ar
Feedback
𝆺ㅤرُویـا‌ نـویس

𝆺ㅤرُویـا‌ نـویس

الذهاب إلى القناة على Telegram

ㅤ ⎯  ✒️ ﹕ ㅤㅤ ،فـانتزی فقط یه ژانـر نیستـ ㅤㅤㅤیـه در جادوییـه بـه یـه دنیایِ بهتر ㅤ

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
383
المشتركون
-224 ساعات
-197 أيام
+6430 أيام
أرشيف المشاركات
.

sticker.webp0.00 KB

❖ رقص قلم و کاغذ خورشید چشم بسته و آسمان گرما و نور نارنجی‌اش را در آغوش گرفته بود. کارگاهی پس از مدت‌ها خاک خوردن دوباره بوی کاغذ در هوایش پخش شده و سکوتی که نه از تنهایی، بلکه از حضور آرام‌بخش دانش‌آموزان متمرکز بر کارشان بود.

No deleted account found from 200 scanned users from this group 🚫👻 💬 Send /lang to change language of the bot

❖ رقص قلم و کاغذ خورشید چشم بسته و آسمان گرما و نور نارنجی‌اش را در آغوش گرفته بود. کارگاهی پس از مدت‌ها خاک خوردن دوباره بوی کاغذ در هوایش پخش شده و سکوتی که نه از تنهایی، بلکه از حضور آرام‌بخش دانش‌آموزان متمرکز بر کارشان بود.

.

sticker.webp0.00 KB

No deleted account found from 200 scanned users from this group 🚫👻 💬 Send /lang to change language of the bot

❖ خداحافظی فرق‌است میان «باید بروم» و «باید برگردم‌» هنگامی که می‌گویی باید برگردی یعنی جایی، مکانی، خانه‌ای امن وجود دارد که به آن تعلق داری. اما رفتن، بدان معناست که مقصد مشخص نیست و خانه‌ای وجود ندارد، پیش‌رویت فقط یک جاده‌است و میل به قدم برداشتن در آن و دور شدن از هر آن‌چه بر تو آشناست. حال، باید بروی؟ یا باید برگردی؟

.

sticker.webp0.00 KB

❖ بازی در جهان خاموش | پارت ششم نور، تاریکی، بازی جالب؛ اما بدون هیچ مسیری برای پیشروی.

مرسی از بات و خودم✨

@chToolsBot 2UjIdlGZojccVvnT0GATvjxWjgoDKF

هی گفتم یادم میره تهشم واقعا یادم رفت...

ای وای...

.

sticker.webp0.00 KB

❖ نجات خدایانی که شاهد همه چیز بودند اما حق دخالت نداشتند. نبردی که بیش از حد به طول انجامیده بود و مرگ‌های بی‌شمار.

پست امروز یه اشاره‌ای می‌زنه به این داستان. خواستم از قبل خبر داده باشم.