آتشی زیرِ خاکستر
الذهاب إلى القناة على Telegram
|برای دوباره افروختن 🔥| #نيمه_شخصی گاهی نویسنده گاهی گوینده ،شایدم عکاس راوی شماست😉 🗓 Thu,18 July 2024
إظهار المزيدإيران135 071الفئة غير محددة
946
المشتركون
-424 ساعات
-47 أيام
+31030 أيام
أرشيف المشاركات
حالا که در این سرزمین پناهگاهی نیست
تنها پناه من قلب توست...
شاید اینبار در چشمانت بتوانم، خودم را پنهان کنم.
| @about_atta |🕊
احتمالا تا چند ساعت دیگه
اینترنت ملی بشه
و کلان دسترسی ها قطع بشه
مواظب خودتون باشید.
و از هم دیگه بی خبر نباشید توی این روزا...
لبخند گوشه ی لبم غنچه
شادی در گوشه ی دلم خانه
و آرزوی ها در فکرم رسیده باشن به واقعیت
من اجازه ی ترک روح از تن را نمیدهم
حسرت یک زندگی زیبا را
یک زندگی بدون دغدغه دارم
آن را به این سادگی و در این سایه های سیاهی رها نمیکنم
من می مانم تا رسیدن به خواسته هایم ...
| @about_atta |🕊
اگر یک خط یا پاراگراف از شما بخواد به یادگار بمونه
چیه؟!
دوست داشتید بفرستید 🙂
خوشحال میشم بخونم
جنگ به ما یاد داد:
قدر داشته هامون بیشتر بدونیم
وطن ، خاک ، خانواده و دوستامون
یک دقیقه دیگه توی این شهر معلوم نیست کی زنده اس کی مرده
یادمون نره حرف هایی که داره خاک میخوره توی دلمون قرار نیست باهامون خاک بشن...
| @about_atta |🕊
Repost from " کمی بنشین "
هم شيرينه و هم تلخ!
روزهايى رو سپرى مىكنيم كه
«دوستت دارم» تغيير شكل پيدا كرده به:
«حالت خوبه؟!»
Repost from نـگــــٰار
به که بسپارمت ای خاک به بادت ندهند؟
به که بسپارمت ای خاک که ویران نشوی؟
#تسلیت
وقتی اشکهایت ته میکشد،
چشم به آسمان میدوزی،
انگار تنها باران است
که میتواند ادامهی گریهات باشد…
تا غمت را بسپاری به قطرهها،
و دل بسپاری به تطهیری بیصدا.
و چقدر دلم باران میخواهد...
| @about_atta |🕊
بارون دوست دارم هنوز
چون تو رو یادم میاره
حس میکنم پیش منی، وقتی که بارون میباره.
| @about_atta |🕊
وقتی اشکهایت ته میکشد،
چشم به آسمان میدوزی،
انگار تنها باران است
که میتواند ادامهی گریهات باشد…
تا غمت را بسپاری به قطرهها،
و دل بسپاری به تطهیری بیصدا.
و چقدر دلم باران میخواهد...
| @about_atta |🕊
یه دیالوگ امیر آقایی داره، میگه :
آدمی که از آفتاب صبح گرم نشه از آفتاب غروب گرم نمیشه...
و چقدر قشنگ توصیف کرده،
ما آدم هایی توی زندگی مون بودن،
دل مون به موندن شون گرم نشد
حالا از غریبه ها چه انتظاری داری...
| @about_atta |🕊
چشم های تو آشنایان را از خود دور میکرد
و غریبه ها را به خود نزدیک
تو فریبی داشتی
من را غریبه ی آشنا می دیدی.
| @about_atta |🕊
از بس جرعهجرعه، قهوه نوشیدیم،
تپشِ دل، جای واژههایمان را گرفت...
تلخیاش، طعم خاطراتی را میداد
که هنوز هم،
در گوشهای از جان، گرم ماندهاند...
| @about_atta |🕊
