چـکـامـهـ زار 🌘📜
الذهاب إلى القناة على Telegram
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
إظهار المزيد434
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-37 أيام
-330 أيام
أرشيف المشاركات
من ترك أمرهُ لله ، أعطاه الله فوق ما يتمناه!
هر کسی کارهایش را به خداوند بسپارد،
بیشتر از آنچه که می خواهد، به او عطا میکند ».
Repost from منارة الهدی
گواهی حال انسان ها بر فطری بودن شناخت خداوند
واقعیتهای زندگی گواه آن است که گرایش به ایمان به خداوند متعال و میل به دینورزی، جزئی جداییناپذیر از ساختار درونی انسان است. یکی از نشانههای روشن این فطرت، بیدار شدن آن در هنگام سختیها و بحرانهاست؛ بهگونهای که هرگاه بلایی بزرگ یا مصیبتی سنگین بر انسان نازل شود، در درون خود احساس نیرویی را درمییابد که نمیتواند آن را انکار کند؛ نیرویی برتر که توان نجات و رهایی او را دارد. در چنین لحظاتی، انسان ناخودآگاه رو به سوی پروردگار میآورد و از صمیم دل نجات میطلبد.
قرآن کریم نیز به این حقیقت اشاره کرده است، آنجا که میفرماید:
«هنگامی که به مردم [رنج و] زیانی برسد، زاریکنان پروردگارشان را میخوانند» (سوره زمر، آیه ۸)
و نیز در جای دیگر:
«[ای مردم،] او همان ذاتی است که شما را در خشکی و دریا به حرکت درمیآورَد تا آنگاه که در [دریا بر] کشتی قرار میگیرید و [کشتیها] با بادی دلپذیر آنان را [به سوی مقصد] حرکت میدهند و [سرنشینان] به آن شادمان میشوند. [ناگهان] طوفان شدیدی میوزد و موج از هر طرف [به سویشان] میآید و گمان میکنند که راهِ گریزی ندارند [و هلاک خواهند شد؛ آنگاه] الله را از روی اخلاص میخوانند که: «اگر ما را از این [گرفتاری] نجات دهی، قطعاً از سپاسگزاران خواهیم شد»» (سوره یونس، آیه ۲۲).
فخر رازی در شمار دلایل وجود خداوند به نکتهای دقیق اشاره میکند:
«وقتی انسان در گرفتاری سخت و مصیبتی عظیم قرار میگیرد و دیگر امیدی به یاری کسی ندارد، گویی بنا بر سرشت و خلقت خود، به درگاه کسی تضرع میبرد که توان رهایی او را دارد و از بند این بلا نجاتش میدهد؛ و این چیزی نیست جز گواهی فطرت بر نیاز ذاتی انسان به آفریدگار و تدبیرکنندهی هستی».
در فرهنگ غرب نیز ضربالمثلی مشهور و پرمعنا در این باره وجود دارد:
«در سنگرها، بیخدا پیدا نمیشود!»
(یعنی در لحظات خطر و مرگ، حتی کسانی که منکر خدا هستند نیز ناخودآگاه به او پناه میبرند.)
بهطور کلی، بسیاری از متخصصان -حتى ملحدان- وجود چنین گرایش درونی را تأیید کردهاند؛ هرچند ممکن است آن را «فطرت» ننامند. آنان معتقدند که باور به خدا و تمایل به دینورزی، چیزی فراتر از تربیت محیطی یا تأثیرهای فرهنگی است؛ بلکه عنصری درونی و بنیادی در ساختار انسانی بهشمار میرود.
شواهد این واقعیت، بسیار گستردهاند و در شاخههای علمی گوناگون قابل مشاهدهاند؛ تاریخ بشر نشان میدهد که دین، همیشه رکن اساسی تمدنها و جوامع گوناگون بوده است.
مطالعات انسانشناسی نیز از حضور گستردهی پدیدهی دین در جوامع بشری خبر میدهند.
روانشناسی، جامعهشناسی و سایر علوم انسانی نیز همین معنا را تأیید میکنند.
الرجال الحقيقيون لا ينتظرون عُمراً معيناً
حتى يُصبحوا رجالاً .. إنَّما تلدهم أمهاتهم رجالاً
مردان واقعی منتظر سن معینی نیستند
که مرد شوند بلکه مادراشون اونا را مرد به
دنیا میارن ».
بعضیها چقدر عاقلاند؛ نیکی بنیان میکنند و خودشان میروند. ( آب خنک فی سبیلالله...)
یاد آن فرموده رسولالله ص افتادم که؛ از آتش خودتان را دور کنید، حتی شده با دانهای خرما...
نیکیها را مثل بذر در زمین دنیایت بکار، هرچند کوچک، هر چند ساده...
🤍
Repost from دویستوچند تکه استخوان.
چه چیزی دردناکتر از این بود که نسبت به تمام چیزهایی که در گذشته از آنها لذت میبردی، بیحس شده باشی؟
Repost from دویستوچند تکه استخوان.
«زن بودن سخت بود یحیی.
خیلی سخت بود، زمانی که میخواستی به آدمها بگویی نه یک مادری نه یک معشوق، فقط خودت هستی؛ یک انسان.»
Repost from دویستوچند تکه استخوان.
دشوارترین جنگ
جنگیدن با "خود" بود، برای اینکه دیگر دلتنگ نباشد.
سیاهی آسمان امشب مرا به یاد چشمان تو انداخت، همان چشمهایی که مرا در خود غرق میساخت. ✨🌚
من براى هميشه همان دخترى كه به بیگانه ها لبخند میزند، بلند میخندد ، زياد حرف میزند، نمىتواند آرام حرف بزند، زبان تند و تیزی دارد، برای هرچیزی فوراً ذوق میکند و هميشه يك سوتى مىدهد میمانم.
#دوشیزه_سادات
