ar
Feedback
کتاب بیگانه

کتاب بیگانه

الذهاب إلى القناة على Telegram

برای آنچه که بیش از پیش، خویش را با خویشتن پیشین بیگانه کند. چنل اصلی @emicalll

إظهار المزيد
5 014
المشتركون
+324 ساعات
+547 أيام
+31430 أيام
أرشيف المشاركات
، جریان های جمع گرا و عرفانی و دولت پرست همواره از تعاریف روشن فرار میکنند. آنها مفاهیمی مانند آزادی، برابری، عدالت و سوسیالیسم را تا حد ممکن شناور و جادویی نگه می دارند چون اگر این مفاهیم دقیق و منضبط شوند، دیگر امکان ندارد هر روز با همان اسم معنایی تازه و متناقض به مردم فروخته می‌شود. (...). سوسیالیست ها نمی توانند دقیقا تعریف کنند که سوسیالیسم چیست چرا؟ چون سوسیالیسم به معنای "هر چیزی که مردم میخواهند" یک کلمه جادوییست! #آزادی‌دین‌ایران ص. ۳۱۴

"مارکسیست ها واژگان تو را دارند، اما فرهنگ لغت تو را ندارند". آنها لغات را سرقت میکنند و آن را از معنا تهی می کنند. #آزادی‌دین‌ایران ص. ۳۱۱ پ‌ن. برای همین من سرسختانه با بازتعریف کلمات مخالفم. با معناسازی جدید مخالفم. چون خوراک توی پاچه کردنن. زبان کارش اینه که تنوع کلمه‌ای بالایی داشته باشه و هرکدوم از معنا و بار معنایی خودشون برخوردار باشن و در نهایت، شما با استفاده‌ی هوشمند و با دقت کلمات، منظورت رو درست و صریح و کامل برسونی. هرچی شناخت از کلمات و معانیشون بیشتر باشه خب توان شخص رو در استفاده هوشمندانه بالاتر می‌بره. اما هر زمان کسی میاد تا کلمه‌ای رو از مفهومی بازتعریف کنه، فضایی رو ایجاد می‌کنه برای توی پاچه کردن.

در دنیایی که همه بازیگران آن و اکثریت قاطع مردم با تفکرات غیر دینی و عرفانی که بنیان دیالکتیک دارد زندگی میکنند پیش بینی رفتارشان ساده تر است چون به صورت بنیادی با نفی دین که همان آزادی و حقوق مالکیت فردی و اراده آزاد است اراده آزاد خودشان را نفی میکنند و در نتیجه چون دیالکتیکی" زندگی می کنند، دیالکتیک یک ابزار خوب برای تبیین و پیش بینی رفتار آنها است. #آزادی‌دین‌ایران ص. ۳۱۰ پ‌ن. ساپولسکی به شما نمی‌گه که یه سری از مخالفانش اومدن تاثیر عقده و باور بر آزادی اراده رو در آزمایش‌های علمی سنجیدن و نشون دادن کسانی که باور ندارن، رفتاری پیش‌بینی پذیر تر نسبت به اتفاقات دارن.

اگر نمی توانی پیش بینی کنی من فردا صبح برای صبحانه چه خواهم خورد، پس نمی توانی آینده بشریت را پیش بینی کنی (پیش بینی ناپذیری اراده آزاد) هچیکس نمی‌تواند آینده را پیش‌بینی کند. #آزادی‌دین‌ایران ص. ۳۰۹ پ‌ن. البته صبر کنید تا ساپولسکی براساس تنها ۶۰٪ احتمال در یک آزمایش آن هم در شرایط آزمایشگاهی بر روی اینکه انگشت چپ بلند می‌شود یا راست به شما بگوید که کاری ندارد! اتفاقا اراده آزاد وجود ندارد و پیش‌بینی پذیری بشریت قطعیست و هیچ استثنایی کجود ندارد 😸

مسیر دین با منطق عقلی به پیش میرود و مسیر عرفان با انکار عقل و خاموشی عقل و آشفتگی ذهن به پیش می رود خاموشی عقل را به یاد بسپارید درباره آن صحبت مفصل خواهیم داشت به همین دلیل است که در جای جای آیات و احادیث دین ذکر شده است که هر چه با عقل شما سازگار نبود کنار بگذارید و سنجش درست و غلط برای شما عقل است. #آزادی‌دین‌ایران ص. ۳۰۷ پ‌ن. این رو که داشتم می‌خوندم یادم اومد یکی از افعال پر کاربرد افعال مرتبط با به کار بردن عقلن. سرچ کردم دیدم جمعا ۴۹ بار استفاده شده. جالبیش اینه هیچوقت به صورت اسم نبوده و همواره به شکل فعل بوده. با عبارت دیگه‌ای عالم بی‌عمل به چه ماند؟ و اینا.

رفتی آدم های عادی ایده ای دارند - بگذار اسمش را تز» بگذاریم - این ایده با ایده ای دیگر - آنتی تز - روبه رو می شود. ممکن است بحث های متعدد، تزها و آنتی تزهای متعدد وجود داشته باشد. اما در نهایت بعد از بحث و ،آزمون یکی برنده اعلام می شود. یا ۲+۲=۴ است یا ۲+۲=۵ ما بحث میکنیم و معلوم میشود پاسخ درست و غلط وجود دارد. ۲+۲ میشود ۴، نه ۵ پس بحث تمام می شود، پاسخ درست مشخص میشود و این فرایند به ما اجازه میدهد به حقیقت عینی برسیم هر حقیقتی که باشد دیالکتیکی ها به این فرایند باور ندارند. آنها باور دارند وقتی تز و آنتی تر داری راه حل این است که آن دو را «نفی» کنی. #آزادی‌دین‌ایران ص. ۳۰۶

حالا که اهداف آنها را فهمیدیم باید بفهمیم که مرشدان و کشیشان و روحانیان و روشنفکران و ... نمی توانند به تنهایی این کار را بکنند. ر باید مردم را قانع کنند که پیش از آن که همه ما را نابود کنند، به این فرقه بپیوندند و چگونه این کار را می کنند؟ با فریب، حالا باید این را توضیح بدهم من خودم زمانی سوسیالیست بودم اما مارکسیست نبودم. انگاه تیزی به تاریخ داشتم و می فهمیدم که کامبوج، چین و اتحاد شوروی بد بودند، و می فهمیدم که کمونیسم شکست خورده است. جورج اورول را هم خوانده بودم که هنوز هم نویسنده داستانی محبوب من است. اما به اشتباه باور کرده بودم که کارگران برای نجات یافتن از سرمایه داری به کمک بیرونی نیاز دارند، و آن کمک باید از سوی دولت بیاید. پس به دلایل عملی یک سوسیالیست میانه رو بودم و هرگز به ایدئولوژی مارکسیستی ایمان نیاوردم. بنابراین هرگز «دیالکتیکی نشدم. من در آن فرقه نبودم پس نمیتوانم توضیح دهم چرا کسی فریب آن را میخورد. مطمئنم دلایلی دارد، خود من با بنیانهای اخلاقی کمک به فقرا و حق طلبی و ایده های خیرخواهانه توهم زده بودم که سوسیالیست ها راست می گویند. اما همه آنان بنیان های اخلاقی و فکری متفاوتی دارند از حسادت و تنبلی شاید بتوان به ریشه های آن پی برد. شاید تنبلی من باعث می شد که فکر کنم که خب بهتر است دولت این کارها را بکند و ما مالیات بدهیم! #آزادی‌دین‌ایران ص. ۳۰۶ پ‌ن. من در گذشته اما قانع شدم بودم که همه‌چیز تقصیر سیستم سرمایه‌داری و به طور مشخص همه‌چیز از گور پدر پول بلند می‌شود و تصور می‌کردم اگر فردا روز دیگر لازم نباشد به یکدیگر بابت چیزی پولی بدهیم و براساس مهر و عشق و انسان‌‌دوستی همزیستی کنیم دنیا جای بهتری خواهد بود. این دقیقا به اون دلیلیه که فکر می‌کنم دولت‌ها، سیستم سرمایه‌داری رو تبدیل به نوعی سپربلای خودشون کردن. مردم به سرمایه‌داری و دیگر ابزارهایی که دولت در دست می‌گیره تا سپرش باشن توجه می‌کنن و گیر می‌دن و خیلی کسی یادش نمی‌مونه که تقریبا ۹۹٪ مشکلاتی که با سیستم سرمایه‌داری، دین یا مابقی دارن، از گور خود چیستی دولت‌ها بلند می‌شه.

یا میتوانیم یک نظریه بسازیم و لجوجانه به آن بچسیم؛ ذهنی بسته اتخاذ کنیم و هر قدر هم شکست بخوریم همان کار را بارها و بارها تکرار کنیم به این امید که نتیجه ای متفاوت بگیریم؛ ما این فرایند را "جنون" می نامیم. #آزادی‌دین‌ایران ص. ۳۰۶ پ‌ن. یک ناعزیزی در اطراف من در همین فضای مجازی وجود داره که معتقده مهمل می‌بافه، اما سالهاست که می‌بافه و تصور می‌کنه از این راه بالاخره به نتیجه‌ای دست پیدا می‌کنه که دیگران از راه‌های دیگه نمی‌تونن. اگر جنون رو نوعی زوال عقل در قبال تفکر منطقی بدونیم، گمون کنم دقیقا چنین چیزی رو به صراحت در اطرافم مشاهده کردم. می‌تونم بگم تقریبا همه‌ی راه‌های ورود بهش و ساخت یک دیالوگ بن‌بسته. یک بن‌بستی که فرو رو درونش نگه می‌داره.

اما هدف کمونیست ها چیست؟ بازگرداندن ما به کمونیسم؛ فرستادن ما به باغ عدن برپایی بهشت بر روی زمین و این را چگونه میخواهند انجام دهند؟ خب، منطقی است که اگر در حال حرکت رو به جلو در تاریخ داشتیم خودمان را آزاد میکردیم برای برگشتن در تاریخ باید برعکس عمل کنیم. باید برده شویم #آزادی‌دین‌ایران ص. ۳۰۵ پ‌ن. به راهپیمایی‌ها، مانیفست‌ها و سخنرانی‌هاشون هم که گوش می‌دی می‌بینی مشکلی با دولت و قدرت ندارن، مشکل با این دارن که چرا خودشون دولت و قدرت رو در دست ندارن. معتقدن اگر دولت و قدرت بدستشون بیفته، اربابان بهتری خواهند بود و همه به بهشت خواهند رفت.

انسان قابل اعتماد، انسانی است که همیشه "نقطه شکست" دارد، چون انسان حتماً شکست میخورد؛ حتماً در حوزه هایی پیروز میشود و در حوزه هایی شکست می خورد. انسانی نقطه شکست دارد که میداند او خدا نیست. در واقع به انسان خداگونه باور ندارد. انسانی که نقطه شکست دارد، در ذات و درونش دین و تسلیم در برابر اراده خدا وجود دارد. #آزادی‌دین‌ایران ص. ۳۰۴

از منظر نظریه آزادی این (ابزوردیسم) نیز راه حل نیست؛ زیرا شورش بدون حقیقت عینی خیلی زود یا به نوعی زیبایی شناسی رنج ختم می شود یا به قهرمان سازی از بی معنایی. #آزادی‌دین‌ایران ص. ۲۹۹

در چارچوب نظریه آزادی نه یک تاریخ خنثی از فلسفه، بلکه شرح یک سقوط معرفتی و تمدنی است. ماجرا از آنجا آغاز می شود که دین، نه به عنوان خرافه، بلکه به عنوان نظام صوری منسجم اصل موضوعی برای معنا اخلاق اراده آزاد، و حقوق مالکیت فردی از مرکز حیات بشر حذف می شود. به محض حذف این بنیان خلایی پدید می آید که سه پاسخ مشهور مدرن می کوشند آن را پر کنند: نیهیلیسم، اگزیستانسیالیسم و ابسوردیسم . اما هر سه در حقیقت، نه حل مسئله، بلکه نشانه شدت بحران اند. #آزادی‌دین‌ایران ص. ۲۹۸ پ‌ن. من این نوع نگاه رو خیلی توی بازبینی تاریخی دوست‌دارم. عمدتا جامعه نسبت به تغییرات واکنش می‌ده. برخی محققین انسان‌شناسی به دنبال مطالعه همین موضوعات می‌رن اینکه چی‌شد که فلان ترند، فلان مدل فکری، فلان واژه و... بوجود اومدن. در پاسخ چی بودن؟ خودشون چه پاسخ‌های دیگه‌ای ساختن؟ و...

وقتی گفته می شود انسان ماهیت خود را با انتخاب هایش می سازد، دیگر «من» از جایگاه مخلوق دارای اراده آزاد به جایگاه مؤسس معنا می لغزد. این جا دیگر وحی و نظام صوری الهی کنار گذاشته میشود و فرد میکوشد خود منبع تشریع، ارزش، و معنا شود. از منظر نظریه آزادی این مسیر خطرناک است؛ زیرا اگر معنا را من بسازم چه چیزی به صورت عینی و الزام آور جلوی من را از نقض حقوق مالکیت دیگران می گیرد؟ اگزیستانسیالیسم شاید در سطح روانی به انسان دلداری بدهد اما در سطح حقوقی و اجتماعی، هیچ بنیان محکم و غیر سلیقه ای برای آزادی و مالکیت فردی نمی سازد. #آزادی‌دین‌ایران ص. ۲۹۹

وقتی گفته می شود انسان ماهیت خود را با انتخاب هایش می سازد، دیگر «من» از جایگاه مخلوق دارای اراده آزاد به جایگاه مؤسس معنا می لغزد. #آزادی‌دین‌ایران ص. ۲۹۹ پ‌ن. از ترکیب واژه‌ی موسس معنا بسیار خوشم اومد.

مسئله، زیستنِ مسئولانه در دنیاست. #آزادی‌دین‌ایران ص. ۲۹۵

اسطوره :گنوسی خدا دمیورژ و جهان به مثابه زندان مؤمنان این دین باور دارند که یک خدای حقیقی وجود دارد که غیر مادی است - فیزیکی نیست کاملاً روحانی است. او همان ایده مطلق است یا «روح» یا هر نام دیگری که بخواهید روی آن بگذارید اما آنها همچنین باور دارند که در آسمانها شکافی رخ داده و از این شکاف پاره هایی از خدای حقیقی به درون اثیر پرتاب شده اند. سپس دمیورژ (شیطان) قلمرو مادی را - یعنی همین جهانی را که در آن زندگی می کنیم - به عنوان زندانی برای این پاره های خدای حقیقی می آفریند. #آزادی‌دین‌ایران ص. ۲۹۴ پ‌ن. کوت مرتبط.

در نظریه آزادی، سلاح پیش از آن که ابزار جنگ باشد، امتداد حق دفاع از بدن خانواده، خانه و حقوق مالکیت فردی است. بنابراین، اصل آزادی مالکیت و حمل سلاح، حقی طبیعی است و از دل حق دفاع بر می آید نه از میل به آشوب. #آزادی‌دین‌ایران ص. ۲۸۹ پ‌ن. به عنوان یک زن همواره فکر می‌کنم تنها حالتی که می‌تونم هرلباسی که مایل بودم رو بپوشم همینه: حق حمل اسلحه.

بسیاری از افراد میپرسند که اگر کسی خواست تانک یا اف ۳۵ شخصی بخرد و یا ناو هواپیمابر در ساحل کنار ویلای شخصی خودش قرار دهد هم باید آزاد باشد؟ افراد معمولاً به مغالطه زمین لغزنده علاقمند هستند و لیز میخورند تا جایی که بپرسند در مریخ رو به کدام قبله نماز بخوانیم؟ اف ۳۵ و رقابت تسلیحاتی افسار گسیخته محصول طبیعی آزادی نیستند. این سطح از انباشت نظامی، پیچیدگی فزاینده، و مسابقه دائمی تسلیحاتی زاده تورم اجباری بانک مرکزی، انحصار پول انحصار خشونت ساختار هرمی دولت و منطق دیالکتیکی قدرت است. در چنین ساختاری هزینه واقعی پروژه های عظیم نظامی از چشم مردم پنهان می شود، سرمایه از مسیرهای دستوری و نه داوطلبانه انباشته می گردد و دولتها میتوانند با خلق پول بدهی مالیات و اجبار مسابقه ای را پیش ببرند که در شرایط عادی بازار هرگز به این ابعاد نمی رسید. #آزادی‌دین‌ایران ص. ۲۸۸ پ‌ن. ✍️

یعنی کار دولت را از آنچه هست برای مردم سخت تر نکن کاسه داغتر از آش نشو هر جا می توانی راه مردم را باز کن نه این که با شور ایدئولوژیک، گیرهای زائد ساختار را شدیدتر کنی اگر معلمی از موقعیت خود برای تحقیر، سخت گیری بیهوده، یا تولید نفرت استفاده نکن و روحیه آزادی را در دانش آموزان و دانشجویان از بین نبر بلکه تقویت کن اگر مأمور مالیاتی یا اداری هستی، بیش از حد اجبار قانون نامشروع دولتی به سرقت و فشار کمک نکن اگر در جایی میتوانی یک مانع زائد را نادیده بگیری یا یک راه کم هزینه تر پیش پای مردم بگذاری، همان جا باید چنین کنی. قاعده کلی این است تا وقتی در ساختار دولت مانده ای باید در نسبت با مردم نقش کاهش دهنده شر را بازی کنی، نه افزاینده کارایی سلطه را. #آزادی‌دین‌ایران ص. ۲۸۳ پ‌ن. وقتی قسمت معلم‌هارو می‌خوندم به شدت یاد ناظم‌های مدارس و دبیرستان ایران افتادم. کی می‌دونه چقدر زندگی رو سخت و تنگ کردن و همه‌ی مارو از هر ارزش و کار درست و دینی زده کردن؟ بی‌نهایت! بی‌نهایت. تا حدی که باعث شدن من برای اولین بارها برای اینکه بتونم استدلالهای منطقی بکنم و خودم رو نجات بدم با آنارشی و نافرمانی آشنا بشم اما درنهایت زور دست اونها بود و من فقط یک الف بچه که سعی داشت با استدلال، از بین ساختاربندی رد بشه و توی استانداردهای زوری شهروند خوبی بودن جا نشه.

کارمند دولت جائز چه کند؟ همان کاری که ارمایل و گرمایل در شاهنامه فردوسی در دستگاه ضحاک کردند. #آزادی‌دین‌ایران ص. ۲۸۳