๋𝗐ı𝗅𝗅𝗈𝗐 ᪶
الذهاب إلى القناة على Telegram
𝖳𝖺𝗉 𝗁𝖾𝗋𝖾 𝗍𝗈 𝗍𝖺𝗅𝗄 𝗍𝗈 𝗆𝖾 ! @Lemaitremisabot
إظهار المزيد294
المشتركون
-1324 ساعات
+267 أيام
+8630 أيام
جاري تحميل البيانات...
جذب المشتركين
يوليو '26
يوليو '26
+6
في 3 قنوات
يونيو '26
+398
في 21 قنوات
Get PRO
مايو '26
+5
في 4 قنوات
Get PRO
أبريل '260
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '260
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+3
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '26
+43
في 4 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+201
في 26 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+238
في 18 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+431
في 23 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+253
في 27 قنوات
Get PRO
أغسطس '250
في 17 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+3
في 1 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+171
في 2 قنوات
Get PRO
مايو '25
+120
في 9 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+332
في 18 قنوات
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 04 يوليو | 0 | |||
| 03 يوليو | 0 | |||
| 02 يوليو | +1 | |||
| 01 يوليو | +5 |
منشورات القناة
| 2 | sticker.webp | 8 |
| 3 | فوروارد کنید؛
دو پست کوتاه علامت بزنید فور کنم 50+ ویو بگیرید.
جوین باشید چک میشه. | 5 |
| 4 | فوروارد کنید؛
تگ چنلتون رو به مدت ۱۰ ساعت اینجا قرار بدم جذب بگیرید.
جوین باشید چک میشه. | 4 |
| 5 | فــور کنیــد
به بیو، پست، اسم و پـروف چـنلتون نمـره بدم.
جوین باشید. | 8 |
| 6 | "𝖬𝖺𝗒𝖻𝖾 𝖨 𝗐𝖺𝗌 𝖻𝗈𝗋𝗇 𝗂𝗇 𝗌𝗈𝗋𝗋𝗈𝗐,𝗃𝗎𝗌𝗍 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗁𝖾 𝗌𝖺𝗂𝖽, 𝖨 𝗍𝗁𝗋𝗂𝗏𝖾𝖽 𝗈𝗇 𝗆𝗂𝗌𝖾𝗋𝗒.” | 7 |
| 7 | درک نخواستم، تعریف و تمجید نخواستم؛ آغوش نخواستم، محبت نخواستم؛ عشق را هم دیگر نمیخواهم…
تنها چیزی که در جستوجویش هستم، مرگ است؛ زیرا مرگ را تنها مرهم زخمهایی میدانم که سالهاست در جانم ریشه دواندهاند.
اشکهایم دیگر تابِ سنگینی این درد را ندارند. قلبم میلرزد و هر بار که به مرگ فکر میکنم، لبخندی بر لبانم مینشیند که تمام وجودم را به لرزه میاندازد.
نمیدانم این لرزش از ترس است یا از رضایت؛ هر چه که هست، واژهها از توصیفش عاجزند.
نمیخواستم همچون پروانهای باشم که شیفتهی نور شمعی سوزان میشود و سرانجام در آتش آن جان میدهد.
من میخواستم زندگی کنم…
آنگونه که رویایی برای ساختن داشته باشم، آرزویی برای رسیدن و قلبی که زیر بار اندوه خم نشده باشد؛ ذهنی که در آشوب احساسات غرق نباشد.
اما سرنوشت با من چه کرد؟ با ما چه کرد؟
ما تنها جوانانی بودیم که در میان سالهای نومیدی، هنوز کورسویی از امید را در سینه حفظ کرده بودیم.
اما در پایان چه شد؟بزرگتر شدیم…
و همراه با بزرگ شدنمان، زخمها نیز عمیقتر شدند.
سختیها چون سایهای سمج در زندگیمان ماندند،مهر را از ما گرفتند،بر روحمان لکههای سیاه نشاندند و جهانمان را از پلیدی انباشته کردند؛تا جایی که پاکی، آرام آرام از برابر چشمانمان محو شد.
روزی به دنبال آغوش و محبت بودیم،اما خود را در میان افسردگی، خشم و تنهایی یافتیم.
و اکنون،خشم و نفرت تنها احساساتی هستند که در رگهایم جریان دارند.
از من انتظار نداشته باش انسان خوبی باشم.
اگر انسانیت حقیقتاً وجود داشت،سرنوشت ما به اینجا ختم نمیشد.
پایان راه، مرگ بود؛ اما تراژدی واقعی ما از همان لحظه آغاز شد که چشم در مکانی گشودیم
که هرگز جای زندگی کردن نبود. | 6 |
| 8 | file_276.m4a | 7 |
| 9 | رسالة فيديو | 6 |
| 10 | سینوهه | 13 |
| 11 | فور کنید اسم کتاب مورد علاقتون ذکر کنید
با توجه به وایب چنلتون یه دیالوگ ازش بهتون قدیم کنم.
جوین باشید | 8 |
| 12 | فور کنید؛
بهتون یه اسم رمز (Codename) مخصوص چنلتون میدم و معنیش رو توضیح میدم.
جوین باشید چک میشه | 5 |
| 13 | 🎀 این پست رو فور کنید و فیو ترین پستتونو از چنلتون فور بزنم جذب و ویو داشته باشید
جوین باش خوشگله چک میشه 835؟! | 4 |
| 14 | sticker.webp | 5 |
| 15 | and suddenly🤍🤩 it was all about you | 4 |
| 16 | فوروارد کنید + پست فیوتون از تآسیان؛
⟨ پست فیوم از چنلتون رو برای 10 ساعت توی چنل نگه دارم .
جوین باشید ! | 8 |
| 17 | لباسش را تکانده و دست هایش را همراه با امواج لطیف دریا به حرکت در آورده بود. چشم هایش را بسته بود و قدم هایش را شمرده شمرده به جلو و بعد به عقب برمیداشت؛ رقص موهایش با نوازش باد را فراموش نمیکنم، چه آشفتگی زیبایی داشت...
در آن دور دست ها ایستاده ام و مو آبی تخیلاتم را زیر نظر گرفته ام؛ برای خودش تکیه ای از شن های ساحل میگیرد و با خنده هایی شیرین به امواج آن بی تلاطم بی رحم خیره میشود.
جلوتر میروم تا دقیق تر رویا ام را ببینم؛ صدای موزیک کمی به گوش هایم میخورد و سر جایم می ایستم. نمیدانستم چنین چیز هایی را نیز میپسندد.
راستش را بخواهید.. اگر از من بپرسند که او کیست؟ میتوانم بگویم پروانه ای آبی. اگر بپرسند با من چه نسبتی دارد؟ میتوانم بگویم تضاد محض. اگر بپرسند برای چه هر روز در اینجا ملاقاتش میکنم؟ میتوانم بگویم چون رقصش را دوست دارم.
اما میدانم که میدانید هیچکدام از اینها حقیقت ندارند؛ نه آنکه واقعا حقیقت نداشته باشند! فقط کامل نیستند..
اوه نه! غافل شده ام. او دارد تنهایی میرقصد!
با تاسف لبخندی میزنم و از همان جا که ایستاده ام دست هایش را میگیرم و مقابل بدنش قرار میگیرم؛ دست هایش را بر روی شانه هایم میگذارم و همراهی اش میکنم.
از همان همراهی ها که همیشه تنهایی انجامش میدهم.. از همان ها که او به اندازه ی چندین نخل با من فاصله دارد اما من همچنان دستش را میگیرم!
هر چه که باشد، اصلا اهمیتی ندارد، کافی است خنده های او را ببینم. | 14 |
| 18 | لا يوجد نص... | 11 |
| 19 | فوروارد کنید؛
⟨ به یک گل تشبیهتون کنم و بگم نماد چیه .
جوین باشید ! | 7 |
| 20 | فور کنید
بر اساس وایبتون، یک استایل تقدیمتون کنم.
جوین باشید نقره ها | 6 |
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
