ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

𝖲𝖾𝗍𝖺𝗒𝖾𝗌𝗁 𝖲𝗍𝗎𝖽𝗂𝗈🗽

𝖲𝖾𝗍𝖺𝗒𝖾𝗌𝗁 𝖲𝗍𝗎𝖽𝗂𝗈🗽

الذهاب إلى القناة على Telegram

شعر؛ سطر؛ کُد؛ هوشِ مصنوعی. ✨ در امتدادِ ادبیات و تکنولوژی. نویسندهٔ بین‌المللی | پای ثابتِ دانشگاه صنعتی شریف پژوهشگرِ مرکز ژرف‌دادهٔ دانشگاه استنفورد آمریکا پیغام‌های شما: @EchoesOfSetayeshBot

إظهار المزيد

📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام 𝖲𝖾𝗍𝖺𝗒𝖾𝗌𝗁 𝖲𝗍𝗎𝖽𝗂𝗈🗽

تُعد قناة 𝖲𝖾𝗍𝖺𝗒𝖾𝗌𝗁 𝖲𝗍𝗎𝖽𝗂𝗈🗽 (@echoesofsetayesh) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 43 567 مشتركاً، محتلاً المرتبة 613 في فئة الكتب والمرتبة 8 158 في منطقة إيران.

📊 مؤشرات الجمهور والحراك

منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 43 567 مشتركاً.

بحسب آخر البيانات بتاريخ 28 أكتوبر, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار 46، وفي آخر 24 ساعة بمقدار -184، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.

  • حالة التحقق: غير موثّقة
  • معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 6.45‎%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 3.56‎% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
  • وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 2 825 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 1 560 مشاهدة.
  • التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 785.

📝 الوصف وسياسة المحتوى

يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
“شعر؛ سطر؛ کُد؛ هوشِ مصنوعی. ✨ در امتدادِ ادبیات و تکنولوژی. نویسندهٔ بین‌المللی | پای ثابتِ دانشگاه صنعتی شریف پژوهشگرِ مرکز ژرف‌دادهٔ دانشگاه استنفورد آمریکا پیغام‌های شما: @EchoesOfSetayeshBot”

بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 29 أكتوبر, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة الكتب.

Buy Ad
43 567
المشتركون
-18424 ساعات
-8867 أيام
+4630 أيام
أرشيف المشاركات
ستایش🫠

آسمان، تنها جایی‌ست که بی‌آنکه چیزی را مالک شود، همه‌چیز را در آغوشِ وسعتِ خویش جای می‌دهد؛ ابرها می‌آیند، طوفان‌ها می‌گذرند، پرنده‌ها کوچ می‌کنند و شب، هر بار جهان را از نو تاریک می‌کند؛ اما آسمان، هیچ‌کدام را به ماندن مجبور نمی‌کند. شاید معنایِ عمیقِ آزادی همین باشد؛ آن‌قدر وسیع باشی که رفتنِ هیچ‌چیز، از وسعتت کم نکند.

آسمون

حداقل اگه پسندیدین اکت بدین

انگشتام بی‌حسه عملاً

خوبی‌کردن، همیشه به معنای نجات‌دادنِ کسی نیست؛ گاهی فقط یعنی در جهانی که آدم‌ها آن‌قدر خسته‌اند که توانِ مهربانی ندارند، تو تصمیم بگیری زخمِ تازه‌ای به کسی اضافه نکنی. نه برای تشویق، نه برای دیده‌شدن، نه حتی برای اینکه روزی خوبی‌ات به خودت برگردد؛ فقط چون می‌دانی هر انسانی، چیزی درونش دارد که دیده نمی‌شود. شاید شریف‌ترین شکلِ خوبی، همان خوبیِ بی‌تماشاچی باشد؛ کاری که می‌کنی، حتی وقتی هیچ‌کس قرار نیست بداند چه کسی انجامش داده است.

خوبی کردن

کنکور، فقط چند ساعت آزمون نیست؛ پشتِ هر صندلی، آدمی نشسته که ماه‌ها با خواب‌های نصفه، اضطراب، تست‌های بی‌پاسخ و «فردا جبران می‌کنم»های بی‌شمار جنگیده است. کسی که شاید خیلی شب‌ها خسته بوده، اما باز کتاب را باز کرده؛ شاید بارها به خودش شک کرده، اما باز ادامه داده. پشتِ هر پاسخِ غلط، یک خستگی‌ست؛ پشتِ هر رتبه، یک سالِ دیده‌نشده؛ و پشتِ تمامِ این عددها، بچه‌هایی ایستاده‌اند که فقط می‌خواستند یک‌بار، به خودشان ثابت کنند می‌توانند.

کنکور

سروین؛ نامی شبیه ایستادگی در برابرِ زمان؛ چیزی که آرام رشد می‌کند، اما ریشه‌هایش را در جایی عمیق‌تر از دیده‌شدن می‌دواند. شاید بعضی آدم‌ها شبیه درخت‌اند؛ هرچه بیشتر می‌گذرد، کمتر به ارتفاعشان نگاه می‌کنی و بیشتر به ریشه‌هایی فکر می‌کنی که هیچ‌کس ندیده است. سروین، یادآورِ این حقیقت است که آنچه انسان را پابرجا نگه می‌دارد، همیشه آن چیزی نیست که از بیرون دیده می‌شود.

سروین

شعور، آن چیزی نیست که آدم را وادار کند بیشتر بداند؛ چیزی‌ست که به او می‌آموزد کجا بداند، کجا سکوت کند و کجا نادانسته‌هایش را بپذیرد. شعور، فاصله‌ی میانِ توانستن و درست انجام‌دادن است؛ میانِ حرفی که می‌توانی بزنی و حرفی که می‌فهمی نباید بزنی. آدمِ باشعور، فقط دیگران را نمی‌فهمد؛ می‌فهمد چه اثری بر جهانِ دیگران می‌گذارد.

سلام شعور

بچههه‌ها من همینارم تا شب نمیتونم تموم کنمم نفرستین

رابطه، جایی‌ست که «من» در مواجهه با «دیگری» معنای تازه‌ای پیدا می‌کند؛ نه هر نزدیکی‌ای نشانه‌ی پیوند است، نه هر فاصله‌ای نشانه‌ی گسست. بعضی آدم‌ها فقط از زندگی‌مان عبور می‌کنند، اما چیزی در ما جابه‌جا می‌کنند که دیگر به جای اولش بازنمی‌گردد. شاید حقیقتِ رابطه همین باشد؛ آدم‌ها می‌آیند، می‌مانند یا می‌روند، اما اثرِ حضورشان در ما، گاهی از خودِ حضورشان ماندگارتر است.

ببین اگه در باره چی بگم باحاله، اها رابطه

ایران، فقط خاکی میانِ مرزها نیست؛ چیزی‌ست که پیش از آن‌که جغرافیا باشد، در حافظه‌ی ما ریشه دوانده است. سرزمینی که قرن‌ها بر تنش گذشته، اما هنوز از ویرانه‌هایش معنا می‌روید؛ انگار تاریخ هر بار خواسته پایانش را بنویسد، و ایران دوباره از میانِ همان سطرها آغاز شده است. شاید ایران همین باشد؛ نامِ سرزمینی که می‌توان از آن دور شد، اما نمی‌توان آن را از خویش دور کرد؛ چون بعضی وطن‌ها را آدم روی نقشه پیدا نمی‌کند، در عمیق‌ترین لایه‌ی وجودش به یاد می‌آورد.

ایران.

نفرت، همیشه فریاد نمی‌زند؛ گاهی آرام می‌شود، می‌نشیند تهِ آدم و آن‌قدر ریشه می‌دواند که دیگر نمی‌فهمی از چه کسی متنفری؛ از او، از خودت، یا از زخمی که میانِ شما باقی مانده. شاید نفرت، شکلِ تغییرشکل‌یافته‌ی همان چیزی باشد که زمانی بیش از حد برایت مهم بوده؛ چون آدم از هیچ، این‌چنین عمیق متنفر نمی‌شود. نفرت، وقتی طولانی شود، دیگر احساس نیست؛ حافظه‌ای‌ست که از بخشیدن امتناع کرده است.

نفرت

𝖲𝖾𝗍𝖺𝗒𝖾𝗌𝗁 𝖲𝗍𝗎𝖽𝗂𝗈🗽 - إحصائيات وتحليلات قناة تيليجرام @echoesofsetayesh