◟ vanılla swırl
الذهاب إلى القناة على Telegram
⭒ welcome to the shop ⎯ where little treats wait 🧁 ៸ ៸ fresh from the sugar shelf a sweet little escape . ww @forgottoncastle
إظهار المزيد502
المشتركون
-224 ساعات
+77 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
جاري تحميل البيانات...
جذب المشتركين
أغسطس '26
أغسطس '26
+68
في 138 قنوات
يوليو '26
+30
في 60 قنوات
Get PRO
يونيو '26
+3
في 2 قنوات
Get PRO
مايو '26
+4
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+1
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '26
+2
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+27
في 39 قنوات
Get PRO
يناير '26
+19
في 11 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+50
في 59 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+80
في 62 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+97
في 81 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+137
في 51 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+174
في 65 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+72
في 81 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+77
في 68 قنوات
Get PRO
مايو '25
+158
في 60 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+106
في 59 قنوات
Get PRO
مارس '25
+131
في 23 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+96
في 16 قنوات
Get PRO
يناير '250
في 10 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+1
في 7 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+98
في 14 قنوات
Get PRO
أكتوبر '240
في 12 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+56
في 12 قنوات
Get PRO
أغسطس '240
في 13 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+52
في 15 قنوات
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 29 أغسطس | +9 | |||
| 28 أغسطس | 0 | |||
| 27 أغسطس | +11 | |||
| 26 أغسطس | 0 | |||
| 25 أغسطس | 0 | |||
| 24 أغسطس | +2 | |||
| 23 أغسطس | +1 | |||
| 22 أغسطس | +2 | |||
| 21 أغسطس | 0 | |||
| 20 أغسطس | +1 | |||
| 19 أغسطس | +1 | |||
| 18 أغسطس | +2 | |||
| 17 أغسطس | +4 | |||
| 16 أغسطس | +3 | |||
| 15 أغسطس | 0 | |||
| 14 أغسطس | +1 | |||
| 13 أغسطس | +1 | |||
| 12 أغسطس | +2 | |||
| 11 أغسطس | +2 | |||
| 10 أغسطس | +4 | |||
| 09 أغسطس | +7 | |||
| 08 أغسطس | +5 | |||
| 07 أغسطس | +1 | |||
| 06 أغسطس | +2 | |||
| 05 أغسطس | +2 | |||
| 04 أغسطس | 0 | |||
| 03 أغسطس | 0 | |||
| 02 أغسطس | +4 | |||
| 01 أغسطس | +1 |
منشورات القناة
| 2 | لا يوجد نص... | 11 |
| 3 | بالاخره خوشگلترین اپ شددد | 11 |
| 4 | لا يوجد نص... | 5 |
| 5 | , #EstherYu ‘s destiny 於
speed and love 🎨 ֪ | 5 |
| 6 | لا يوجد نص... | 5 |
| 7 | , #HeYu ‘s destiny 於
speed and love 🥛 ֪ | 5 |
| 8 | لا يوجد نص... | 17 |
| 9 | room: 🕰‘s dorm
#jimin ‘𝘴 file : 優美 | 15 |
| 10 | خوشگل دخترم ترکوندی | 25 |
| 11 | لا يوجد نص... | 16 |
| 12 | sticker.webp | 18 |
| 13 | ᯓ★˚ ️️️️ ️ ️️️️️ ️ ️️️️️️️ ️ ️ ️️️️️ ️ ️️️️️️️ ️️️️️ ️you as a leowon girl: | 16 |
| 14 | «بازی عشق در فانتزی شرقی» از نگاه من، به روایت من 南洋随笔 :
همهچیز از لینگ میائومیائو شروع میشه؛ دختری از دنیای واقعی (مدرن) که ناگهان وارد دنیای یکی از رمانهای نویسندهی موردعلاقهاش میشه و به جای قهرمان داستان، داخل بدن یک شخصیت فرعیِ ویلن و درواقع قربانی قرار میگیره. و حالا سیستم بهش ماموریت میده که تنها راه برگشتنش به دنیای خودش، انجام دادن ماموریتها و تغییر دادن سرنوشت داستانه. از قضا یکی از این ماموریتها هم نزدیک شدن به مو شنگ "black lotus" داستانه؛ شخصیتی که قرار بود تو مسیر اصلی داستان به یک ویلن خطرناک تبدیل بشه. ولی همینجاست که ماجرا از یک سیستم و چندتا اعلانِ پیشرفت و درصدِ علاقه، خیلی بیشتر میشه. میائومیائو برای انجام ماموریتش وارد مسیر شکار شیاطین میشه و در کنار مو شنگ، مو یائو و لیو فوییی قرار میگیره؛ چهار نفری که کمکم تبدیل به یک گروه واقعی میشن و از یک تیم اجباری برای انجام ماموریتها، به آدمهایی تبدیل میشن که حاضرن برای همدیگه خطر کنن. چیزی که من توی این سریال خیلی دوست داشتم همین رشد تدریجی رابطهی این آدمها با همدیگه بود. اولش هرکدوم با هدف خودشون وارد این سفر شدن. میائومیائو فقط میخواست زنده بمونه و برگرده خونه، مو شنگ اصلا آدمی نبود که به راحتی به کسی اعتماد کنه و فقط میخواست کنار خواهرش باشه و ازش محافظت کنه، مو یائو دنبال انتقام گرفتن بود و لیو فوییی هم جایگاه و داستان خودش رو داشت. ولی هرچی جلوتر میریم، این رابطهها از چیزی که سیستم براشون تعیین کرده بود، واقعیتر میشن. و اما زیچی (مو شنگ)؛ زیچی اولش شاید فقط یک پسر سرد، بدبین، زبونتلخ و حتی گاهی آزاردهنده به نظر بیاد؛ کسی که به آدمها اعتماد نمیکنه و تقریبا همیشه دنبال اینه که پشت رفتار بقیه یک نیت پنهان پیدا کنه. ولی چیزی که برای من آشناست، خودِ این ظاهر نیست؛ منطق پشت این رفتارهاست. اون آدمیه که خیلی چیزها رو عمیقتر از چیزی که نشون میده تجربه میکنه، ولی به جای اینکه احساسش رو مستقیم بروز بده، معمولا اول دفاعی میشه، فاصله میگیره، بدبین میشه یا سعی میکنه خودش رو بیتفاوت نشون بده. اگر کسی براش مهم بشه، قضیه حتی شدیدتر میشه. چون وابستگی براش با ترس از دست دادن گره خورده. برای همین ممکنه همزمان هم بخواد یک نفر نزدیکش باشه و هم از نزدیک شدنش بترسه. و اینجا دقیقا شروع ریلیت کردن من با این کرکتر بود. اون overthink میکنه، بیش از حد تحلیل میکنه، خیلی چیزها رو توی خودش نگه میداره و خیلی وقتها بهجای اینکه بگه چی ناراحتش کرده، ترجیح میده خودش باهاش کنار بیاد و وانمود کنه اصلا مسئلهای نیست. ولی اگر کسی از فیلتر بیاعتمادیاش رد بشه، دیگه نمیتونه نسبت بهش بیتفاوت بمونه حتی اگر خودش بخواد وانمود کنه که میتونه. حتی اون تضاد بین «من به هیچکس احتیاج ندارم» و «لطفا من رو ترک نکن» که در زیچی میبینیم، برای من یکی از آشناترین قسمتهای شخصیتشه. شاید برای همین هم بود که هر چی بیشتر ازش میدیدم، کمتر میتونستم صرفا بهش به چشم یک male lead نگاه کنم. طوریکه اکثر واکنشهاش رو نه فقط میفهمیدم، بلکه میتونستم حدس بزنم چرا این واکنش رو نشون میده. برای همین وقتی میگم زیچی تنها کرکتر سیدراماست که باهاش صددرصد ریلیت میکنم، منظورم این نیست که «ما خیلی شبیه هستیم چون هردومون فلان ویژگی رو داریم». منظورم اینه که اگر قرار بود یکی از کرکترهای سیدراما رو از داخل سر خودم بیرون بکشن و بذارن توی یک داستان فانتزی، نتیجهاش چیزی شبیه زیچی میشد. و خب، احتمالا همین توضیح میده که چرا اینقدر دوستش دارم. از طرفی میائومیائو که رابطهاش با زیچی از یک عدد مسخره روی صفحه شروع شد (%200- علاقه) قرار بود فقط کاری کنه که این لوتوس سیاه، داستان رو براش جلو ببره و راه برگشتش به دنیای واقعی رو باز کنه. ولی کمکم چیزی که برای میائومیائو یک ماموریت بود، برای زیچی تبدیل شد به اولین رابطهای که واقعا انتخابش کرده بود. میائومیائو برخلاف آدمهایی که زیچی از قبل میشناخت، ازش نترسید و سعی هم نکرد مجبورش کنه که آدم دیگهای بشه. با تمام بدخلقیاش، تراستایشوزش و وجه تاریکش کنارش موند و کمکم کاری کرد که زیچی برای اولین بار تجربه کنه که میتونه به کسی اعتماد کنه، بدون اینکه مدام منتظر خیانت یا از دست دادنش باشه. میائومیائو باعث شد زیچی بخواد زنده بمونه، بخواد انتخاب کنه و برای چیزی فراتر از خودش بجنگه. آدمی که اول داستان بیشتر از هرچیز با ترس، خشم و وابستگیهای خودش تعریف میشد، کمکم یاد میگیره که میتونه به یک نفر تکیه کنه و در عین حال خودش هم پناه اون آدم باشه. و شاید برای همین رسیدنِ اون عدد از %200- به %100 برای من فقط یک شوخی سیستماتیک نیست. بلکه اون عدد، مسیر زیچی از «به هیچکس اعتماد ندارم» به «اگر تو نباشی، نمیخوام این دنیا رو داشته باشم» ه. | 17 |
| 15 | Love Game in Eastern Fantasy | 永夜星河
ژانر:
شیانشیا داریم، شکار شیاطین و ماجراجویی داریم، کمدی و رمنس داریم، یک سیستم روانی که هیچکس درخواستش نکرده داریم، و یک لوتوس سیاه که قرار بود ویلن باشه ولی تبدیل شد به مشکل شخصیِ بنده هم داریم.
پس اوضاع تحت کنترله؟ تا وقتی زیچی رو عصبانی نکردیم، شاید.
بازیگرهای اصلی:
Esther Yu: Ling Miaomiao
Ding Yuxi: Mu Sheng / Zi Qi
Zhu Xudan: Mu Yao
Yang Shize: Liu Fuyi
چرا باید ببینمش و تو یک رمان فانتزی گیر بیفتم؟
چون میای یک فانتزی کمدی ببینی، یکهو پرت میشی وسط یک رمان عجیبوغریب، میفهمی شخصیت فرعی و ویلن هستی، مجبوری دلِ لوتوس سیاه داستان رو بدست بیاری تا بتونی برگردی خونه، با سه نفر دیگه میری دنبال شکار شیاطین، وسط راه تبدیل میشن به خانوادهات، به مو شنگ وابسته میشی، بعد درِ پلاتتویست به روت باز میشه و کلِ چیزی که فکر میکردی میدونی رو منفجر میکنه.
تبریک میگم، دیگه راه برگشتی نیست.
آیا ارزش اون همه بدبختی رو داشت؟
-مو شنگ؟ صددرصد.
-میائومیائو و مو شنگ؟ هنوز تو رستورانِ شیپِ این دو نفرم.
-چهار شوالیه بامبو؟ خانوادهای که خودم انتخاب کردم.
-سینماتوگرافی؟ انگار یک نقاشی شرقی زنده شده و رفته روی اسکرین.
-پلاتتویست؟ چیزی که هرگز دلتون نمیخواد از دستش بدید.
-ارزشش رو داشت؟ متاسفانه بله.
و امتیاز نهاییِ من: 9.5/10 (پشیمونم؟ نه. سالمم؟ قطعا نه) | 20 |
| 16 | لا يوجد نص... | 1 |
| 17 | اا:( | 1 |
| 18 | اگر جایی تبریکی هست من ندیدم لطفا ناشناسم بدید من ندیده باشم:( شرمنده شم | 33 |
| 19 | وای خدایا😭😭😭😭بستی خوشگلم بوس به روی ماهت مرسی از حمایتهای همیشگیت:) | 25 |
| 20 | ۵۰۰ تاییت مبارک فسقلی!! 🤩🤩 | 27 |
