چـکـامـهـ زار 🌘📜
الذهاب إلى القناة على Telegram
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
إظهار المزيد452
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+367 أيام
+1830 أيام
أرشيف المشاركات
او در دنیای تخیلیِ ذهنش ناپدید میشود
و گاهی در بازگشت به دنیای واقعی ؛
راهش را گم میکند :)
عزیز نادیدهی من.
دعا میکنم فردا نوبت تو باشد
و الله با دستانی پر از نور و معجزه
تمام نبودن ها و نداشتنها را برایت جبران کند.
گفت بهتر نبود زیباییهایی که سهم ما نیست را اصلا نبینیم؟ بهتر نبود آدمهای شکستنی به پست قلبهای سنگی نخورند؟ دنیای جای بهتری برای زندگی نمیشد؟
گفتم عزیزم حتما بهتر بود اما میدانی که قرار نیست خوش بگذرد. ما برای تماشا و تحمل اینجاییم. برای زخمهای بسیار اما مرهمهایی اندک. اندک و بسیار دلربا.
بعد هر دو ساکت شدیم و به ستارهها نگاه کردیم...
.
"أنًتٌِ تَستَّحِقُ شِخَِّصاً يَعُِّرفُ
مَدىٰ صُعِِّوبَة إلْعثُِورِ عِلى
شخَّصٍ مِثلُكَ"
«تو شایستهی کسی هستی که بداند
پیدا کردنِ آدمی مثل تو
چقدر سخت است.»
و اما عزیزِ من ؛
در این جهان بی سر و ته
هیچ یک نفری جای دیگری را
تنگ نکرده است ، حال خوش هیچکس
از خوشبختی کسی کم نکرده است
خوب باش و خوب بخواه
و قلبت را نورانی کن ؛
چرا که هیچ قَلبِ تاریکی
آرامش را لمس نکرده است.
تویی که این را میخوانی:
کاش ناگهان همه چیز همانگونه شود که تو در دل آرزو داری.. :)
Repost from N/a
وقتی میخوایید سراغش را بگیرید
مثل وحشی بافقی بپرسید:
«باعث خوشحالیِ جان غمین من کجاست...؟»
خب نظر من عشق مجازی جز وابستگی چیزی دیگری ندارد...نه حتی وصال
گر چه به خود اشخاص مربوط میشه که واقعا هستند عاشق همدیگر یا نه دوطرف...
