ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

انتشارات سرو سخنگو

انتشارات سرو سخنگو

الذهاب إلى القناة على Telegram

اطلاع‌رسانی کتاب‌ها، نویسندگان، نشست‌ها و ... مرتبط با انتشارات سرو سخنگو @BookyPub

إظهار المزيد
334
المشتركون
-124 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
+3930 أيام

جارٍ تحميل البيانات

القنوات المماثلة
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
نوفمبر '26
نوفمبر '26
+2
في 2 قنوات
أكتوبر '26
+85
في 18 قنوات
Get PRO
سبتمبر '26
+21
في 13 قنوات
Get PRO
أغسطس '26
+13
في 6 قنوات
Get PRO
يوليو '26
+13
في 1 قنوات
Get PRO
يونيو '26
+21
في 6 قنوات
Get PRO
مايو '26
+13
في 4 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+1
في 1 قنوات
Get PRO
مارس '260
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+24
في 6 قنوات
Get PRO
يناير '26
+17
في 5 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+35
في 5 قنوات
Get PRO
نوفمبر '250
في 2 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+121
في 3 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+54
في 4 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
06 نوفمبر0
05 نوفمبر0
04 نوفمبر+1
03 نوفمبر+1
02 نوفمبر0
01 نوفمبر0
منشورات القناة
برشی از کتاب در کشور شوراها: ۱۵ آبان یکی از کانال‌های مهم شهر که از رود فونتانکا مشتق می‌شود و نیوسکی را قطع می‌کند و به کانال موبکا می‌خورد، کانال گریبایدوف است. تعدادی از کوی‌های بسیار معروف بر سر راه او هستند. ما با نام گریبایدوف خوب آشناییم. همان سفیر معروفی است که پس از انعقاد قرارداد ترکمانچای به ایران آمد و در بلوای مسجدجامع به خانه‌اش ریختند و او را با سی و هفت تَن از همراهانش کشتند... قتل گریبایدوف بیشتر مفهوم کنایه‌ای دارد. کشتن کسی که تجسم اجحاف و تجرّی دولت روس شناخته می‌شد (با دستی که در معاهدۀ ترکمانچای داشت و با تفرعنش) می‌توانست به آن معنا باشد که یک ملت تحقیرشدۀ نومیدشده از حکومت خود، سرانجام تصمیم می‌گیرد که در حد توانایی خویش، خود با دشمن خود تسویه حساب کند و می‌کند، و در این راه هشتاد قربانی هم می‌دهد. ّ جنگ ایران و روس، و از آن بدتر صلحش، برای ایران بسیار مذلّت‌بار و فوقِ‌طاقت بود و مردم، به‌خصوص مردم تهران، آن را به نحو آ گاه یا ناآگاه احساس کرده بودند. محمدعلی اسلامی ندوشن در کشور شوراها را از سایت سرو سخنگو تهیه نمایید. /////// @sarvpub

2
📖
28
3
دوستان عزیز! آیا تا پایان آبان‌ماه به انتشار روزنوشت‌های سفرنامه‌ی استاد اسلامی ندوشن به شوروی «کتاب در کشور شوراها» ادامه بدهیم؟
48
4
برشی از کتاب در کشور شوراها: ۱۴ آبان زندانی‌ها البته از خواندن و نوشتن ممنوع بوده‌اند.آنّا به من گفت که برای دادن اخبار به همدیگر، بین خود علامت‌هایی داشته‌اند که با کوبیدن پشت دست بر دیوار ردوبدل می‌شده. ولی این کار اگر کشف می‌شد، مجازات شدید می‌داشت. بدین معنی که متخلّف را به سلول تاریک انتقال می‌دادند. یکی از این مغاک‌های «مجازات در مجازات» را که همان سلول تاریک باشد به ما نشان دادند. تفاوتش با اتاق‌های دیگر در آن بود که کوچک‌تر بود، نه چراغ داشت، و نه پنجره؛ و نه حتی بالاپوش، می‌بایست روی تخت آهنین لخت خوابید... معمولاً نام زندانیان را به نگهبانان نمی‌گفته‌اند تا آن‌ها ندانند که با چه کسانی سروکار دارند. حضور زندانی را به عنوان «موجود » در دفتر ثبت می‌کرده‌اند: فلان «موجود» امروز داخل شد؛ فلان «موجود» خارج. زندانی‌ها در وضعی که می‌داشتند، نه‌تنها از بیماری یا سرما یا ضعف از پا درمی‌آمدند، بلکه پیش می‌آمده است که بعضی از آن‌ها دیوانه شوند؛ فریادهای دلخراش برمی‌آورده‌اند و گاهی کار به خودکشی می‌انجامیده؛ کماآنکه یک بار یکی، شیشۀ لامپا را شکسته و خورده بود تا راحت شود... محمدعلی اسلامی ندوشن در کشور شوراها را از سایت سرو سخنگو تهیه نمایید. /////// @sarvpub
48
5
📖
39
6
برشی از کتاب در کشور شوراها: ۱3 آبان به سوی جنوب (در جهت مسکو) راندیم و پس از طی بیست کیلومتر به محل رسیدیم. پارک بسیار وسیعی بود (ششصد هکتار) با دریاچۀ مصنوعی و آبنماها. قصر کاترین دوم در آن واقع بود، بنای عظیمی که تاکنون چند بار تعمیر شده است. می‌گفتند که در اصل همۀ گچ‌بری‌ها و مجسمه‌ها و قرنیزها از آب‌طلا پوشیده بوده، چنان‌که صد و چهارده کیلو طلا در آن به کار رفته بوده است، اما به‌مرور این طلاها فروریخته... کلیسایی هم بود که بایستی پس از لذت فرمان راندن و لذت هم‌آغوشی به آن پناه برد؛ پیوستگی «بستر و محراب»، نیز نشانۀ نیاز آدمیزاد به قدرت از یک سو، و به عجز و انکسار از سوی دیگر. کاترین دوم یکی از عجایب تاریخ روسیه است. به هر گوشۀ شهر که پای بگذارید اثری و نامی از او می‌بینید؛ خیلی پیش‌تر از پطر. در این مدت که من بودم هیچ نامی بیشتر از نام کاترین به گوشم نخورد. از لحاظ حضور در تاریخ روسیه، تنها لنین می‌تواند با او برابری کند. محمدعلی اسلامی ندوشن در کشور شوراها را از سایت سرو سخنگو تهیه نمایید. /////// @sarvpub
54
7
📖
47
8
دکتر اسلامی ندوشن دربارهٔ اشغال سفارت آمریکا چه نظری داشتند؟ از اشغال سفارت آمریکا سال‌ها می‌گذرد اما برخی مطالب اسن یادداشت
دکتر اسلامی ندوشن دربارهٔ اشغال سفارت آمریکا چه نظری داشتند؟ از اشغال سفارت آمریکا سال‌ها می‌گذرد اما برخی مطالب اسن یادداشت که برای اولین بار دارد منتشر می‌شود بسبار تازگی دارد. پیشنهاد می‌کنیم اسن پست را بخوانید: 👇👇👇 https://www.instagram.com/p/DfT7sd0lrJx/?cplk=MW81cHh4bXpiN3Z5bA== @sarvpub
58
9
. نوشته‌های بی‌سرنوشت (ترجمه‌های ادبی و ادبیات جهان) / محمدعلی اسلامی ندوشن / نشر سرو سخنگو، ۳۰۰ صفحه، یک میلیون و ۵۰۰ هزار ت
. نوشته‌های بی‌سرنوشت (ترجمه‌های ادبی و ادبیات جهان) / محمدعلی اسلامی ندوشن / نشر سرو سخنگو، ۳۰۰ صفحه، یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومن از پشت جلد کتاب: «به همین مقدار کم ترجمه‌ای که در این کتاب آمده است دلبستگی دارم، نشانهٔ ناچیزی باشد از ابراز حق‌شناسی من نسبت به ادب اروپایی و زبان فرانسه و انگلیسی که به هر دو بسیار مدیونم... در ترجمه‌ها خواستم چند نمونه از ادب قدیم و جدید و شرق و غرب را عرضه کرده باشم تا نموداری باشند از بازتاب‌های گوناگون اندیشه در دوره‌هایی دور از یکدیگر... فهم دقیق‌تر ادبیات فارسی بدون آشنایی و سنجش با نمونه‌هایی از آثار ادبی سایر کشورها میسر نمی‌شود. تنها در مقام مقایسه است که ما به کشف خویشاوندی اندیشهٔ بشری پی می‌بریم، خویشاوندی در عین تمایز بر هر اثری از فرهنگ‌های گوناگون دست بگذاریم. معدلی از آن را در زبان فارسی در برابر چشم می‌بینیم، منتها با لحنی و در زاویه‌ای متفاوت.» چاپ جدید دربردارندهٔ تمام ترجمه‌های دکتر ندوشن از سال‌های ۱۳۲۴ به بعد است. سفارش: @bahmanbooks حضوری / ۶۶۹۸۱۰۲۴ / وب‌سایت .
60
10
برشی از کتاب در کشور شوراها: ۱۲ آبان همان شب می‌بایست به تئاتر کیروف برای تماشای بالۀ «دون کیشوت» برویم. خود تهیۀ بلیط باز خالی از ماجرا نبود. روز دوم ورودم آنّا به هتل مراجعه کرد و بلیط برای هر دو ما خرید و تاریخش معیّن شد؛ منتها گفتند که خود بلیط را همان روز نمایش تحویل می‌دهند. اما روز نمایش که مطالبه کرد گفتند بلیط نیست. برای من بسیار تازگی داشت که کسی از یک مرجع رسمی (نه بازار سیاه) بلیط بخرد، پولش را بپردازد، جا برایش «رزرو» شود، آن‌گاه روز قضیه به او بگویند ما در برابر شما تعهدی نداریم... نمایش، روی‌هم‌رفته متوسط‌الحال بود رقص‌ها چیز چندانی بیشتر از عادی نداشت. از هر جهت از بالۀ ژیزل که در بلشوای تئاتر دیده بودم، پایین‌تر بود. موضوع، البته خیلی مهم است. ظاهراً رقص تنها در موضوع‌های جدی و عمیق می‌تواند زمینۀ توفیق یابد. شخصیت‌های مضحک و موضوع‌های کم‌وبیش سبک در باله نمی‌گنجند. رقصنده‌ها هم به‌خوبی رقصنده‌های بلشوای تئاتر نبودند. به من گفتند که چون مسکو پول بیشتر می‌دهد، و وسیله در اختیار می‌گذارد (از نوع آپارتمان و تسهیلات دیگر) بالرین‌های برجستۀ لنینگراد را می‌رباید و می‌برد. ساعت تنفس به طبقۀ بالا رفتیم و نمایشگاه کوچکی را که حاوی عکس‌ها و تصویرهایی از موسیقی‌دان‌ها و نمایشگرهای بزرگ بود، تماشا کردیم. وقتی برگشتیم و نشستیم، چشمم به بالای سرمان افتاد که لژ سلطنتی بود. دو سیاه گردن‌کلفت (که نمایندۀ صلح بودند) در آن نشسته بودند. درست در همان‌جا که تزار و امپراتریس می‌نشستند. بر مخمل صندلی لم داده بودند، خیلی راحت، چنان‌که گفتی چیزی از این طبیعی‌تر نبوده، و آن صندلی‌ها را به قالب بدن آن‌ها ساخته‌اند. بار دیگر نتوانستم از گردش روزگار حیرت نکنم. به قول بیهقی: «احمق که دل در این جهان بندد که نعمتی بدهد و زشت بازستاند.» آن‌ها بیشتر از «امپراتور کل روسیه» خود را به نشستن در آنجا محق می‌دیدند، و حق هم داشتند. خون هیچ کس سرخ‌تر از خون دیگری نیست. اگر کسی بالاتر از دیگری نشست و کسی هم حرفی نزد، یا زور در کار است یا رضایت، یا هر دو، که حالت تسلیم و انتظار باشد. محمدعلی اسلامی ندوشن در کشور شوراها را از سایت سرو سخنگو  تهیه نمایید. /////// @sarvpub
80
11
📖
58
12
منتشر شد سیصد صفحه، کاغذِ خارجی سافت بالک و درجه یک، صفحات اول رنگی، قطع رقعی، جلد شومیز کتاب نوشته‌های بی‌سرنوشت، دربردارنده
منتشر شد سیصد صفحه، کاغذِ خارجی سافت بالک و درجه یک، صفحات اول رنگی، قطع رقعی، جلد شومیز کتاب نوشته‌های بی‌سرنوشت، دربردارنده تمام ترجمه‌های کوتاهی است که توسط دکتر اسلامی ندوشن از سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۸۵ انجام شده است. آن را می‌توان «دور دنیا با اسلامی ندوشن» نامید از «افسانه‌های تلخ و شیرین» تا «ارزش علم»، از نهرو تا داستایفسکی، از «یک محاکمۀ بزرگ» در ایتالیا تا «درس وحشت‌انگیز یک جزیره» در جنوب اقیانوس اطلس، از «ابلیس در ادب فارسی و ادب اروپایی» تا «گیل‌گمش و طوفان نوح». از مشاهیری چون ادگار آلن‌پو، شارل بودلر، پل والری، شکسپیر و... می‌خوانیم تا بزرگانی کمترشناخته‌شده... ترجمه‌هایی از شکسپیر که هم به نثر عادی است و هم موزون.
67
13
برشی از کتاب در کشور شوراها: ۱۱ آبان تماشای موزۀ «دین و بی‌دینی» لنینگراد از واجبات بود، زیرا شاید در دنیا منحصربه‌فرد باشد، به‌خصوص که مقرّ آن کلیسای کازان است، که خود آن نمی‌بایست از دیدنش غافل شد. این بنا که به سبک کلیسای سِنت پی‌یر رم ساخته شده است، با چهار ردیف ستون سنگی کورنتی‌وارخور از خیابان نیوسکی منظرۀ باشکوهی دارد، در میدان روبه‌روی کلیسا، مجسمۀ کوتوزوف، سردار روس که ناپلئون را شکست داد، برپای است. کوتوزوف در روسیۀ امروز محبوب‌ترین سردار دوران تزاری است، و شخصیتش در «جنگ و صلح» تولستوی جاودانی شده است. این موزه تفسیر مجسمی است بر گفتار معروف مارکس که گفت «دین تریاک مردم است» و در آن سندها و عکس‌ها و صحنه‌هایی به نمایش گذارده شده است که مبیّن این معنی باشد... نتیجه‌گیری‌ای که موزۀ «دین و بی دینی» می‌کرد این بود که باید تفکر علمی بر تفکر مذهبی غلبه کند. کسی منکر سوءاستفادۀ حکم‌گزاران از دین نیست و اگر آثار شوم اتحاد تشرّع و قدرت در تاریخ بخواهد برشمرده شود، تمام‌شدنی نخواهد بود. بااین‌حال، این سؤال‌ها در ذهن می‌گذرد: آیا بشر ابتدایی می‌توانست بدون تفکر دینی زندگی کند و ادامۀ حیات بدهد؟ آیا بدون دین، فرهنگ و تمدن می‌توانست پدید آید، و آیا مقداری از شاهکارهای بزرگ هنری و ادبی در همین قرن نوزدهم خود روسیه که با آن‌همه دقت در موزه‌ها و کتابخانه‌ها نگاهداری می‌شود، مدیون دین نیست؟ محمدعلی اسلامی ندوشن در کشور شوراها را از سایت سرو سخنگو  تهیه نمایید. /////// @sarvpub
79
14
📖
73
15
کلمه است که می‌آفریند در آغاز کلمه بود اما کلمه می‌بایست شنیده شود خاموشی می‌بایست شکسته شود کلمه می‌بایست ادا گردد، پیش از آ
کلمه است که می‌آفریند در آغاز کلمه بود اما کلمه می‌بایست شنیده شود خاموشی می‌بایست شکسته شود کلمه می‌بایست ادا گردد، پیش از آنکه آن تیرگیِ هرج‌ومرج ازلی تبدیل گردد به روشنایی سامان‌یافته پیش از آنکه بستر بیابان گل سرخ برآورد کلمه می‌بایست ادا گردد ّ پیش از آنکه حوا جدا شود از پهلوی چپ آدم کلمه می‌بایست ادا گردد همانگونه که حقیقت همواره حقیقی است و امروز نیز چیره است کلمه نیز به گفتن میآید. ✏️ از ژان استر یونترمیر، شاعر آمریکایی 📝 ترجمه دکتر اسلامی ندوشن 📚 کتاب نوشته‌های بی‌سرنوشت
375
16
بشنوید آنچه دکتر محمد دهقانی درباره استاد دکتر زرینکوب گفته‌اند. و چند نکته: ویدیو برای حدود چهار ماه قبل است اما اکنون با تو
بشنوید آنچه دکتر محمد دهقانی درباره استاد دکتر زرینکوب گفته‌اند. و چند نکته: ویدیو برای حدود چهار ماه قبل است اما اکنون با توجه به یخنان شخصی دیگر و استناد به این سخنان، در فضای فکری و فرهنگی کشور اسن مطالب در حال نقد است. متأسفانه دکتر دهقانی در اولین سال درگذشت استادش دکتر اسلامی ندوشن و در بزرگداشت ایشان نیز مطالب غیرمنصفانه‌ای در نقد دکتر اسلامی ندوشن به زبان آوردند تا آنجا که موجب ناراحتی خانواده از ایشان و برگزارکنندگان مراسم شد و درخواست عدم برگزاری بزرگداشت شدند. آنجا پاسخی کوتاه خدمت جنابشان ارسال شد و عمومی نشد. به این سخنان فرهیختگان و حقگزاران فرهنگ ایران پاسخ داده و می‌دهند. البته دکتر دهقانی توضیحی ارائه داده که بسیاری قانع نشدند. در ادامه این مطالب را خواهید خواند: @sarvpub
6
17
برشی از کتاب در کشور شوراها: ۱۰ آبان صبحانه در هتل اکتبرسکی لنینگراد از لحاظ خلوت بودن بوفه خوشایندتر از مسکو بود، هرچند که در کیفیت با آن تفاوت چندانی نداشت. درهرحال ادای تکلیفی بود. من بدترین چای‌ها را در دو کشور دیدم که هر دو در چای شهرت جهانی دارند: یکی هند و دیگری روسیه. هند سرزمین چای است و روسیه نوشندۀ نام‌آور آن، و ادبیات روس با بخار سماور آمیخته شده. اما آنچه من دیدم، مایع زردرنگی بود که نه بو داشت و نه طعم. محمدعلی اسلامی ندوشن در کشور شوراها را از سایت سرو سخنگو تهیه نمایید. /////// @sarvpub
76
18
📖
76
19
برشی از کتاب در کشور شوراها: ۹ آبان نخستین قلم برنامۀ من دیدار از موزۀ «ارمیتاژ » بود که نگین لنینگراد و بزرگ‌ترین کانون هنری اتحاد جماهیر شوروی است. ارمیتاژ (به معنای دیر) در اصل موزۀ اختصاصی خانوادۀ سلطنتی بوده، از اواسط قرن نوزدهم جنبۀ نیمه‌عمومی به آن بخشیده شده و بعد از انقلاب همگانی گردیده است؛ و چون احتیاج به داشتن جای فراخ‌تری داشته، قصر زمستانی نیز در اختیار آن گذارده شده. یکی از سه موزۀ بزرگ دنیاست (به همراه لوور و بریتیش میوزیوم). دو میلیون و پانصد هزار شیء در آن به نمایش گذارده شده، که برای دیدن همۀ آن‌ها از قرار یک دقیقه برای هر شیء، نوزده سال وقت می‌خواهد... نخست به اتاقی رفتیم که در نظر خودِِ موزه مهم‌ترین اتاق بود، و آن جایی بود که شاهکارهای نقاشی دورۀ رنسانس ایتالیا در آن حفظ می‌شد (لئوناردو ونسی، رافائل، میکل‌آنژ...). هجوم جمعیت به حدی بود که برای تماشای یک تابلو لئوناردو ونسی یا رافائل می‌بایست صف بست، و ما ناگزیر شدیم که چند بار توی صف بایستیم. در میان آن‌ها دو تابلو از همه پرخواهان‌تر بودند که هر دو هم «مادر و کودک » بودند. مادونا (مادر عذرا) که زیبایی آرمانی زنانۀ دورۀ رنسانس را مصور می‌کند، یادآور الهۀ باوری است که بشر از قدیم‌ترین زمان (لااقل سی هزار سال پیش) به تصویر و تجسم آن دست زده است، و آن را ضامن بقا و ادامۀ نسل می‌دانسته. در شمایل مادونا، هنرمند، تلفیق و توافقی در میان نیاز مذهبی و خواهش جنسی یافته و در شمایل مادر و فرزند، رمزی از زن مادر جسته شده است، که نمودار زن کامل، زن به‌ثمررسیده است. رابطۀ هنرمند مسیحی با مادونا، به نظر من شبیه به رابطه‌ای است که شعرای عرفانی ما در کنایۀ معشوق می‌جسته‌اند که آمیختۀ مرموزی از روحانی و جسمانی است. تجلی زیبایی معنوی و الوهی در صورت زیبا تصویر می‌شده که چیزی جز تمایل به اخت کردن و آشتی دادن آسمان و زمین نیست؛ و اوج این معنی را باید در حافظ دید که نزد او معشوق ناب کسی است که در وجود خویش تقدس کبریایی را با جاذبۀ جنسی پیوند دهد، موجودی که سیراب‌کننده‌ای سیری‌ناپذیر است و درعین‌حال هالۀ قدس گرد سر خود دارد. محمدعلی اسلامی ندوشن در کشور شوراها را از سایت سرو سخنگو تهیه نمایید. /////// @sarvpub
104
20
📖
84