چـکـامـهـ زار 🌘📜
الذهاب إلى القناة على Telegram
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
إظهار المزيد437
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-67 أيام
-1030 أيام
أرشيف المشاركات
امان از خواب روزانه
کاملاً معتاد اش شدیم یکروز اگر نخوابم خلاص...
اصلاً موقع اش را پیش نمیکنم تا خواب نکنم هر کاری هم که باشد به تعویق انداخته و میرم سراغ خواب و
وقتی از خواب بیدار میشم، میرم دنبال یکجایی بگردم که دراز بکشم تا از خواب استراحت کنم.
اینم منم دگ معتاد خواب...👩🦯🙌
وقتی یک پیام بامزه میفرستم خودم میخندم،
بعداً هم برمیگردم میخوانمش و دوباره میخندم،
بعدتر هم که طرف به پیامم میخنده باز میخوانمش و میخندم. واقعا طرفدار شماره یکم خودمم.
👩🦯
جمع همسایگانِ نویسنده🤍💛
در این چنلها شاهد زیباترین قلمها خواهید بود✨
🪴🍃https://t.me/gol_barg
🍂🍄🟫https://t.me/mahtaby00
🪺🪻https://t.me/sadayqalam
🕊🪽https://t.me/Paar_waz
🦚🍀https://t.me/bano_writer
🐠🌊https://t.me/zarnavis
🐥🌟https://t.me/sarzamin_qalam
🪐🪷https://t.me/marall03
🦄🌂https://t.me/Ibra721
🌛🌻https://t.me/maahsokhan1
🐣🪵https://t.me/shulahaifraq
🪗🎧https://t.me/muzhdah_texts90
🎨🧩https://t.me/Gulbarghygalam
♟🎲https://t.me/Nilgon_Royaye
🌎🌩https://t.me/https_Chakameh_Zar
☀️☄https://t.me/kahkashan_dastan
🦋❄️https://t.me/Parneyan123
🪼🪸https://t.me/Mehrowahm
🌴🐾https://t.me/vira_write
🎀🌷https://t.me/f_8503
🤍🍓https://t.me/caFe_banOo13
برای آرامش و لبخندت📬📩
اونجا که حسین منزوی میگه:
تو
مثل خنده ی گل ،
مثل خواب پروانه
تو
مثل آن چه که نا گفتنی است ، زیبایی
چگونه سیر شود چشمم از تماشایت ؟
که جاودانه ترین
لحظه ی تماشایی
وای که این واژهها چقدر به دل نشست...
قشنگترین اتفاق زندگی، همین رفاقتهاییست که بیهوا اتفاق میافتند ولی تمام هوا را برایت نفسگیر میکنند...
کنار تو، لحظهها شیرینترند، خندهها واقعیتر و حتی سکوت، آرامش دارد.
گر چی میان من و تو هیچ سکوتی وجود ندارد.🤭
حضرت رفیق من!
بودنت کنارم نه تنها دنیا را زیباتر کرد، بلکه خودِ من را هم بهتر ساخت...
ممنونم برای لحظهلحظهای که بودی، هستی و انشاءالله همیشه باشی.
#با_تو_دنیا_قشنگه 🫂🩵
گاهی فقط یک قهوه، کتاب، و کسی که دلت کنارش آرام میگیرد کافیست تا باور کنی دنیا هنوز هم جای قشنگیست...
و من، در کنار حضرت رفیقم، عشق را فهمیدم؛ دوستی را چشیدم؛
و دانستم که گاهی، فقط حضور یکنفر میتواند نبودن خیلیها را جبران کند.
در این دو روز، که کنار هم بودیم...
خندیدیم، گفتیم، خسته نبودیم از باهم بودن
شیطنتهایی کردیم که فقط خود ما میدانیم چهقدر برایمان معنا داشت.🫠
برای من، این دو روز، نه فقط یک خاطره،
که یک تکه از بهشت بود در شلوغی این دنیا.❤️🔥
همیشه بمانی برایم، حضرت رفیقم...
نه فقط برای روزهای خوش،
که برای تمام روزهایی که زندگی طعمش را از دست
میدهد.
#حضرت_رفیقام🫶🏼🫂🫀
Repost from N/a
ادم ها تک تک دارند قلب طفلانه مه را میشکنند …
اخر قلب من زیادی طفل نازک است برای پارچه پارچه شدن …کار زمان بری نمیخواهد شکستن قلب من خیلی ساده با یک جمله یک کلمه یک حرف …….
با اندازه صد سال قلب مرا مجروح کنی و محزون ….
به گونه ای که درمانی در کار نباشد ….
چطور چه کار اسان ساده ای است مگر نه !…..چطور میتوانید قلب بنده ای را که فقط توکل به خدا امید اش به رب العالمین است ساده بشکنید ……نازک نارنجی نیستم اصلا ابدا ….اما با مهربانی هایم جواب مهربانی هایم را اینگونه میدهید ….!
وجدان ها به غارت برده شده ان..
شرف !کیلوکیلو فروخته شده ….
انسانیت مگر به اسم انسانیت چیزی میشناسند !…
#_بِیتٰابْ 💌
خواب دیگر در کار نبود...
اشتهایش کمکم رو به خاموشی میرفت،
استرس و اضطراب تمام وجودش را احاطه کرده بودند؛
انگار افکارش داشتند مغزش را میبلعیدند!
دلش میخواست دچار فراموشی شود،
تمام واقعیتها، تلخیها، زخمها... همه از خاطرش پاک شوند.
اما میدانست چنین چیزی ممکن نیست.
دیگر نه صبری برایش مانده بود و نه حوصلهای.
خسته بود، از آدمهای دو رو، از زبانهای نیشدار،
از نگاههایی که نه میبخشند و نه میفهمند...
تنها دلخوشیاش کسانی بودند که در سکوت، بیادعا،
همیشه کنارش ایستاده بودند،
از او دفاع کرده بودند، حتی در نبودش...
کارهایی کرده بودند که خودش از آنها بیخبر مانده بود.
برای دیگران، شاید خیلی چیزها عادی بود،
اما برای او نه...
او با یک جملهی تلخ فرو میریخت،
گاه به جان ناخنهایش میافتاد، گاه به موهایش...
بیخوابی و بیاشتهایی، او را به مرز ضعف میکشاند
تا جایی که دست و پایش بیاختیار میلرزیدند.
دردش این بود که
زهر زبان مردم، خیلی زود بر روحش اثر میگذاشت.
اما… هیچوقت واکنشی نشان نمیداد،
نه از ناتوانی، که از نجابت.
با خودش میگفت:
«اگر جواب بدهم، فرق من با او چه خواهد بود؟»
او قضاوت را به الله میسپرد،
به خدایی که بهترین قاضی است
و عادلترین در پاداش و جزا.
#دوشیزه_سادات
بهنظر من، بانو صحراوی عزیز اصلاً فردی عصبی نیستند.
اینکه گاهی واکنش تند نشان میدهند، کاملاً طبیعیست؛ چون انساناند و احساس دارند.
همهی ما در زندگی با موقعیتهایی مواجه میشویم که ممکن است باعث واکنشهای احساسی و حتی عصبی شود.
ما نمیتوانیم کسی را در شرایط سخت و تنشزا قرار دهیم و بعد، فقط از واکنشاش شکایت کنیم و بگوییم: "چقدر عصبی هستی!"
« میجنگیدم، فراتر از خودم؛
آن هم نه برای خودم!
برای رؤیایی که شاید هرگز محقق نشود... »
https://t.me/SendHarfBot?start=86076d8fc13a
عکس میخواهم...
عکسهای زیبا اگر دارید بفرستید! 🫠
