ar
Feedback
چـکـامـهـ زار 🌘📜

چـکـامـهـ زار 🌘📜

الذهاب إلى القناة على Telegram

سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2

إظهار المزيد
448
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-47 أيام
-230 أيام
أرشيف المشاركات
دق آوردم

شما هم نشسته می‌خوانید هعییی

درد و غم من که یکی دوتا نیست

با ای غم چیکار کنم

یکی هم نیست بگویه دختر بخواب که کلمه‌ی درس نخواندی مثلا خاطر درس بیدار میشدی و حالت را نگاه...

اونه یکتا است

sticker.webp0.07 KB

هیچ زنده جانی هم نیست

مي‌ایستم کنارِ دریا و طلوعِ تو را انتظار مي‌کشم.

هعیی مچوم چی چرند گفته میرم

آیا چنانکه اسم او در دعاهایم،ناگهانی بر لب‌هایم می‌آید اسم من هم می‌آید در دعا هایش؟

آیا چنان که من به او فکر می‌کنم او هم به من فکر می‌کند؟

و نمی‌دانم آیا ارزشش را دارد؟!

نمی‌دانم این شب و روز دوباره زیادی برایش فکر می‌کنم

یا هم بیدار شوه ناگهانی مثل همان وقت ها... تا آمدم که همانطور شده بود اما من نبودم...

او شب دعا کدم بیدار باشه

خسته تر از آنم که حال خویش شرح دهم...!