"The Friday evening"
الذهاب إلى القناة على Telegram
Let's drown in our Friday evening.🌇✨ http://t.me/HidenChat_Bot?start=290769952 And if you need musics for escaping the reality🎧⚡: https://t.me/Fridayeveningsplays Challenges: https://t.me/Eveningchallenges
إظهار المزيد769
المشتركون
-324 ساعات
+77 أيام
+13430 أيام
أرشيف المشاركات
بچهها در نظری انتقادی پیشنهادی سوالی چیزی داشتین من و عرفان هستیم دیگه راحت باشید🤌🏼
بچهها آخر امسال اونجرز میاد
آخر این ماه اسپایدرمن میاد
و رایان گاسلینگ گوست رایدره
هیچ چیز نمیتونه منو از این خوشحالتر کنه😫
نفسی که به زور فرو میدهد شاید خود، دلیلی باشد که دیگر این عمل بیهودهی تکراری را ادامه ندهد. هر بار که به سختی سینهاش را پر میکند و رگی را در مغزش پاره میکند، منتظر است که هر دو از کار بیفتند. خسته شده از آنکه این همه فرو دهد و هنوز روزنهای برای بیرون دادنشان پیدا نکرده باشد. تعداد دمها از دستش در رفته بی آنکه حتی نشانهای از بازدمی عمیق به چشم بخورد. التماسی داخل چشمانش، صدای عمیق درونش را فریاد میزند اما چیزی از آن غار تنهاییش بیرون نمیریزد گویی که هیچ تاری برایش باقی نمانده باشد. اطمینان خاطر برایش یک لطیفهی خندهدار است که گاهی به دیگران برای بهتر کردن حالشان میگوید اما خودش هم دیگر به آن جوک تکراری نمیخندد. وزنی که روی خود سوار کرده، نزدیک است هر چه که دارد را خاموش کند حتی چیزهایی که عمری ست به داشتنشان میبالد. فقط باید سعی کند وا نرود که فرقی با سیگاری که جوب جانش را گرفت، داشته باشد. همانگونه که باید تلخیاش را کم کند که یک وقت قهوهاش مانند آب از گلویش پایین نرود. خلاصه که نوری که روزی ذهنش را روشن میکرد حالا جلوی پایش را هم روشن نمیکند. و منتظر است که یک جا بدجوری زمین بخورد.
