🌈𝐏𝐚𝐫𝐚𝐥𝐥𝐞𝐥 𝐆𝐚𝐥𝐚𝐱𝐢𝐞𝐬💜
🌌 به Parallel Galaxies خوش اومدی... جایی برای عاشقانههایی فراتر از مرزها 🌈 🎬 BL | GL | Asian Series 💜 داستانت رو در کهکشان ما پیدا کن... 📍کانال اخبار و آپدیت : @ParallelLoves کانال تبمون :https://t.me/PGPromoTab @ParallelGalaxies
إظهار المزيد📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام 🌈𝐏𝐚𝐫𝐚𝐥𝐥𝐞𝐥 𝐆𝐚𝐥𝐚𝐱𝐢𝐞𝐬💜
تُعد قناة 🌈𝐏𝐚𝐫𝐚𝐥𝐥𝐞𝐥 𝐆𝐚𝐥𝐚𝐱𝐢𝐞𝐬💜 في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 10 874 مشتركاً، محتلاً المرتبة 23 618 في فئة أفلام والمرتبة 30 099 في منطقة إيران.
📊 مؤشرات الجمهور والحراك
منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 10 874 مشتركاً.
بحسب آخر البيانات بتاريخ 13 أكتوبر, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار 1 972، وفي آخر 24 ساعة بمقدار 160، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.
- حالة التحقق: غير موثّقة
- معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 9.57%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 8.20% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
- وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 1 018 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 872 مشاهدة.
- التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 40.
📝 الوصف وسياسة المحتوى
يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
“🌌 به Parallel Galaxies خوش اومدی...
جایی برای عاشقانههایی فراتر از مرزها 🌈
🎬 BL | GL | Asian Series
💜 داستانت رو در کهکشان ما پیدا کن...
📍کانال اخبار و آپدیت : @ParallelLoves
کانال تبمون :https://t.me/PGPromoTab
@ParallelGalaxies”
بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 14 أكتوبر, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة أفلام.
بدون اجازه ی مسترش ، رفته مهمونی و حالا داره توسط مسترش جلوی لیتل بویشون به فاک میره🤤🍼دستشو از روی شلوار به دیکم رسوند و توی مشتش گرفت🫦 _که بدون اجازه ی من میری هرقبرستونی که دلت میخواد؟!😡 دستمو روی دست بزرگش گذاشتم و _م..ن اههه فِش...اهه فشار اومم🤤 با ضربه ی محکمی که به دیکم زد فریاد خفه ای از درد زدم و با چشمای نیمه باز و پر از شهوت اول به چشمای ترسیده و گرویونه حامی و بعد به اربابم خیره شدم _امشب که بدون لوب کردمت میفهمی اجازه نگرفتن از من چه عواقبی داره🔪🫣
ژانر : گی ، تریسام ، ددی ، لیتل بوی ، مستر ، اسلیو ، مافیایی ، فول صحنه🤤https://t.me/+PN8kLocvo6AxNmNk
به بدن آگوستو نگاه کرد و وقتی آگوستو پاهاشو باز کرد باعث شد پیترو تحـریک بشه. پیترو سریع خودشو بین پاهای باز شده ی آگوست قرار داد و سعی کرد دیـکشو به آگوست بماله. با مالش دیـک پیترو ، آگوستو سرشو با لذت به عقب خم کرد و با صدای تقریبا بلندی گفت "آه ،پیترو" . رُمـ/ـان بی ال 🫣👅 "عشق 15 ساله" ❤️🔥 عشق کلمه ای که سه حرف داره،ولی فقط با یک نفر تجربش میکنی! https://t.me/+LLeyDJaTM5gzMGNk https://t.me/+LLeyDJaTM5gzMGNk
لکسان اندرسون کسی که هرشب به ارادش صد ها نفر پذیرای دی*کش برای یه پسر نوجوون راست کرده🫣 لکسان بعد از چند سال شــــ🥵ـــــق کردن با دیدن عکسای بدن سفید ویلیام، حالا مالکیت تن ویلیامو به اسم خودش میزنه📛❌پاهاشو دور گردنم فرستادم و دی🫦کــــــــم رو تا ته توی ســــ🫧ــــوراخ تنگش فرو بردم🔞 باســــ🍑ـــــن نرمشو توی دستام گرفتم تا بیشتر خودمو توش حس کنم. وحشیانه تلمبـــ❌ـــــه زدم تا عوض این همه سال دوری رو در بیارم. وقتی دیدم نفساش تنگ اومده بیشتر روی بدنش خم شدم و گاز محکمی به یکی از نیپــــــ🍒ـــــلاش زدم. گردنشو از شهوت قوس داد و ناله ی غلیطی از ته گلوش سر داد.‼️ سرمو بالا اوردم و نگاش کردم.
+دلم برات تنگ شده بود.وقتی آب از دی🍆کــــــ کوچیکش جلوی چشمام بیرون اومد، دستمو روی کلاه💥کـــــــــش گذاشتم تا جلوی ارضـــــ💦ـــــــا شدنشو بگیرم. سرعت تلمبــ۲️⃣ــــه هامو بیشتر کردم و هر ضربه رو از قبلی عمیق تر میزدم.👅
+بگو پسر کی ای؟بدنش از لــــ🔥ــــذت زیر تنم میپیچید.
_تو. تو، پسر توام.دستمو با سرعت روی دیــ🍌ـــک بالا پایین کردم که آبــــــــ💧ش روی دستام ریخت. +فاکـــــ🚫ــــــ https://t.me/+TH8T25pbz0o2NjVk
ژانر:اسمات، گی، استاک، خشن⛔️ممنوعه ترین و سکسی ترین رمان بی ال🤤
صورتش کاملا به صورتم چسبیده بود و فقط تکون خوردن لباش باعث برخورد لبامون به هم میشد. _کور میکنم چشم کسیو ک بدن لاویل منو ببینه. هر کسی،هر جایی، کوچیک ترین انگشتش هم بهت بخوره در جا قطعش می کنم. پس خودت بفهم کی ای. کی ازت خوشش میاد و برای کی چه جایگاهی داری.🔞
پسری که شاهد معاشقه دوست پسرش با دوستش بود. برای انتقام از دوستش مجبور میشه مخ کراش دوستشو بزنه حتی به قیمت استفاده از بـــ🤤ـــــدنش _ من به هر پسری اجازه نمیدم حتی به دیــــکمم نگاه کنه بماند که برام ســـــــاک بزنه. در حالی که زبــــ👅ـــونشو به سر دیــــــک لیام کشید چشماشو دوخت به صورت لیام و گفت: +اعتراف میکنی که ازم خوشت میاد؟👄 به خاطر گرمای زبون نووا چشماشو بست و با شنیدن جمله نووا چشماشو باز کرد و پوزخندی زد. موهای نووا رو توی مشتش گرفت و لب زد: _خیلی حرف میزنی. سر نووا رو بین پاهاش فشار داد و نصفی از دیــــ🫣ـــکشو وارد دهنش کرد. چشم های ابی پسرک نمـــــ😈ــــدار شد اخماش رفت تو، اما کم نیاورد. ☆☆رمانی با ژانر بی ال انتقامی عاشقانه☆☆
