ar
Feedback
°Amir Spot

°Amir Spot

الذهاب إلى القناة على Telegram

خودمم نمیدونم داریم چیکار میکنیم. شاید برنامه نویست کنم/شاید با تکنولوژی روز آشنات کنم/شایدم با هم گیم زدیم/شایدم بردمت استریم. کی میدونه؟ اینستاگرام: Amir_Spot ارتباط : @AmirSpotMsg_bot چنل استریم آلرت: @Spot_Stream

إظهار المزيد
1 744
المشتركون
-224 ساعات
-347 أيام
+1930 أيام
أرشيف المشاركات
احتمالا زیدش میخواد مچشو بگیره

😂😂😂

این سلیطه کی بود؟؟؟

من جا همه بوست میکنم بقیه رو ول کن😞

جهت اطلاع منم چندتا پروژه اینطوری نوشتم و وقتی نصب کردید تا بوسم نکنین ولتون نمیکنه!

جدیدا یه روشی مرسوم شده که برنامه نویسان در گیتهاب پروژه های مشابه پروژه های بزرگ لانچ میکنن اما با این تفاوت که این پروژه ها به بدافزار های زیادی دچارن. چه نکته ای این قضیه رو ترسناک تر کرده و هدف چیست؟ هوش مصنوعی وقتی با برنامه نویس مکالمه داره و وقتی کاربر نیاز به پروژه یا لینک سایت داره هوش مصنوعی ممکنه لینک پروژه گیتهاب اشتباهی رو به شما بده(حدود ۴۰ الی ۵۰ درصد مواقع) 🖤 @Spot_dev

ریاکشن منی که بزودی مدرک دوتاشو دارم:

Repost from توییتی
اینایی هم که سر دولتی و آزاد باهم جنگ می‌کنن خیلی بامزن. خاورمیانه ایای بامزه لیسانس به سر💞 @TweetyChannel | sara

همزمان با این اتفاقا خط تلفنا قطع میشه و بی خبر میشیم...

امروزم ساعت ۳ زدن جزیره بابامو دقیقا پشت اتاقی که استراحت میکنن. دیگه واقعا اعصابی برا من نمونده.

کلیات این بیفی که زدن منو یاد این میندازه تو زندگیم به چه آدمایی فضا دادم بعد قطع رفاقت با وقار نموندن

همزمان ۴ تا بچه سال با دغدغه ۰
همزمان ۴ تا بچه سال با دغدغه ۰

هیپاپولوژیست و ویناک رقابت گذاشتن کی بیشتر رازا اون یکیو میگه

چیه این روابط انسانی، همش پشیمونی

Repost from N/a
🍷بات ناشناس

من برم حمام . این چند روز از هدفای چنل یکم دور شدیم. ایده ها و چیزایی که نیاز دارید پیوی یا ناشناس بگید تا شروع کنم درست کردنشون.

داستان داش اکلی که راجبش داره حرف میزنه : " داستان داش‌آکل اثر صادق هدایت درباره لوطی مشهور و جوانمردی در شیراز است که پس از مرگ حاجی صمد، سرپرستی خانواده و اموال او را بر عهده می‌گیرد. در همین زمان عاشق دختر حاجی، مرجان، می‌شود؛ اما به‌خاطر تعهد اخلاقی و احساس امانت‌داری، عشقش را هرگز بیان نمی‌کند. سال‌ها با صداقت از خانواده حاجی مراقبت می‌کند و وقتی مرجان با مرد دیگری ازدواج می‌کند، خود او مراسم عروسی را برگزار می‌کند. پس از آن با دشمن قدیمی‌اش، کاکا رستم، درگیر می‌شود و زخمی مرگبار برمی‌دارد. پیش از مرگ، تنها راز عشقش را طوطی‌اش فاش می‌کند؛ طوطی روبه‌روی مرجان می‌گوید: «مرجان... عشق تو مرا کشت.» آن زمان مرجان تازه از عشق پنهان داش‌آکل باخبر می‌شود. "

دقیقا 40 سال پیش همچین شاهکاریو داده بیرون

01:28

خب بسه خجالت بکشید از خودتون و با خودتون دوست باشید لطفا