ar
Feedback
حوالی‌غرب'

حوالی‌غرب'

الذهاب إلى القناة على Telegram

«در پی راهی برای زنده ماندن.» -متن های که اسم نویسنده آخرش نیست رو خودم مینویسم. پس خواهشا،کپی نکنید و اگر‌ که دوست داشتید فور بزنید.

إظهار المزيد
514
المشتركون
-124 ساعات
-327 أيام
-9830 أيام
أرشيف المشاركات
درهرحال،ما‌مجبوریم ادامه بدیم،کم نیاریم و قوی بمونیم.حتی اگه در حال جون دادن باشیم.

وقتی سوالی توی ذهنم به وجود میاد و نمیتونم جوابش رو پیدا کنم،بدترین احتمالات موجودی که به ذهنم رسیده رو بهش نسبت میدم و حس میکنم‌ جواب سوالم همین احتمالاته‌.

«Free:)🪽✨»
«Free:)🪽✨»

من که نتونستم،اما شما به آدم ها و رفتارهاشون اهمیت ندین و نذارین هیچ تاثیری روتون بذارن. -شبتون بخیر؛🩶

آدم ها فکر میکنن همیشه هستی و هرجوری که دلشون بخواد باهات رفتار میکنن. اما وقتی میری،تازه میفهمن چیکار کردن. کاش انقدر ارتباط ها پیچیده نبود؛که صرفا با نبود یکی قدر بودنش رو بدونیم.

چجوری ببخشمت؟وقتی تو باعث شدی اتفاقاتی رو تجربه کنم که هیچوقت لایقش نبودم؟وقتی باعث شدی حتی بعد از این همه مدت هنوزم تاثیر انتخاب اشتباه تو روی روح و روان من بمونه و باعث شه نتونم اعتماد کنم و بازهم راحت کسی رو دوست داشته باشم؟ فکر کنم هیچوقت نتونم کامل ببخشمت. هیچوقت.

«Love;🩶»
+1
«Love;🩶»

متنفرم از درمان زخم هایی که هیچ نقشی توی به وجود آوردنشون نداشتم:)!

ما ادامه میدیم. ما مجبوریم به‌ خاطر کسایی که واسه ما زندگی هاشون رو از دست دادن،ادامه بدیم.

شبتون بخیر؛🫂🩶

بله دوستان ته هر راهی به خودم رسیدم.آخر هیچ مسیری هیچکی چشم به راهم نبود،به غیر از خودم و خودم.

ببخشید که باهات بد حرف زدم وقتی یهو رفتی و نیومدی،حس کردم دیگه علاقه‌ای بهم نداری و نمیخوای باهام حرف بزنی.

Repost from Dead Rose.
متاسفانه بیش از اندازه به جزئیات بی‌‌اهمیت، اهمیت میدم.

Repost from دژم؛
ᅠᅠ🕸 𝖳𝗁𝖾 𝖉𝖆𝗋𝗄𝗂𝗌𝗍 𝖿𝗈𝗅𝖽𝖾𝗋𝗌 𝗈𝗇 𝖳𝖾𝗅𝖾𝗀𝗋𝖺𝗆 𝗋𝗂𝗌𝖾. 🕷 ᅠᅠ ᅠ “𝖥𝗈𝗅𝖽𝖾𝗋 𝗈𝗇𝖾 𓂃 𝗍𝗁𝖾 𝗈𝗇𝖾 𝗍𝗈
ᅠᅠ🕸 𝖳𝗁𝖾 𝖉𝖆𝗋𝗄𝗂𝗌𝗍 𝖿𝗈𝗅𝖽𝖾𝗋𝗌 𝗈𝗇 𝖳𝖾𝗅𝖾𝗀𝗋𝖺𝗆 𝗋𝗂𝗌𝖾. 🕷
ᅠᅠ ᅠ “𝖥𝗈𝗅𝖽𝖾𝗋 𝗈𝗇𝖾 𓂃 𝗍𝗁𝖾 𝗈𝗇𝖾 𝗍𝗈 𝗄𝖾𝖾𝗉."
ᅠᅠ ᅠᅠ “𝖥𝗈𝗅𝖽𝖾𝗋 𝗍𝗐𝗈 𓂃 𝗍𝗁𝖾 𝗈𝗇𝖾 𝗍𝗈 𝗎𝗌𝖾."
            𝖥𝗈𝗋𝗐𝖺𝗋𝖽 𝖺𝗇𝖽 𝖺𝖽𝖽.   𝗌𝗈𝗒𝖺𝗆𝗄𝗏 

«تو دلم خون میکنی:)!»

این روزها رو همش درحال فکر کردنم. حتی راجب اینکه چرا انقدر فکر میکنم هم، فکر میکنم.

من یادم نرفته.هیچکدوم از اتفاقات 404 رو فراموش نکردم. تک به تک و لحظه به لحظه اون روزها رو یادم مونده. کافیه فقط یه لحظه اون خاطره هارو توی سرم مرور کنم؛تا به اندازه چند روز دوباره همون حال رو تجربه کنم..!

«Maybe one day..!✨»
+1
«Maybe one day..!✨»

از وضعیت هایی که نمیدونم تصمیم درست چیه بدم میاد،با تموم عقل و احساسم راجب اتفاق ها فکر میکنم و در آخر باز نمیدونم راه درست کدومه..!

چقدر آدم ها همه چیز رو پیچیده میکنن.احساسات،غرور،ترس،شکست‌ و...همه این ها جای خودشون رو دارن؛ولی وقتی باهم یکی شون کنی اون وقته که اطرافیانت رو آزار میده،درحالی که شاید حتی خودت هم متوجه نباشی.