ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

November 4

November 4

الذهاب إلى القناة على Telegram

إظهار المزيد
إيران27 487الفئة غير محددة

📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام November 4

تُعد قناة November 4 (@httpsnight) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 12 162 مشتركاً، محتلاً المرتبة في فئة اخرى والمرتبة 27 487 في منطقة إيران.

📊 مؤشرات الجمهور والحراك

منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 12 162 مشتركاً.

بحسب آخر البيانات بتاريخ 27 أكتوبر, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار 2 905، وفي آخر 24 ساعة بمقدار 29، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.

  • حالة التحقق: غير موثّقة
  • معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 50.28‎%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 36.66‎% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
  • وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 6 124 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 4 465 مشاهدة.
  • التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 58.

📝 الوصف وسياسة المحتوى

وصف القناة غير متوفر.

بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 28 أكتوبر, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة اخرى.

12 162
المشتركون
+2924 ساعات
+8707 أيام
+2 90530 أيام
أرشيف المشاركات
در تاریخ بنویسید دستو پای حق را بستند و ان را در اب انداختند٫اما خداوند برای افشاگری حقیقت٫دریایی را خشک کرد.

نوبت ما ام میشه منتظر باشید ✨🖤

مردم ما خیلی قوی تر ازین حرفان ک ب خود کشی فکر کنن

زنده نیسیم ک بخوابم خود کشی کنیم

خودکشی کنم یا خیلی عادی فردا برم سرکار

مبین مامان. بچهاا نخندینا. سپهر من کجایی بابا. حاج آقا اینا برا ورزشه. بچها کمک،ناموسا کمک. بنام خداوند رنگین کمان. بارون اومدو یادم داد. حدیث من گشنه رفت. بابا وقت خدافظیه. حکمم اعدامه،به مامان چیزی نگو. مانی بابا تو برو من میام. #ما_اینارو_یادمون_نمیره

ولی میخونم همرو

بچه ها ی سری حرفاتونو نمیزارم چنل ک دردسر نشه برا خودتون ممکنه هر انفاقی بی افته

درسته

اصلا بمونیم که چیشه:)

پسری بود، با چشمانی تیره مثل شبی که هنوز بارانش را نگه داشته باشد. می‌خندید… آن‌طور که آدم‌ها از دور فکر می‌کنند همه‌چیز روبه‌راه است، اما در نگاهش هزار سؤال جامانده بود از روزهایی که کشورش بادهای سختی را پشتِ سر گذاشت. لبخندش پُلی بود بین امیدی کوچک و غمی بزرگ، و هر بار که می‌خندید انگار به خودش می‌گفت: «می‌مانم… حتی اگر دلِ من خسته‌تر از کوچه‌های قدیمی شهر باشد.» و چشم‌هایش قصه‌هایی داشتند که هیچ‌کس نپرسید، اما همه حس کردند وقتی که نگاهش برای یک لحظه ساکت‌تر از جهان شد.

مگ کسی مونده؟

رابطم بد نیس باهاشون

اگه هممون بریم زیر خاک، پس کی میمونه دیگه؟

من فک میکردم رابطت با بابات خوبه یا مامانت

باعث افتخار اونیه ک زیر خاکه

نباشم فک کنم راحت ترن

باعث افتخاری پسر🥲

پس خونوادت چی

هجده یکی دو ماه دیگ میرم تو نوزده