ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

چـکـامـهـ زار 🌘📜

چـکـامـهـ زار 🌘📜

الذهاب إلى القناة على Telegram

سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2

إظهار المزيد
438
المشتركون
+124 ساعات
-87 أيام
-1130 أيام
أرشيف المشاركات
به‌قوی مبتلا شدیم که فکر می‌کنند؛ الله‌جز آن‌ها، کسی‌دیگر را هدایت نکرده‌است...!

‌ دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگ است ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگ است برادران طریقت ملامتم نکنید که توبه در ره عشق آبگینه و سنگ است به خشم رفته ما را که می برد پیغام بیا که ما سپر انداختیم اگر جنگ است

‌ در دیاری که در او نیست کسی یار کسی کاش یارب که نیفتد به کسی کار کسی. -شهریار.

بازجویی از کودکان برای دانستن اسرار خانه‌ها رسول الله ﷺ فرمودند: «مَنْ تَسَمَّعَ حَدِيثَ قَوْمٍ وَهُمْ لَهُ كَارِهُونَ، صُبَّ في أُذُنَيْهِ الآنُكُ يَوْمَ القِيَامَةِ» «هرکس به سخن ديگران گوش دهد و آنان راضی نباشند، روز قيامت در گوش هايش سُرب گداخته می‌ريزند». صحیح بخاری: ٧٠٤٢ 📚 💬 صنعانی رحمه‌الله: پرسیدن از بچه‌های خانه در مورد آنچه خانواده و همسایه از گفتار می‌گویند یا آنچه در اعمال انجام می‌دهند، به این حدیث ملحق می‌شود. سبل السلام: ٤/ ٥٦٨ 📚 ◾️با ذکر منبع نشر دهید

زلیخا کور شد و یوسف نرفت از چشم‌اش یوسف گم‌گشته باز آمد ولی با عشق‌اش...

یک سوال کردم گپ به‌کجاها رسید...👩🏻‍🦯😶‍🌫

https://t.me/SendHarfBot?start=7ab88735e611 شعر‌ میفرستید؟!

نخاد اوقه بیکار باشه 😑

سوال امروز:
می‌گویند اجنه دل‌به آدمیزاد می‌بندند... آیا شما باور دارید که اجنه می‌توانند عاشق انسان‌ها شوند؟!

نمی‌دانم اونجایی که بی‌خیال همه چيز و همه کس میشی آیا خوب است یا خیر!

این پا های امیرم است😭🤭🫠

قلب های زیبا شکسته میشن؛ دقیقا همونطور که گل های زیبا چیده میشن.

وقتی یملیخا خبر بیداری خود و یارانش را برای مردم و حاکم گفت، همه با شگفتی و ایمان بیشتر به سوی غار حرکت کردند. گروه بزرگی از مردم و بزرگان شهر به دنبال او روانه شدند تا این جوانان عجیب را با چشم خود ببینند. یملیخا با قلبی پر از هیجان و اندکی بیم، دوباره به غار بازگشت و همراهانش را با خود از ماجرا آگاه کرد. آنان دانستند که خداوند اراده کرده است ماجرای‌شان حجتی بزرگ برای مردم باشد. در دل خود آرام شدند، به سجده افتادند و پروردگار را حمد گفتند. دیری نپایید که خداوند روح آنان را به آرامی گرفت؛ همه دوباره در همان غار جان به جان‌آفرین تسلیم کردند، این بار نه برای خوابی طولانی، بلکه برای رفتن به سوی آخرت. سگشان همچنان در دهانه غار ماند و غار به مقبره‌ای پر از نور و نشانه‌ای آشکار از قدرت خداوند بدل شد. مردم بر سر این ماجرا اختلاف کردند: گروهی گفتند: «بر روی آنان ساختمانی بسازیم.» اما مؤمنان گفتند: > لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیْهِم مَّسْجِدًا (کهف: ۲۱) «حتماً بر آنان مسجدی بنا می‌کنیم.» و بدین‌گونه غار اصحاب کهف برای مردم آن سرزمین و برای تمام تاریخ، نشانه‌ای شد از اینکه خداوند هر که را بخواهد زنده می‌گرداند و وعده‌ی قیامت حق است. قرآن کریم این داستان را با بیانی روشن نقل کرده و حقیقت را چنین یادآوری می‌کند: > ذَٰلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ ۗ مَن يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ ۖ وَمَن يُضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُ وَلِيًّا مُّرْشِدًا (کهف: ۱۷) «این از نشانه‌های خداست. هر کس را خداوند هدایت کند، اوست هدایت‌یافته، و هر کس را گمراه کند، برای او هرگز یاوری راهنما نخواهی یافت.» به این ترتیب، سرگذشت اصحاب کهف به پایان رسید؛ جوانانی که با ایمانشان در برابر پادشاه ایستادند، برای حفظ دین خود هجرت کردند، و خداوند آنان را به آیتی جاویدان برای جهانیان تبدیل نمود

🫠🥲😶‍🌫️🔥
+1
🫠🥲😶‍🌫️🔥

از من به من فرسنگ ها راه است … #_هوشنگ‌ابتهاج

میدانی که در کجای زندگی، قوت و استقامت سختی‌های فراوان سخت طاقت فرسا می‌کشد ادم را!… آنجا که دل در آتش درد می‌سوزد و نفس در سینه حبس می‌گردد، و اشک‌ها در چشمان چون دُرّی گرانبها گرد آمده‌اند، لیکن باید لبخند بر لب آوری… بنگر به افلاک و ستاره‌ها، تا اشک‌هایت چون مروارید بر زمین فرود نیاید… و آنگاه بگویی: «چیزی نیست، خوشم خوبم… #_بِی‌تٰابْ 💌

کتاب سافت ذخیره می‌کنم. احتمال می‌رود که انترنت شهر به طور کامل قطع شود. می‌دانم با این کار چشمانم را به زودی از دست می‌دهم، اما نمی‌توانم با ادبیات زرد کتابخانه‌های شهر خودم را قانع کنم. شاید آخرین شانس ما برای ذخیره کتاب، فیلم و آهنگ مورد علاقه‌مان باشد. ❤️‍🩹

بهشت کوچک😊

Repost from 🤍💌🤍
از همه چیز می‌گُریزم، از همه عالم من با خودم با عالم خودم با جهان درونِ خودم آرامم...... خدایا مرا و پاهای مرا بر جااهای نکشا
از همه چیز می‌گُریزم، از همه عالم من با خودم با عالم خودم با جهان درونِ خودم آرامم...... خدایا مرا و پاهای مرا بر جااهای نکشان که جایگاهم نیست در شان من نیست و در عهد‌های که باتو بستم نیست......

و صبحانه و نان گرم و پنجره‌ای که صبحگاهان به هوای پاک گشوده می‌شود...