چـکـامـهـ زار 🌘📜
الذهاب إلى القناة على Telegram
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
إظهار المزيد434
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-37 أيام
-330 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from منارة الهدی
+5
انشاءالله خداوند متعال به همه ازدواج ها برکت دهد!🌷
رسول الله ﷺفرمودند:
هر کس مردم را به کار خیری راهنمایی کند، برای او همانند ثواب انجامدهنده آن است..
(صحیح مسلم)
🔖اگر این پست برایت مفید بود، آن را به عزیزانت بفرست، شاید این باعث شود که کسی هدایت شود و مسیر زندگیاش تغییر کند…
. هر نفس، زخمی است بر روحی که دیگر توان تحمل ندارد. زندگی، قصهای است پر از تلخیهایی که هیچگاه پایان نمیپذیرد، و در هر نگاه، ردپای غم و اندوهی عمیق نقش بسته است. این است راز تلخیهای زندگی، که هر روز با آن روبهرو میشوی و باز هم در دل، غم میکارد.🔥..
#_صهراوی🕊
خوب معلوم دار است فارسی ..
البته مادر بزرگ و بعضی وقت ها ترکی خیلی کم
و این مه چرا به زبان خود حرف نمیزنیم داستانش مفصل است یک روزی دیگری میگویم
سلام خدا کنه که خوب باشید
میشه بگویید تا صنف چند خاندید
و اگر مشکلی نباشه سن تان را هم بگویین
و ایکه چی مصروفیت ها دارید.
کسی نیامد بپرسد: چه میکنی بیصدا؟
چرا شکسته نشستی کنار پنجرهها؟
منم، همین دل خسته، اسیر بغضِ پنهان،
که در میان هزاران، هنوز مانده تنها…
#_غایب نویس🖋
شعر:
جنتی کرد جهان را ز شکر خندیدن
آنک آموخت مرا همچو شرر خندیدن
گر چه من خود ز عدم دلخوش و خندان زادم
عشق آموخت مرا شکل دگر خندیدن
بی جگر داد مرا شه دل چون خورشیدی
تا نمایم همه را بیز جگر خندیدن
به صدف مانم خندم چو مرا درشکنند
کار خامان بود از فتح و ظفر خندیدن
یک شب آمد به وثاق من و آموخت مرا
جان هر صبح و سحر همچو سحر خندیدن
گر ترش روی چو ابرم ز درون خندانم
عادت برق بود وقت مطر خندیدن
#مـــولانـــا_جـــان
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من توست
گوش کن با لب خاموش سخن میگویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست
روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست
گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید
همه جا زمزمه عشق نهان من و توست
گو بهار دل و جان باش و خزان باش، ارنه
ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست
این همه قصه فردوس و تمنای بهشت
گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست
نقش ما گو ننگارند به دیباچه عقل
هرکجا نامه عشق است نشان من و توست
سایه زآتشکده ماست فروغ مه و مهر
وه از این آتش روشن که به جان من و توست...
🖋 #سایه
بهرِ نسیان، غفلتِ ذاتی نمیخواهد سبب
از برای خوابِ مخمل، حاجتِ افسانه نیست
بیدل 🖤
گیریم كه از آن سر دنيا لشكر كشيده آمده ايد و در باورتان به خاک
نشسته ايم
وساقه هاى جوان ما از ضربه هاى تبرهايتان زخم دار است
با ريشه چه مى كنيد؟
گیریم كه بر سر اين باغ بنشسته در كمين پرنده ايد
پرواز را علامت ممنوع مى زنيد
با جوجه هاى نشسته در آشيان چه مى كنيد؟
گیریم كه مى كشيد
گیریم كه مى بريد
گيریم كه مى زنيد
با رويش ناگزير جوانه ها چه مى كنيد؟
از آن سر دنيا با هر جامه كه نقش دارى بازى كن، در ريشه ما كلمه يي
خداست، با خدا چى ميكنيد!؟
