ar
Feedback
چـکـامـهـ زار 🌘📜

چـکـامـهـ زار 🌘📜

الذهاب إلى القناة على Telegram

سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2

إظهار المزيد
450
المشتركون
-224 ساعات
-37 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
او مثل رُمان و کتاب مورد علاقه‌ام بود، می‌توانستم هزار بار بخوانم اش و اما باز هم خسته نشوم. #دوشیزه_سادات

فوروارد کن اینجا جوین باش تا چنلت در فولدر قرار گرفته کلی جذب بگیری...🤍🦢

محبوبِ من... نمی‌دانم از چه زمانی این دو واژه، امضای تمام نوشته‌هایم شدند. هر بار که قلم را بر کاغذ می‌گذارم، بی‌اختیار نخستین کسی که به ذهنم می‌آید، تویی؛ گویی واژه‌ها پیش از آن‌که به فرمان من درآیند، راهشان را به سوی نام تو پیدا کرده‌اند. آن‌قدر «محبوبِ من» را نوشته‌ام که دیگر همه مرا با همین خطاب می‌شناسند. هرگاه عکسی، ویدیویی یا متنی رنگ و بوی عشق داشته باشد، بی‌درنگ برایم می‌فرستند؛ چون می‌دانند میان تمام واژه‌هایی که می‌توانستم انتخاب کنم، من همیشه تو را برگزیده‌ام؛ حتی اگر نامت را هرگز بر زبان نیاورده باشم. گاهی با خودم فکر می‌کنم چه عجیب است که مردم، محبوبِ مرا از روی نوشته‌هایم می‌شناسند، اما خودِ محبوب را نه. آنان تنها دو واژه را دیده‌اند، بی‌آن‌که بدانند پشت همین دو واژه، دنیایی از سکوت، انتظار، دعا، دلتنگی و اشتیاق نهفته است؛ دنیایی که سال‌هاست در سطرهایم زندگی می‌کند. برای دیگران، «محبوب» تنها یک واژه است؛ اما برای من، خانه‌ای‌ست که هر بار از هیاهوی دنیا خسته می‌شوم، به آن پناه می‌برم. آرامشی‌ست که میان آشفتگی روزگار گمش نمی‌کنم. نوری‌ست که حتی در تاریک‌ترین شب‌های دلم، خاموش نمی‌شود. اگر روزی تمام نوشته‌هایم از میان بروند و تنها همین دو واژه باقی بمانند، گمان می‌کنم هر کسی که روزی مرا خوانده باشد، خواهد گفت: «این باید از او باشد؛ همان کسی که عشقش را همیشه با "محبوبِ من" آغاز می‌کرد.» و من باز هم خواهم نوشت؛ نه برای آن‌که جهان بداند مخاطب این سطرها کیست، بلکه برای آن‌که دلم هنوز جز با همین خطاب آرام نمی‌گیرد. بعضی نام‌ها را نباید فریاد زد؛ کافی‌ست در دل نوشته‌ها پنهان بمانند تا هر بار که خوانده می‌شوند، بی‌صدا دوباره زنده شوند. پس بگذار دیگران مرا با این دو واژه بشناسند؛ چه باک، وقتی تمام هویت قلمم سال‌هاست در همین خطاب خلاصه شده است: محبوبِ من... #دوشیزه_سادات

Repost from N/a
خیلی زیبایی، اندازه‌ی غم‌هایی که پنهان کردی...
#زهـرا

در برابر بی‌مهری آدم‌ها هیچ نمی‌گویم. سکوت و سکوت و سکوت. انگار که لال شده باشم؛ شاید هم کور و کر. دیگر نه انرژی توضیح دادن دارم و نه حتی حوصله اش را، می‌دانی؟ دیر دریافتم که مسئول طرز فکر آدم‌ها نیستم. بگذار هر که هرچه خواست بگوید! چه اهمیتی دارد؟ من در لاک خود راحت ترم. آن جا می‌شود آرام و بی‌دغدغه زندگی کرد... -فروغ

گفتم: از تو به مادرم به پناه می‌برم. گفت: پس از مادرت به کی پناه میبری؟ چندی سکوت کردم و آهسته گفتم: از مادرم فقط میشه به الله پناه برد...!

_ مادر موهایم را قیچی کنم؟ _ بد نکو بشین د جایت. _ حالی خو بیخی دراز شده کی جمع اش میکنه! _ گفتم که نی. زیب دختر جوان د موهای دراز اش است تمام دگه گپ نزن. _ به چشم.

اما مرد های افغانی باید بیشتر رُمان های افغانی بخوانند...!💅 اصلاً باید جبری شود بالایشان.

مرد باید شعر بخواند؛ باید کتاب بخواند، باید در کوچه‌پس‌کوچه‌های رمان‌ها قدم بزند و ساعت‌ها با متون عاشقانه هم‌صحبت شود. نه بر
+1
مرد باید شعر بخواند؛ باید کتاب بخواند، باید در کوچه‌پس‌کوچه‌های رمان‌ها قدم بزند و ساعت‌ها با متون عاشقانه هم‌صحبت شود. نه برای آن‌که تنها واژه‌های عشق را از بر کند، و نه فقط برای آن‌که عاشق شدن را بیاموزد؛ بلکه تا هنرِ عاشق ماندن را بداند.تا بفهمد زن، تنها به نان و سقف نیاز ندارد؛ گاه تمام دنیایش در یک «حالت چطور است؟»، در نگاهی آمیخته به مهر، در دستی که وقتِ خستگی رهایش نکند، و در حضوری صادقانه خلاصه می‌شود. مرد باید بخواند؛ زیرا کتاب‌ها به او می‌آموزند چگونه قلبی را نیازارد و اگر شکست، چگونه مرهمش باشد؛ چگونه احترام بورزد، چگونه مهر بورزد، و چگونه محبوبش را چنان دوست بدارد که هرگز در کنار او احساس تنهایی نکند. عشق، تنها گفتنِ «دوستت دارم» نیست؛ عشق، هنری است که آموختن می‌خواهد. تصاحب نیست، احترام است؛ دلبستگی نیست، مسئولیت است؛و محبوب، گلی نیست که تنها برای تماشا باشد، قلبی است که باید هر روز، با مهربانی، صداقت و وفاداری، دوباره به دست آورده شود. آری... مرد باید شعر بخواند، کتاب بخواند و رمان بخواند؛ زیرا گاهی یک کتاب، بهتر از هزار نصیحت، به انسان می‌آموزد چگونه عاشق باشد و چگونه عشق بورزد. #دوشیزه_سادات

من عاشق شعرم که تو را شعر به من داد پس خانه ی شعر و غزل و قافیه آباد؛

عشق به تنهای کافی نیست؛عشق برای ماندگاری،به بلوغ،همدلی،درک و مهربانی نیاز دارد.بسیاری از عشق ها نه از کمبود محبت بلکه از کمبود این مهارت از دست می‌روند.

عاشق اینجاش شدمممم💘 دیره ممنون گل من🫶✨

Repost from N/a
🌚
🌚

گاهی اوقات، انسان دلتنگ قلب و احساسات قبلی خود و ارتباط عمیقش با دعا و الله متعال می‌شود...!

لستُ نِعْمَ العبد لکنّي أرجو أن أکون أوّابًا -بهترین بنده نیستم اما امید دارم که از توبه کنندگان باشم...

واقعاً دلم می‌گیرد وقتی آدم‌های هم‌سن خودم را می‌بینم که این‌همه انگیزه دارند و برای آینده‌شان خیلی اهداف بزرگ چیدن، بعد من حتی یک دلیل درست‌وحسابی برای بلند شدن از تخت در صبح ندارم، چه برسد به اینکه برای آینده‌م هدف تعیین کنم.

Repost from N/a
موهایم را بلند گذاشته‌ام ! بماند برای دستهایش‌ ؛ شانه کند ، نوازش کند ، دیوانه شود ^^
موهایم را بلند گذاشته‌ام ! بماند برای دستهایش‌ ؛ شانه کند ، نوازش کند ، دیوانه شود ^^