˹ Med & Mind ˼
الذهاب إلى القناة على Telegram
Just a curious medical student 🩺🍓 A quiet corner for books, ideas and medicine 🐦⬛📚 .*•° 5/14 ----- منابع 🔗(https://t.me/manabe_man) ----- ارتباط 🔗ربات ناشناس( @msincrrrbot )
إظهار المزيد421
المشتركون
+124 ساعات
-57 أيام
+1430 أيام
أرشيف المشاركات
یه خاطره در این مورد:
یه روز با یکی از اساتید که جلسه اولش بود توی آزمایشگاه کلاس داشتیم. حین تدریس من داشتم از یکی دو تا از نمونه ها عکس می گرفتم و جوری کارم رو انجام می دادم که مزاحم کسی نبود. استاد حین تدریس مکث کرد و ایستاد روبروی من و بعد بهم گفت "نمی خواد الان عکس بگیری، خانم." و این حرف رو با یه لحن عصبانی و بلند گفت جوری که همه توجه ها به من جلب شد و اون لحظه خیلی احساس حقارت کردم. الان مدت زیادی از اون موقع می گذره ولی هنوز وقتی اون استاد رو میبینم به یاد اون لحظه می افتم. اگرچه که استاد خیلی محترم و مهربونی به نظر میاد، اگرچه که تدریسش خیلی خوبه و قبولش دارم ولی اون احساسات منفی هیچ وقت از بین نمیرن. چون تاثیر بدی روی من گذاشت... #تجربه
First impression:
تاثیری که ما در برخورد اول روی یک نفر می گذاریم. این تاثیر خیلی مهمه، چون تا ابد طرف به یادش می مونه و با دیدن ما اون لحظه ممکنه براش تکرار بشه و حتی روی جوری که قراره با ما رفتار کنه تاثیر بگذاره.
با تکرار این اتفاق چیزی در درونت میمیره. و اون چیزی نیست جز... احساساتت.
احساساتی که برای دلسوزی و ترحم به خرج می دادی کم کم محو میشن، ظرفیتت بالاتر میره و مغزت کنترل قلبت رو ازت می گیره. محکم تر و شاید حتی سردتر از قبل میشی...
استرس دانشگاه از کنکور بیشتر نباشه کمتر نیست.
من برای یه درس یک واحدی یک غیبت داشتم، جلسه آخر رفتم سر کلاس و استاد خودش گفت می تونید برید ولی روز بعد از بچه ها شنیدم که بعد از رفتن خیلی ها حضور و غیاب کرده. با ابن حساب الان من دو غیبت دارم، الان استرس اینکه دو غیبت برای درس یه واحدی باعث حذف میشه یا نه به استرس های دیگه ام اضافه شد...
همچنین اونها جز بهترین شبها هستند، چون به من ثابت شد که از پس شرایط سخت برمیام. اون شبها که تا صبح نکته ها رو مرور می کردم الان جز بهترین خاطراتم اند، چون آینده ام رو ساختند و من بدون اونها جایی که الان هستم نبودم.
بدون شک سخت ترین شبها برای من بودن، به دلیل فشار استرس و حساسیتی که توی آینده ام داشتن. می دونید هر کدوم مثل یه کنکور برام گذشت. شب های امتحان نهایی مثل شب کنکور برام می گذشت. گاهی خواب نمی رفتم و تا صبح بیدار می موندم و می خونم. می دونید بهترینش کدوم بود؟ زبان! زبان درسی هست که هیچ وقت براش استرس نداشتم. مطمئنم تنها شبی که راحت خوابیدم شب امتحان زبان بود.
تنها یکی از حاشیه های تخصص زنان:
پزشکی زنان پر حاشیه ترین تخصص می تونه باشه، علاوه بر اینکه جای یک نفر باید برای حفظ جان دو نفر تلاش کرد این تخصص به مسائل اجتماعی جامعه هم مربوط میشه و قوانین پیچیده سقط جنین و... این تخصص رو سخت تر از بقیه می کنه. حتی اگر کوچیکترین مشکلی برای نوزاد بوجود بیاد(مثلا معلول بدنیا بیاد) یک خانواده تا آخر عمر اون نوزاد به مشکل می خورن، یا مثلا تصور کنید باید خانمی که سالها برای بچه منتطر بوده رو راضی کنید بچه سندرم داون رو سقط کنه و کلی حاشیه های سخت دیگه و مسائل اخلاقی بزرگتر! مردم مشکلاتشون رو برات میارن و جالب اینجاست که از اونجا به بعد اینها مشکل شما هم محسوب میشه.
حتی اگر توی دنیا تنها یک تخصص مونده باشه و اونهم زنان باشه من به هیچ وجه سمتش نمیرم.
سریال پزشکی pit
شوخی های ریزش در مورد سن و خنده های عجیب... آخرش هم با جمله "قصد ناراحت کردن کسی رو ندارم." جمعشون می کنه...
چقدر... رقت انگیز، بعضی آدمها رقت انگیزن.
Repost from جایی برای ما🌱
#جمعه_های_آشنایی
امروز انجام میدیم چون منجمعه کشیک هستم قشنگا 🥺❤️
هرکی دلش میخواد دوست های جدید پیدا کنه و کانالش دیده بشه این پستمو بذاره داخل کانالش تا من یک پست ازش بذارم ❤️
اضطراب اجتماعی دقیقا چی هست؟ تصور کنید توی یه کلاس نشستید، استاد سوالی رو مطرح می کنه و بچه ها شروع به اظهار نظر می کنند. ایده جالبی به ذهن شما می رسه یا اینکه جواب درست سوال رو می دونید، با خودتون می گید "من جواب رو پیدا کردم، الان بهتره من هم صحبت کنم." منتظر می مونید تا بالاخره یکی از بچه ها صحبتش تموم بشه تا شما شروع کنید، ثانیه ها خیلی دیر می گذرند و هرچه بیشتر می گذره و به این فکر می کنید که نزدیکه که بالاخره نوبت شما فرا برسه ولی می بینید که قلبتون داره تند می زنه، پاها و دستهاتون بی قرار شدن و دارید تمرکزتون رو از دست میدین. برای چند ثانیه کوتاه همه ساکت شدن، صدایی توی ذهنت میگه "حرف بزن! الان نوبت تو هست!" ولی اینقدر تمرکزت رو از دست دادی و تنفست سریع شده که نفست بالا نمیاد. انگار برای یه دقیقه حرفت توی گلوت گیر کرده. تا خودت رو جمع جور می کنی که حرف بزنی یهو یکی از بچه ها شروع می کنه به صحبت کردن و فرصت رو از دست می دی! بعد استاد مبحث رو عوض می کنه و تو کلی توی ذهنت با خودت می جنگی که چرا حرفت رو خوردی...
اضطراب اجتماعی چرا اتفاق میفته؟ 1. اعتماد به نفس پایین: حرف های منفی توی ذهنت که تو رو کنترل می کنند. "من به خوبی اونها نیستم" "من اشتباه می کنم." "من اشتباه می کنم و همه بهم می خندن." "چهره ام/صدام خیلی بده." "اگه صحبت کنم بهم بی محلی میشه." و... 2. تجربیات تلخ کودکی: آدم هایی که اضطراب اجتماعی دارن به احتمال زیاد تجربه تلخی رو تجربه کردن. بچه ای رو تصور کنید که پدر و مادرش هی توی جمع اعتماد به نفسش رو خورد می کنن. پدر و مادر ها انتظارات زیادی از یه بچه دارن، انتظار دارن کامل و بی نقص باشه و بهش فرصت کودکی نمیدن، ایده ها و حرفهاشون رو نادیده می گیرن. توی بحث حتی اگر حق با بچه باشه بازم خودشون رو برنده و بچه رو مقصر می دونن. بچه ای که توی محیطی بزرگ شده که با "حرف زدن" چیزی رو بدست نیورده سعی می کنه زیاد صحبت نکنه یا اینکه خیلی محتاط باشه. مثلا بهش میگن "وقتی رفتیم خونه فلانی، اصلا حرف نزنیا" "وای چرا این رو گفتی؟ چرا اون رو گفتی؟؟" "ببخشید بچه ما چیزی سرش نمیشه چرت و پرت میگه." "باهاش حرف نزنین امروز بچه بدی بوده" "وای به خاطر حرف تو آبرو رفت! چرا این حرف رو زدی؟ تو خیلی بچه بدی هستی، کاش اصلا حرف نمی زدی!" "اصلا به حرفهات گوش نمیدم، همیکنه من میگم درسته!" و... 3.ترس از توجه: اگر شما توی بحث شرکت کنید قاعدتا بیشتر از گذشته دیده میشید و خیلی ها شما رو زیر نظر می گیرند. کارهایی که انجام میدین، افرادی که باهاشون معاشرت می کنید، جاهایی که میرید بیشتر از قبل مورد توجه دیگران قرار می گیره. علاوه بر این اشتهاتتون بیشتر از قبل دیده میشه. پس گاهی افراد برای ترس از زیر ذره بین بودن دچار اضطراب اجتماعی میشن. 4. کمال گرایی: این هم باز به تجربیات بچگی بر می گرده. دوست داری حرفی بزنی که به هیچ بنی بشری بر نخوره و کاملا و 100% درست و مطابق استاندارد ها و بهترین جواب ممکن باشه، در حالی که اگره کسی بخواد ازت ایراد بگیره یا حرفت رو به خودش بگیره هرررر حرفی که بزنی رو هم می تونه علیهت استفاده کنه. ترس از اینکه "نکنه حرفی بزنم که فلانی ناراحت بشه؟" "نکنه به فلان مسئله توهین بشه" "از دستم عصبانی میشن؟" "ازم متنفر میشن؟"
راه حل؟ - شروع کردن! فقط کافیه حرف زدن توی اجتماع رو از یه جایی شروع کنی بعد کم کم ترست می ریزه و فهمی اونقدرا هم بزرگ و غیر ممکن نبوده. - تند یا آروم هم حرف نزن. کلمات رو آروم بگو و سعی کن صدات رسا و بلند باشه. وقتی توی حرف زدن ضعف نشون بدی نادیده گرفته میشی.نکته آخر: هیچ وقت اجازه نده یکی که فقط قدرت تکلم خوبی داره موقعیت های خوبی که می تونستی بدستشون بیاری رو ازت بگیره یا اینکه دیگران تو رو به خاطر نگفتن ایده هات به خوبی نشناسن. نکته آخر2: از اون طرف بام هم نیفتی! هر حرفی رو نباید زد و هر چه کمتر و مفید تر حرف بزنی بهتره. #تجربه
مدتی هست که دارم به اضطراب اجتماعی فکر می کنم. نظراتتون رو بهم بگید، عصر در موردش صحبت کنیم.
@msincrrrbot
صدای 12 سالگیم رو هنوز دارم. هر وقت بهش گوش میدم از خودم متنفر میشم، با خودم میگم "من؟ با این صدای جیغ جیغی؟ آخه چرا؟" این هم ورژن ده سال بعد... 🌚
صدای دوستم اینقدر خوب بود که معلم ها هم ازش می خواستن سر کلاس بخونه، خصوصا کلاس انشا😂
با این دوبله افتضاح شما رو به دوران کودکی هدایت می نمایم 🌚
یادش بخیر توی مدرسه (حدودا اواخر دبستان و پایه هفتم) اینقدر می خوندیم که... نفسمون بند بیاد.
