ar
Feedback
میونه‌ی حرفام.

میونه‌ی حرفام.

الذهاب إلى القناة على Telegram

نوشتن، مرز بین بودن و رفتن. یه قهوه از تو، برای من، یه گوش از من، برای تو: http://t.me/HidenChat_Bot?start=5066489183

إظهار المزيد
إيران228 393الفئة غير محددة
188
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-197 أيام
-3430 أيام

جاري تحميل البيانات...

القنوات المماثلة
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
أغسطس '26
أغسطس '26
+64
في 5 قنوات
يوليو '260
في 2 قنوات
Get PRO
يونيو '260
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '260
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '260
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '260
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '260
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '260
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '250
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '250
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '250
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '250
في 2 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+241
في 9 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
21 أغسطس0
20 أغسطس0
19 أغسطس0
منشورات القناة
Repost from قشاع.
"Meu gato" سیوش کن ‌میو گاتو یعنی کسی که مثل یه گربه کوچولو دوستش داری و دلت می‌خواد از شدت علاقه لهش کنی.

2
یادت نره؛ تو از روزای سخت‌تری گذشتی و زنده موندی.
20
3
قشنگ ترین جای زندگیم. ۱۴۰۴/۵/۱۲+7
قشنگ ترین جای زندگیم. ۱۴۰۴/۵/۱۲
51
4
+1
لا يوجد نص...
48
5
راستی! امروز اینجا دو ساله شد. به خاطر حمایت و همراهی شماست که چنلم حس خونه بهم می‌ده. امروز نوبت حمایت من از شماست. اگه چنلی دارید که محتواش متعلق به خودتونه، این پیام رو فوروارد کنید تا ازتون پست شیر کنم. تا غروب می‌مونه.
1
6
Mohsen-Chavoshi-Havam-Dobare-Pase-Shahrzad-320.mp3
33
7
گاهی شبیه راهرویی می‌شوم با هزار در، همه باز و همه بسته. صدای قدم‌هایم توی این هزارتو می‌پیچد اما نمی‌دانم به کدام سمت می‌رود. احساس‌ها مثل مهمان‌های بی‌دعوت یکی‌یکی می‌آیند جام شراب به دست و در گوشم رازهایی می‌خوانند که نمی‌فهمم حقیقت‌اند یا هذیان. هیجان مثل آتشی ست که روی یخ روشن شده؛ می‌سوزاند، ولی در خودش هم غرق می‌شود. عقل در گوشه‌ای ایستاده، با ردایی خاکستری. احساس؟ دریایی‌ست که موجش ناگهان کوه می‌شود، و من میان دریا و کوه، در هوایی ایستاده‌ام که حتی برای نفس کشیدن اجازه نمی‌دهد. گناه، مثل سایه‌ای که حتی چراغ هم نمی‌راندش روی شانه‌ام نشسته انگار من خالق فروپاشی همه چیزم. مثل زنجیری ست که روی شانه‌ام نمی‌لغزد فقط سنگین‌تر می‌شود، انگار هر انتخاب، یک حلقه‌ی تازه برایش است. میان دو قطب ایستاده‌ام. یک سمت خورشیدی که می‌سوزاند، سمت دیگر مهی که خفه می‌کند و من با بال‌هایی که از برف ساخته شده در جستجوی پروازم. شاید این همه فقط بازی باد باشد با سایه‌ها، یا شاید خود من همان بادم که هیچ‌گاه قرار نداشت.
60
8
لا يوجد نص...
34
9
بریم چنل من
1
10
خدافظ
1
11
استرس گرفتم
1
12
اقا خیلی داره سین میخوره
1
13
مامان بهتره؟
1
14
مادر جنبه‌ی بدی می‌تونه داشته باشه
1
15
مادرم؟
1
16
دوست صمیمیم
1
17
خوشم نیوذ
2
18
ملیکا
1
19
و یه نفر دیگه
1
20
دوست صمیمیم
1