ar
Feedback
Both window and mirror

Both window and mirror

الذهاب إلى القناة على Telegram
71
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
اولین بار در مورد کاردینالیتی تو یک مجله ریاضی خوندم، خیلی برام هیجان انگیز بود. امروز داشتم یک لکچر در مورد آنالیز می‌دیدم یادم افتاد. (همچنین درک بهتری ازش پیدا کردم)

این برابری کاردینالیتی مجموعه اعداد طبیعی و صحیح یکی از اون مباحث ریاضیه که می‌شه باهاش بری وسط یه بحث و رندوم‌ این فکت رو بگی همه پشماشون بریزه. فقط نباید از لفظ کاردینالیتی استفاده کرد. «حاجی شاید باورت نشه ولی تعداد اعضای مجموعه اعداد صحیح دو برابر اعداد طبیعی نیست🤓»

یک مسئله‌ای که راجع به مشتق و انتگرال وجود داره اینه که بعد یه مدت انقدر فنی می‌شه و ازش استفاده می‌کنی که از یه جا بعد فراموش می‌کنی چه مفهوم زیبایی پشتشون خوابیده. «خب از توان این یکی کم کنیم ضرب در ضریب پشتش کنیم🤓»

Repost from N/a
A Nos Amours (1983) tells the story of the consequences of a dysfunctional family, where the father's presence is no differen
+6
A Nos Amours (1983) tells the story of the consequences of a dysfunctional family, where the father's presence is no different from his absence, the mother is cynical about her own daughter's actions, and the brother sees himself as a victim, yet only adds to the problems by becoming overprotective of the family. The film explores whether having children is the right choice to begin with, whether the desire to be loved is the same as being in love, and how the emotional void left by parents is rarely filled, even by the perfect romantic partner. In the end, some children are left wandering—perhaps for their entire lives—just as their parents did.

Music is weird

سوالی که پیش میاد اینه که چرا موسیقی‌های Cocteau Twins (و هر بند مشابه‌ دیگه‌ای) یادآور رویا هستن؟ تا حدی که موسیقی‌های این بند به عنوان dream pop دسته بندی می‌شن. سوال کلی‌تر اینه که چطوری موسیقی باعث ایجاد احساسات می‌شه؟

(دروغ می‌گم هیچوقت قرار نیست همچین کاری کنم)

این اینجا باشه تا بعداً در مورد ماکان علیخانی و Naser: Son Of Man بنویسم.

photo content

این که ادمین‌های این کانال فکر کردن به اشتراک گذاشتن همچین پستی مفید و درسته نشون می‌ده چقدر احمقن.

جدیدا یه مرضی گرفتم که هر بار یکی رو می‌بینم که حال خوبی نداره و درگیری‌هایی داره دلم می‌خواد درستش کنم. منظورم اینه که دوست دارم بهش پیام بدم و این پیچدگی‌ای که درش گیر کرده رو شرح بدم و سعی کنم کمکش کنم. ولی نکته اینجاست که: «بچه چی باعث شده فکر کنی انقدر می‌فهمی که بتونی مشکلات زندگی دیگران رو حل کنی؟» هیچی. من هیچی نمی‌فهمم و هیچ حقی ندارم. صرفا چون فکر کردم تونستم خودم رو از باتلاق نجات بدم، دیگران رو هم می‌تونم. که خب فکر غلطیه.

اگر سینما دوست دارید چنل دوستم رو دنبال کنید و از نوشته‌هاش لذت ببرید.

Repost from N/a
At last, a channel dedicated to my writings on cinema and much more! Even though I have no clear idea how things are going to
+1
At last, a channel dedicated to my writings on cinema and much more! Even though I have no clear idea how things are going to work, we'll figure it out one way or another. I'd like to thank all my dear friends who helped me make this (seemingly minor) decision. Let me know in the comments or via direct message if you got any interesting suggestions or questions. I'd be grateful. 20th Century Nostalgia (1997)

اون وقت به من می‌گن اجتماع‌ستیز😔

به نظرم این ترند دیلی داشتن، بر خلاف بعضی‌ها که به خاطر زیاد بودنشون مسخره‌اش می‌کنن چیز خوبیه. یکی از ویژگی‌های سوشال مدیا اینه که به آدم‌ها اجازه بیان کردن خودشون و شرکت در یک اجتماع رو می‌ده. هر چقدر هم اون اجتماع و محتوای دیلی افراد به خاطر ماهیت مجازیش به تصنعی بودن محکوم بشه. من تو دیلی‌های زیادی عضو می‌شم و آدم های زیادی رو فالو می‌کنم.‌ حتی آدم‌هایی رو دنبال می‌کنم که آنچنان مطلوب من نیستن و شاید خیلی هم موافقشون نباشم. آدم‌هایی که به هیچ وجه شبیه من نیستن، دغدغه‌ها و نگاهشون به دنیا خیلی با من فرق داره. چون از تماشای آدم‌ها لذت می‌برم؛ و به نظرم نادیده نگرفتن دیگران و دنیاشون ما رو آدم های بهتری می‌کنه.

ما که بی‌سوادیم و نمی‌فهمیم.

Repost from N/a
توی سیر تاریخی هم میبینی که خدای بت‌پرستا حاضر و زنده‌است میتونی باهاش سکس کنی میتونی اگه امپراطوری بگی منم خدام، انتزاعی و جامع نیست ولی میتونی توی زندگیت حسش کنی. میرسی سراغ مسیح شاید انتزاعی‌تره ولی لااقل توی عشای ربانی درکش میکنی و توی آیکون‌ها چهره‌اش رو میبینی و بعد خدای اسلامه که فقط یه کتاب با واسطه به انسان‌ها دیکته کرده و میتونی کتاب رو بخونی و بعضی وقتا دعاهاتو اجابت میکنه، بعد از اون خدای فلاسفه‌است خدایی که معلول بی‌علته و در عالم مثل وجود داره و جوهر همه‌چیزه و شاید بهت اخلاقیات بده. هرچی انتزاعی‌تر میشی بیشتر درک میکنی ولی کمتر حاضری. توی فیزیک بنیادی ما الان هم درگیری داریم. ابرهای سیاه جدید بالای سرمونن و چهل ساله توی بن‌بستیم. شاید باید یک چیز دیگه رو هم مثل دترمنیسم ببریم پای سکو و قربانی کنیم—مثلا لوکالیتی— و به یه تئوری جدید خارق‌العاده‌تر برسیم که شاید مثلا بهمون میگه پارادوکس اطلاعات سیاهچاله چطور حل میشه یا فضازمان چطور از اطلاعات بدست میاد ولی آخر سر اونقدر به کارمون نیاد.