ar
Feedback
Live for yourself

Live for yourself

الذهاب إلى القناة على Telegram

"بِمان و از خودَت چیزی بِساز که نَشکَنَد...

إظهار المزيد
546
المشتركون
+124 ساعات
-117 أيام
-1030 أيام

جاري تحميل البيانات...

القنوات المماثلة
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
يوليو '26
يوليو '26
+17
في 0 قنوات
يونيو '26
+18
في 1 قنوات
Get PRO
مايو '26
+1
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '260
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '260
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+1
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '26
+20
في 2 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+3
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+1
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+4
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+25
في 1 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+78
في 1 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+4 246
في 2 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+756
في 2 قنوات
Get PRO
مايو '25
+4
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+5
في 1 قنوات
Get PRO
مارس '25
+3 290
في 4 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
27 يوليو0
26 يوليو+1
25 يوليو0
24 يوليو0
23 يوليو0
22 يوليو0
21 يوليو0
20 يوليو0
19 يوليو0
18 يوليو0
17 يوليو0
16 يوليو0
15 يوليو0
14 يوليو0
13 يوليو0
12 يوليو+1
11 يوليو0
10 يوليو0
09 يوليو0
08 يوليو0
07 يوليو0
06 يوليو0
05 يوليو0
04 يوليو0
03 يوليو+7
02 يوليو+8
01 يوليو0
منشورات القناة
بعضی‌ها انگار امنیت را نه با حال مردم، بلکه با فاصله‌ی انفجار تا ساختمان‌های خودشان اندازه می‌گیرند. زیرا وقتی از «ایران» حرف می‌زنیم، همه از یک سرزمین واحد می‌گویند. اما وقتی نوبت تصمیم‌گیری می‌رسد، انگار ایران کوچک‌تر می‌شود؛ آن‌قدر کوچک که فقط از پنجره‌های تهران دیده می‌شود. انگار تا وقتی موشکی به تهران نرسیده، همه‌چیز «قابل مدیریت» است؛ حتی اگر هزاران کنکوری در جنوب، میان اضطراب جنگ و اضطراب آینده، مجبور باشند وانمود کنند که شرایط عادی است. فراموش نکنید اثرِ آهِ مظلومی که صدایش شنیده نشد در آینده این خاک تاثیرگذار تر از موشکِ مستکبر، خواهد بود.

2
امید را معمولاً در روزهای آرام می‌ستاییم؛ اما حقیقت این است که امید، فرزندِ آرامش نیست. در امنیت، امیدوار بودن هنر بزرگی نیست. امید آن‌جا متولد می‌شود که جهان، دلیل‌های کافی برای ناامید شدن پیشِ روی تو گذاشته باشد و تو، با این حال، هنوز آینده را ناممکن ندانی. این روزها بچه‌های جنوب باید برای آینده درس بخوانند؛ نه در سکوتِ کتابخانه، بلکه زیر آسمانی که گاهی صدای جنگنده و موشک، رشته‌ی افکارشان را پاره می‌کند. هیچ ترازویی نمی‌تواند سنگینیِ این نابرابری را بسنجد. عدالت، با یک دفترچه‌ی سؤالِ یکسان معنا نمی‌شود؛ گاهی باید دید هر کس برای رسیدن به همان سؤال‌ها، از میان چه جهان متفاوتی عبور کرده است. با این حال، آنچه در چنین روزهایی بیش از هر چیز اهمیت دارد، نه فرمول‌های فیزیک است و نه واژه‌های ادبیات. آزمونِ واقعی، خودِ انسان است؛ اینکه آیا می‌تواند از دلِ اضطراب، همچنان به فردایی فکر کند که هنوز از راه نرسیده است. ما فقط با نان زنده نیستیم؛ با تصویری که از فردا در ذهن داریم نیز نفس می‌کشیم. وقتی آن تصویر فروبپاشد، چیزی در درون انسان خاموش می‌شود؛ و گاهی همین تصویر است که او را از تاریک‌ترین روزهای زندگی عبور می‌دهد. امید، انکارِ واقعیت نیست. هیچ امیدی صدای انفجار را خاموش نمی‌کند و هیچ کلامِ تسلی‌بخشی، هراس را از دلِ دانش‌آموزی که میان جنگ درس می‌خواند، نمی‌شوید. امید، فقط این را زمزمه می‌کند که واقعیتِ امروز، تمامِ حقیقتِ جهان نیست. تاریخ بارها نشان داده است که هیچ تاریکی‌ای نتوانسته آینده را برای همیشه مصادره کند. بزرگ‌ترین سوءتفاهم درباره‌ی امید این است که آن را با «یقین به پایانِ خوش» اشتباه بگیریم. نه؛ امید، شجاعتِ ادامه دادن در دلِ تردید است. یعنی کتابت را باز کنی، نه چون مطمئنی همه‌چیز خوب خواهد شد، بلکه چون نمی‌خواهی اجازه دهی ترس، آخرین نویسنده‌ی سرنوشتت باشد. سال‌ها بعد، ممکن است هیچ‌کس رتبه‌ی بسیاری از این بچه‌ها را به خاطر نیاورد؛ اما آنچه این روزها از سر می‌گذرانند، در هیچ کارنامه‌ای ثبت نمی‌شود. بعضی پیروزی‌ها را نمی‌توان با عدد سنجید، زیرا موضوعشان دانایی نیست؛ ایستادگی است. معنای امید نیز همین‌جاست؛ نه در وعده‌ی پیروزی و نه در اطمینان از فردایی بهتر، بلکه در این تصمیم که نگذاری ترس، آینده را از تو بگیرد. امید، همان لحظه‌ای است که انسان، با وجود همه‌ی دلایل برای تسلیم شدن، هنوز باور دارد که سرنوشت، آخرین جمله‌اش را ننوشته است. اگر روزی امید بمیرد، پیش از آنکه شهری ویران شود، انسان ویران شده است. زیرا آنچه تمدن‌ها را می‌سازد، پیش از هر آجر و هر کتاب، این باور است که فردایی وجود دارد که ارزش ساختن دارد.
35
3
لا يوجد نص...
42
4
شب هایی در زندگی من بود که خیال میکردم تا صبح زیرانبوه رنج متلاشی خواهم شد اما صبح شد... نه به این دلیل که رنج تمام شده بود، بلکه چون چیزی در من قوی تر از درد تصمیم گرفته بود زنده بماند! پس ایمان دارم به نور حتی اگر دور.
46
5
Hojat Ashrafzadeh - Mah o Mahi.mp3
49
6
-باید درس بخونم چون نمیخوام حرف هایی که در موردَم زدن به واقعیت بپیونده.
63
7
این‌بار هم بهبود خواهد یافت،نه چون به تاریکی عادت کرده بود؛چون میدانست که "نور"می‌آید.
82
8
لا يوجد نص...
93
9
تاسیان _.mp3
195
10
Pistol.mp3
1
11
.
1
12
ایران عالیه 🧘🏽‍♀
34