VIK
قناة بسيطة
𝙑𝙖𝙡𝙪𝙚 𝙞𝙣 𝙆𝙞𝙣𝙙 ; the value of something given instead of money. Talk Chnnl : https://t.me/+xJWQZRAKEoZhMzBk RAVIR " @TheAnonvirBot
إظهار المزيدإيران62 041الفئة غير محددة
3 860
المشتركون
-824 ساعات
+5537 أيام
+1 08630 أيام
أرشيف المشاركات
3 861
حقیقتش الان یادم نمیاد از کجا باهاتون آشنا شدم..ولی الان خوشحال ترینم از وجودتون و خوشبختم که تو بگ گرانده رمان هام جای اسم کارهای شماهم هست..
(کارزاره داشتن بیوگرافی از راویر)*
3 861
بیاین بگین چه چیزایی راجعبه من شنیده بودین یا فکر میکردین که خلافش بهتون ثابت شده.
http://t.me/HidenChat_Bot?start=5059873945
3 861
Lesbian StorySeven minutes in heaven Is all that I need when I get with him Seven minutes in heaven I hope in the end that I'm not a virgin #wlw ᚘ @VIKWRITE
3 861
#SPOIL — اسپویلِ پارت جدید
" همهی دیدارهایی که برامون خاطرات خوبی میسازن الزاماً سرانجام ندارن. از همون زمانی که تصویرت رو روی صفحه اول مجله دیدم میدونستم رسیدن بهت تقریبا محال و غیرممکنه. نه بخاطر بالا بودنت، بخاطر دنیای متفاوتی که توش زندگی میکنی و من حاضر نیستم پام رو توش بذارم." " فکر میکردم سرگرمیت موتورسواریِ غیرقانونی و بفاک دادن بقیه توی تخت باشه، الان میبینم به صحبتهای عمیق و فلسفی هم علاقه داری، حقیقت رو بگو جونگکوک؛ تو نمیخوای مال من باشی؟! فکر میکنی بدنت اجازه میده از من دور بمونی؟!" " بدنی که بخاطر غرور و خودخواهی بخواد لِه و آلوده بشه رو میسوزونم فئودال و نمیزارم به تنت اعتیاد پیدا کنه."#Enslavement ᚘ @VIKWRITE
3 861
+1
-تهیونگ...اون غریق نجاته چرا به تو خیره شده؟
-چون دیروز ، نزدیک بود غرق بشم و نجاتم داد...
-به نظر میرسه الان اون غرق شده پاشو نجاتش بده.
3 861
https://t.me/VIKWRITE/1465
اول از همه، نثر تو خیلی تصویری و مسلطه. جملههات ریتم دارن، یعنی آدم موقع خوندن حس میکنه داره صدای کاراکتر رو میشنوه نه فقط داره میخونه. اون رئیس گفتنها تکرارش یه جور دینامیک قدرت میسازه، که هم تحقیرآمیزه، هم صمیمی، هم وسوسهگر. این تناقضِ خیلی جذابیه.
3 861
" میونهت با شیمی چطوره رئیس؟ میتونم حدس بزنم بیشتر از شیمیِ بینمون به فلسفههای حوصله سر بر تمایل داری و در مورد چیزی که گفتی؛ عشق؟! نظرم به شکل بیرحمانهای منفیه.
روزی بالای ده نفر آدم به اتاق من میان و خودشون رو، تن و عقلشون رو تسلیم من میکنن. پیروی از دستوراتم اونها رو ارضا میکنه رئیس، تو که اینو میدونی.
آدمهای این طرف شهر دوست دارن در بند باشن، اسیر و اجیرِ من و شهوتِ من! اونوقت تو رئیس، میای اتاقم و با چهارتا شاخه گل که هیچ علاقهای بهشون ندارم بهم میگی عاشقم شدی؟! یه نصیحت دوستانه میکنم بهت، فلسفه و عشق و عاشقی رو بیخیال شو. به تو فقط میز ریاست و اون ساید بیرحمی که اینجا داری میاد نه این نگاهِ پر از ستایش و تحسینی که روونهی من میکنی!"
#PartaOfIdea
