For the hell of it!
الذهاب إلى القناة على Telegram
327
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-37 أيام
-430 أيام
أرشيف المشاركات
پلنم برای زندگی تا اطلاع ثانوی، برگشتن بهورژن اصلی خودمه.در کنار هر کاری که انجام میدم و قراره انجام بدم.
که اصلاً کار راحتی نیست!
ولي بلاخره میتونم و این پروسه رو به اتمام میرسونم.
“به خودم قول میدم”
در من
[ اُميد بسيارى ]
همراه با
« نَمى اشك »
« كمى رنج »
و
« بى حوصلگی »
پيدا مى شود.
گاهی مسير موفقيت, تنهاست.
نه به اين دليل كه كسى نمى خواهد همراهت باشد، بلكه چون همه توان قدم زدن در شيب روياها را ندارند.
تنهایی در مسير،نشانهٔ اشتباه نيست،نشانه استوارى توست.
Repost from «سهشنبهها با دایانودو🦕.»
دقیقا نمیدونم چرا نمیخوابم، نه کاری برای کردن دارم نه کسی رو برای صحبت، بخواب دیگه.
گاهی وقتا،بخاطر سرنوشت،قسمت،شانس،خواسته یا ناخواسته،یه روزایی رو میگذرونیم یا تو موقعیتهایی قرار میگیریم که اصلاً از بودن توی اون روزها و شرایط راضی نیستیم.
مدام دنبال دلیل میگردیم؛ دنبال اینکه چی باعث شد ما الان اینجاییم؟ چرا اینطوری شد؟
ولی خب… در نهایت، مجبوریم که عادت کنیم. مجبوریم حداقل از بیرون، همهچیز رو برای خودمون و بقیه، عادی جلوه بدیم.
اخیراً یه پادکستی گوش میکردم که به نظرم خیلی قشنگ این موضوع رو توضیح میداد.
میگفت:
“مغز برای اینکه بتونه به بقاش ادامه بده، باید تا حد ممکن شرایطی که توش قرار داره رو بپذیره. حتی اگه واقعاً از اون شرایط خوشحال یا راضی نباشه.”
و بعدش… وقتی که از اون فاز شماتت گذشت و برگشت به خودش،انگار باید یا خودش رو بابت اون تصمیمها و شرایط مجازات کنه، یا یه جورایی برای همهچی توضیحی پیدا کنه؛ توضیحی که بتونه باهاش کنار بیاد و به زندگی ادامه بده.
کاش زندگی دکمهٔ “آنچه خواهید دید” داشت که در صورت دلمردگی های بسیار میرفتیم سراغش و یکم دلگرم تر میشدیم به آینده.
شایدم نا امید!
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
