریت ع من معنی استیریت نفهمیدم یادم میشه خیابون😂 با دختر های هم سن خودم نمیتونم ارتباط بگیرم جواب سلام هم نمیدن توی گروه هاااا نامردا انگار عقده ای ان😂 داشتم میگفتم عاشق دختر های از خودم بزرگ ترم خودم پسر خوبیم درس خونم اگر یک خانمی یا دختری هست پسر ۱۵ ساله بخواد بیاد پی عکسمم میفرستم خوشش نیومد برعID : @m_aib 📣
23 486
اعتراف شماره 413
سلام ۱۷ سالمه گی هستم و دنبال یه کیر همسن هستم لطفا کامنت بزار 😂😂ID : @m_aib📣
23 486
اعتراف شماره 412
سلامممم پسر هستم اسممو نمیگممم ولی ۱۴ سالمه الان کلاس نهمم اومدم یه خاطره از کلاس هفتم بگمممم کلاس هفتم که بودم واسه امتحانات خرداد که میرفتیم مدرسه بعد مدرسه با ۴ تا دیگه دوستام همیشه میرفتیم بیرون بعد یه روز که سه شنبه بود بعد از امتحان رفتیم بیرون و یه دو ساعت گذشت که یکی از دوستام بهمون گفت مامان بابام نیستن بیاین بریم خونمون ما رفتیم خونشون پا تلویزیون و اینا که اون ۳ تا دوستم چون دیرشون شده بود رفتن فقط ما دوتا مونده بودیم بعد کم کم دوستم هی میومد میگفت مال تو چند سانته تا حالا خودتو انگشت کردی و ازین حرفا بعد من یهو دیدم شرتشو در اورد جلوم😭😭😭😭😭 یه کیر ۱۵ سانتیه خوشمزهههههههههههههه اصن باورم نمیشد خلاصه گفتش بیا ۵۰ ۵۰ بزنیم که من اولش با این که خوشم میومد مخالفت میکردم اما بعدش منم لخت شدم و حدود یک ساعت باهم سکس کردیم و آخرش ابشو خوردممممم😭😭😭😭ID : @m_aib📣
23 486
اعتراف شماره 411
سلام یه خاطره تعریف کنم براتون . پسرم ۲۲ اون موقع ها که اوج بلوغم بود و ۱۶سالم بود آبجیم خرگوش داشت و از شانس خوبم ماده بود یه روز که خواهرم خونه نبود خرگوشش گاییدم و کارم که باهاش تموم شد لباسام پوشیدم از خونه زدم بیرون شب که اومدم خونه دیدم خواهرم داره گریه میکنه گفتم چی شده گفت خرگوشم مرده ... تجربه ثابت میکنه با هر جنس مونثی سکس نکنید تا خاطره بعدی بای بای 💋ID : @m_aib📣
23 486
اعتراف شماره 410
من پسرم،یروز با ی دختره هم سن خودم اشنا شدم قرار شد برم خونشون برای.....،رفتم خونشون گفت اول برو اینارو بپوش،گفتم چیه گفت کارت نباشه ی جفت جوراب شلواری بود با ی دامن کوتاه سکسی اقا من اینو پوشیدم ازش پرسیدم چرا گفت با هم ست کنیم بعد بریم رو کار گفتم حله و اینا بعد نشست ارایشم کرد و بهم لاک زد،گفتم خب حالا شروع کنیم؟گفت اول دراز بکش رو تخت ی ذره اذیتت کنم بعد.شروع کنیم،من خیلی هیجان زده رفتم دراز کشیدم و اون منو با طناب بست ب تخت بعد یهو دیدم لباسشو دراورد دیدم اندازه ی بادمجون کامل کیر داره حرومزاده پسر بود ولی اینقدر ناز بودو صداش دخترونه بود اصن شک نکردم این بیناموس قشنگ ۲ ساعت بهم وحشیانه تجاوز کرد،فیلمم گرفت اخرش جوری بودم که اصلا هیچجوری نمیتونستم راه برم،بعدشم منو با همون سر وضع سکسیه دخترونه انداخت بیرونID : @m_aib📣
23 486
اعتراف شماره 409
سلاممم لطفا بزار من ۱۳ سالمه و تقریبا ۳ ساله ذو تا ساید دارم،ساید اولم که خودمم و ساید دومم ساید دخترونمه یعنی گی نیستم و کانل هم فمبوی نیستم،ولی علاقه خاصی به لباسای دخترونه و ارایش و مخصوصا لاک دارم اصلا هم از مفعول بودن خوشم نمیاد وقتیم ک خودم مثلا خودمو ارایش میکنم زیاد بهم حال نمیده،بیشتر(خیلی)دوست دارم ی دختری منو فمنایزم کنه و تحقیرم کنه و اینا... ی خواهر ۲۱ ساله دارم مامانم هست،خواهرم میره ی شهر دیگه دانشگاه و خیلی دیر به دیر میبینمش با خواهرم تقریبا رابطه خوبی داریم و خداروشکر شوخه حالا ی کمکی کنید ک من ی شرایط بچینم که اونا(خواهر و مادرم)بهم لباس خودشونو بدن یا ارایشم کنن یا برام لاک بزننو اینا،بدون اینکه من خودم مستقیم حرفی در این باره بزنم مثلا یکی از پلن های خودم که جواب داد این بود که به خواهرم گفتم لبم خشک شده،اونم یکی از بالم لب های خودشو بهم زد ک رنگیو دخترونه بودID : @m_aib📣
23 486
اعتراف شماره 408
سلام امین هستم ۱۹ سالمه یه عوضی زمانی که ۱۳ سالم بود بهم فیلما گی نشون میداد چون من گوشی نداشتم فقط اون فیلما رو میدیدم کم کم حسم رو از دست دادم به دخترا و هیع داشت عجیب تر میشد فتیشام یه دوست داشتم تو یه گپ اسمش روهام بود یه خرگوش داشت تو یکی از عکسا چیز خرگوشه معلوم بود و منو عین دیوونه ها کرده بود بخاطر فیلم هایی که میدیدم عاشق خرگوش شده بودم همینطوری بهش میگفتم اره خرگوشت امروز چطوره یه عکس ازش بده یهو به خودم اومدم و بنش کردم از اون روز به بعد گفتم کیر فقط کیر انسان بجا پول دادن به وی پی ان فروشم که اسمش احسان بود یهو عکس پاهامو فرستادم اول فکر کردم فوهشم میده ولی یهو یه پیام بدنمو آتیشی کرد نوتیف اومد : تا قبل از دیدن پاهات زندگی برام بی معنی بود . از اونجا به بعد گیر داده بود هر ساعت باید عکس پاهامو براش میفرستادم ولی بعد از اینکه سروراش به مشکل خورد و یه پول گنده ای از دست داد بهم گفت برو نبینمت عوضی اشغال ولی وقتی چتو پاک کرد نیم ساعت بعد پیام داد پاهاتو ببینم خودتو نه من از این کارش ناراحت نشدم و بیشتر خوشم اومد جوری که الان همه خود ارضاییام با چتا اونه و بعد ۳ سال هنوز تو رابطه ایمID : @m_aib📣
23 486
اعتراف شماره 407
سلام من فمبویم و ۲۱ سالمه سال پیش یه شوگرددی پیدا کرده بودم که دنبال پسر بود خیلی پولدار بود ولی مشکلش این بود اصلا تویه شهر دیگه بود میدونستم اگه بدم بهش پول میده بهم واسه همین با بهونه های فراوان رفتم یه شهرشون رسیدم که خونشون بالا شهر بود خونش خیلی خوشگل بود رفتم تو خونش از همون اول میمالید منو.یه ساعت گذشت شب شد گفتش که من خشن دوست دارم و میخوام که دست و پاهاتو ببندم بست دست و پاهامو تا خود صبح داشت منو میکرد خیلی درد داشت ولی عوضش فرداش که میخواستم برم ده میلیون داد و رابطمون الانم ادامه داره و هر سال باید بهونه جور کنمو برم پیشش.ID : @m_aib📣
23 486
اعتراف شماره 406
سلام امین هستم ۱۹ سالمه یه عوضی زمانی که ۱۳ سالم بود بهم فیلما گی نشون میداد چون من گوشی نداشتم فقط اون فیلما رو میدیدم کم کم حسم رو از دست دادم به دخترا و هیع داشت عجیب تر میشد فتیشام یه دوست داشتم تو یه گپ اسمش روهام بود یه خرگوش داشت تو یکی از عکسا چیز خرگوشه معلوم بود و منو عین دیوونه ها کرده بود بخاطر فیلم هایی که میدیدم عاشق خرگوش شده بودم همینطوری بهش میگفتم اره خرگوشت امروز چطوره یه عکس ازش بده یهو به خودم اومدم و بنش کردم از اون روز به بعد گفتم کیر فقط کیر انسان بجا پول دادن به وی پی ان فروشم که اسمش احسان بود یهو عکس پاهامو فرستادم اول فکر کردم فوهشم میده ولی یهو یه پیام بدنمو آتیشی کرد نوتیف اومد : تا قبل از دیدن پاهات زندگی برام بی معنی بود . از اونجا به بعد گیر داده بود هر ساعت باید عکس پاهامو براش میفرستادم ولی بعد از اینکه سروراش به مشکل خورد و یه پول گنده ای از دست داد بهم گفت برو نبینمت عوضی اشغال ولی وقتی چتو پاک کرد نیم ساعت بعد پیام داد پاهاتو ببینم خودتو نه من از این کارش ناراحت نشدم و بیشتر خوشم اومد جوری که الان همه خود ارضاییام با چتا اونه و بعد ۳ سال هنوز تو رابطه ایمID : @m_aib📣
23 486
اعتراف شماره 404
دیشب برای اولین بار ساک زدم پسر داییم بود شب داشتم خونه ش فیلم ترسناک میدیدیم شروع کرد ب مالیدنم رفتیم اتاق خودمون رو بهم مالیدیم و اخرش گفت برام بخور گفتم نمیخوام لاشی گفت بعدش برات میخورم خوردم براش تا تهه گلوم و اینکه اصلا گاز نگرفتم عجیبه تو سوپر میبینم زنا گاز میگیرن ولی من... خلاصه جق زد و ابش اومد و تا اومد برام بخوره مامانش زنگ خونه رو زد و رفتیم کالاف بازی کردیم تا بپیچونیم خلاصه ک همه این اتفاقا برام افتاد و واقعیه و هنوز کون ندادم ی خورده حس گناه و ترس هم دارمID : @m_aib📣
23 486
اعتراف شماره 403
سلاملامیییییلامیییییییی من سینام ۱۶ سالمه👈🏻👉🏻 پارت پنجم صحبتام و وقتی این شورت منو پیدا کرد مادرم بهم نگفت و فککنم شک کرد بهم بعد از اون زیاد دیگه حرکت مقعدی ای انجام ندادم تا چندوقت بعدش که خیلی حشری شدم و یه حالت بطری خیلی کلفت با طول ۳۰ سانت رو نشستم روش و کردم تو کونم که خیلی حال داد🎀🥹 بعدش کم پیش میاد بتونم لذت ببرم از کونی بودنم ولی امشبم خونمون خالیه نمیدونم تا فردا خالیه یا نه ولی خب نتونستم فعلا کاری کنم با اینکه شیوم و لختم و باسنم منتظره که جر بخوره ولی هنوز کاری نکردم چون دارم برا شما کیر کلفتای حشری داستانمو میگم و من امشب احتمالا کارمو توی حموم انجام بدم با یه هویج کلفت من دوسدارم مثل یه جنده باهام برخورد بشه انگارکه وظیفمه کون بدم و باید آب کیر بقیه رو راه بندازم و مجبورم حتی براشون ساک بزنم و ابشونو قورت بدم و انگار در ازای این کار پول میگیرم و وظیفمه و باید خدمت رسانی کنم پس دوسدارم منو بکنید و راجبم چیزای جنسی بنویسید تا نود و فیلم براتون بزارم شاید کلی شب خوشگلکنارهم صبح کنیم کلفتای من منم برم باسنمو با اون هویجه جر برم فعلاااا🍑ID : @m_aib📣
23 486
اعتراف شماره 402
سلامملاملامممممممم من سینام ۱۶ سالمهههه پارت چهارم صحبتام من وقتی شیو کرده بودم و دیدم چقد جذاب تر شدم اینجوری یه شورت رو دزدیدم و دیگه برنگردوندم (شورت قبلی که دزدیدم رو وقتی از خونه مادربزرگم اینا برگشتم گذاشتم سرجاش و کسی نفهمید) ولی دیگه یه شورت زنونه خیلی خوشگل لامبادا و طوری مشکی با جاهای بوس دزدیدم و دیگه قصد برگردوندنشو نداشتم باهاش هم کلی نود خاطره ساز گرفتم🫠 که هنوزم دارمشون با اینکه هرچند وقت یه بار نودامو پاک میکنم اونارو دارم و اگر دوسداشتین براتون بصورت ناشناس میزارمشون🥹 باسنم عین سفید برفی نرم و ناز افتاده بود تو اون نودا و همونجوریم بود ولی خب دیگه گذشت و من هی ازین کارا میکردم خیلی شبارو تا صبح از ناحیه باسن خودمو جر میدادم تا حدی که یشب خون اومد از باسنم یه عالمه چون یچیز خیلی دراز کرده بودم تو باسنم بیرون زدگی مقعدم خیلی زیاده مث یه پورن استاره خانومه مقعدم انقد بیرون زده ولی نزاشتم گشاد بشم تا گذشت و گذشت هی فیلمای سکسی میگرفتم و پاک میکردم تا یروز خونه خالی بود دیگه شلوار زنونه پوشیدم شورت زنونه های مختلف پوشیدم و سوتین پوشیدم و تیشرت زنونه پوشیدم و میکاپ کردم و با ماژیک روی ناخونام لاک زدم و جوراب ساق بلند پوشیدم و واقعا یه فمبوی واققعی با باسنی تمیز و کردنی شده بودم دیگه اونروز به خودم رحم کردم و زیاد باسنمو جر ندادم ولی خیلی بم خوش گذشت و فیلم و نودای اونموقعم پاک کردم تا اساس کشی خونمون اتفاق افتاد و مادرم برای اینکه کیفمو بگرده شورت زنونم رو پیدا کرد🥲 ادامه پارت پنجم به جون همه عزیزانم همه حرفام واقعین🎀ID : @m_aib📣
23 486
اعتراف شماره 401
خب سلاملاملاملامممم من سینام ۱۶ سالمه اینم پارت سوم حرفامه👈🏻👉🏻 دیگه ازونجا شروع شد تا رفتم کلاس نهم و قراربود برم خونه پدربزرگمینا شب بمونم و چون میدونستم زیاد باهام کاری ندارن و چکم نمیکنن و موقع خوابیدن اصلا نمیان تو اتاقی که من هستم دزدی یکی از شورت هارو ورداشتم که بنفش بود و پر پاپیون و لامبادا بود رو دزدیدم و رفتم خونه پدربزرگم اینا قبل اینکه بخوابن من از شدت حشریت اون شورت رو از کیفم در اوردم و رفتم دستشویی شورت خودمو در اوردم و اون شورته رو پوشیدم و روش شلوارکمو پوشیدم😅 اونشب وقتی مادربزرگ و پدربزرگم خوابیدن و من تو پذیرایی بودم از حس مفعولیت زیاد با ۴ نفر سکس چت کردم و براشون نود فرستادم و آب ۴ نفر رو اوردمممممممم واقعا حس اینکه بتونم حس جنسی بقیه رو ارضا کنم خیلی بهم لذت میده دوسدارم یه فمبوی یا مفعولی باشم که جنده است و واقعا جنده ام بعد از اونشب وقتی رفتم خونه باسنم رو کاملللللل شیو کردم🫠 عین آینه شده بود بچم(باسنم) و من اونموقع بود که وارد یه فصل جدیدی از مفعولیت شدم ولی یه اتفاق خیلی بدی افتاد که باعث شد خانوادم شک کنن بهم ادامه پارت چهارم به جون همه عزیزانم همه حرفام واقعین🎀ID : @m_aib📣
23 486
اعتراف شماره 400
خب سلامی دوباره من سینام ۱۶ سالمه پارت دومه صحبتام و دنیای مفعول بودنم من تا یه تایم زیادی مفعولیت جدی ای داشتم و مخصوصا زمانی که میرفتم شمال خیلیییی حشری تر میشدم یعنی همه سرصبح خواب بودن من از زیر پتو داشتم خودمو انگشت میکردم و حس مفعولیت اینکه شورت زنونه بپوشم یکی بیاد بکنتم و بزنه منو درحین کردن و کونمو بخوره و بماله رو خیلی دوسداشتم و دوسدارم دیگه کارم به جایی رسیده بود که مثلا خانواده توی پذیرایی بودن منم تو پذیرایی زیر پتو خودمو زده بودم به خواب ولی داشتم با سولاخ کونم ور میرفتم🫣🫶🏻 گذشت تا زمانی که یبار دیگه هم خونه خالی شد و دیدم واقعا برامن انگشت کردن خودم یا اینکه وسایل کنم تو کونم با شورتای خودم کافی نیست سعی کردم شورت زنونه ی یدونه از خواهرامو بپوشم ولی نمیرفت تو پام با اینکه کامل هم نتونستم تنم کنم اون لباس زیر رو ولی واقعا حس دادنم خیلی بیشتر شد با این حس که دارم شورت زنونه میپوشم ادامه پارت سوم به جون همه عزیزانم همه حرفام واقعین🎀ID : @m_aib📣
23 486
اعتراف شماره 399
سلام اسم من سیناعه ازین ببعد پیامی با اسم سینا فمبوی ۱۶ ساله دیدید بدونید منم من ۱۶ سالمه و از ۱۲ سالگی تقریبا کم کم مفعولیت رو شروع کردم که اولین بار از روی کنجکاوی توی حموم یک مسواک رو از دسته اش کردم تو مقعدم ولی چون نمیدیدمش که داره میره تو یا نه تا تهش کردم تو باسنم و ناخود اگاه آهم در اومد انقد حس لذتی داشت که نمیشد توصیف کرد ولی ترسیدم و درش اوردم اونموقع کلاس هفتم بودم رسیدم به تابستون کلاس هشتم که رفته بودم برای چندماه خونه خالم و یروز حموم بودم که با یه ژیلت اینبار اینکارو امتحان کردم و از دسته کردمش توی باسنم و خیلی بهم حال داد حتی آینه گذاشتم کنار باسنم که اینکه دسته ی ژیلته داره میره تو باسنم رو ببینم ولی همونموقع یکی در زد و گفت زودتر بیا بیرون و جمع کردم خودمو بعدش که رفتم کلاس هشتم و خونمون بودم دنیای جنسی من شروع شد هرشب شورت هامو به شکل لامبادا در میاوردم و نود میگرفتم و کلی لذت میبردم و چون پشم نداشتم انچنان نیازی به شیو کردن نداشتم ادامه پارت دوم به جون همه عزیزانمم همه حرفام واقعین🎀ID : @m_aib📣
23 486
اعتراف شماره 398
سلام من میخواستم درخواست خواستگاری کنم از یکی از افرادی که داخل کاناله و این پیامه رو میبینه ، اسمش مهدیار ولی پور چناریه ، لطفا عشقم جواب منو با بله بده 🥺ID : @m_aib📣
23 486
اعتراف شماره 397
سلام میدونم یکم چیزه ولی خب واقعا حس خوبی ندارم تروخدا جوابمو بدین💔اقا من سینه هام مثل هم نیست😭یعنی نه اونقدر ها ولی خب فرق داره یکم و من خجالت میکشم به مامانم یا کسی بگم و نمیدونم چیکار کنم وای طبیعیه؟حس میکنم وسواس گرفتم یا یه همچین چیزی ولی خب خیلی چیزههههه کمکککID : @m_aib📣
