حِرمان
الذهاب إلى القناة على Telegram
955
المشتركون
+124 ساعات
+37 أيام
+430 أيام
أرشيف المشاركات
953
اینایی که عاشق بودن و پارتنرشون کشته شده رو میبینم با خودم میگم کاش من میرفتم حداقل من چشم عاشقی نداشتم که برام اشک بریزه:)
953
آدم توی اعصاب خوردیهاش، چهار تا داد میزنه، در اتاق رو محکم به هم میکوبه، ولی باز هم گوشش به دره، که یکی بیاد در بزنه ببینه چی شده، آدم همیشه نیاز داره یکی از بیرون نگاهش کنه، که بفهمه درون دلش چه خبره، اگر این نبود که در رو محکم نمیبست. میبست؟
953
دیدی وقتی شمع روشن میکنی، دستاتو دورش میگیری که باد خاموشش نکنه؟ یه ذره امید ته دلم مونده، با دستای لرزون نگهش داشتم، چون اگه اون خاموش بشه منم خاموش میشم.
953
طوفان متوقف میشه، شب میگذره، درد و رنج محو میشه، و امید هیچوقت انقدر گم نمیشه که نشه دوباره پیداش کرد.
953
من فقط ظاهرا قوی ام، واگرنه اگه بغلم کنی گریه ام میگیره. بهم بگی خوبی؟ گریه ام میگیره. چاییم یخ میکنه گریه ام میگیره. آهنگ گوش میدم گریه ام میگیره. انگار حجم قوی بودنم دیگه تموم شده.
