𝓢𝗉𝗋𝗂𝗇𝗀 𝓢𝗍𝖺𝗋𝗍𝗌 𝓦𝗂𝗍𝗁 𝓜
الذهاب إلى القناة على Telegram
356
المشتركون
+1024 ساعات
+77 أيام
+4730 أيام
أرشيف المشاركات
روی زمین چند تکه کاغذ افتاده بود. روی هیچ کدامشان چیزی نوشته نشده بود، اما برای او پر از حرف بودند. چون هر کاغذ یک فکر نگفته بود، یک آرزوی نیمه تمام، یک دلتنگی که هیچ وقت نوشته نشد؛ چون میدانست حتی اگر بنویسد کسی نمی فهمد.
https://t.me/Michellering
در گوشه ای از اتاق یک قاب عکس خیالی بود. نه عکسی در آن بود و نه شیشه ای. فقط خالی بود، اما به اندازه یک عمر چشم به آن میدوخت. چون یادش می آمد... آن روز... آن لحظه... همانجا، خندیده بود.
و هیچ کس نفهمید آن خنده بعدها چقدر مهم شد.
https://t.me/Michellering
And the award for the most heartbroken text of the year goes to this text (T_T)
