ar
Feedback
‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

قناة بسيطة

  ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 𝟤𝟦 . 𝟨 .𝟣𝟦  ` ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ @XRMESXSI ` 𝖢𝖺𝗌𝗍𝗅𝖾'𝗌 𝚱𝗂𝗇𝗀 .

إظهار المزيد
2 954
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-77 أيام
-2830 أيام
أرشيف المشاركات
پیشاپیش عیدتون مبارک

بیاد سناریوشو ببره

کی بود یه تاپ بامزه و سرحال میخواست؟

تاپ کارآموز رشته خلبانی بود که هدفش برای قبول شدن نزدیکی بیشتر به یه پسر بلوند طلایی بود . اون یه شخصیت سرزنده و پرشور داشت باتم کارمند بخش برج مراقبت که مستقیم با خلبان ها در ارتباط بود انگلیسی صحبت کردنش به قدری دلتشین بود که وقتی تو گوشی با خلبان ارتباط میگرفت دلشونو بدست میاورد ، میز کار باتم پر شده بود از هدایا و شکلات هایی که خلبان ها براش میاوردن به امید این که دلشو بدست بیارن ولی باتم سخت تر از این حرفا عاشق کسی میشد ، برخلاف تاپ اون یه شخصیت جدی و محکم داشت و فقط روی کارش تمرکز میکرد تاپ که تازه موفق شده بود خلبان بشه دل تو دلش نبود با باتم حرف بزنه ولی متوجه میشه اون به خاطر بیماری مادرش یک ماه مرخصی گرفته ، تاپ با کلی باکس خوراکی و غذا به خونه باتم میره و جلوی مادرش جوری وانمود میکنه که انگار سال هاست پسرشو میشناسه ، شور و اشتیاق تاپ توجه مادرِ باتمو جلب کرده بود ولی از سمت خود باتم فقط اخم و عصبانیت دستگیرش شد تاپ ارتباطشو با باتم همون جور نگه داشت و حتی وقتی تو هواپیما بود با زبان انگلیسی برای باتم دلبری میکرد رفتار های تاپ کمکم دل باتمو نرم میکنه و کاری میکنه اون برای اولین بار بعد از پنج سال سابقه کار تو محل کارش لبخند بزنه ‌ ‌ ‌ t.me/PixieHalllow 〞#Gay
‌፥ ✈️ ˖ #Soft ,#Romance

‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #MySelf ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ
+1
‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #MySelf ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ

ریکت این خوشگلو پر کنیو غروب باز سناریو بزارم

بچه ها . چه تاپید چه باتم ، چه فنبوی ، فنگرل زیر این پیام برای پارتنر پیدا کردن باهم صحبت کنید کامنت این پیام برای شماست جهت یافتن پارتنر

تاپ جزو نژاد پریان که پشت جنگل خارج از دسترس انسان های فانی زندگی میکنن ، تاپ پسر رئیسه و همیشه دنبال رفیق بازی و خوش گذرونیه که از محوطه خارج میشه و توسط سرباز های قلعه اسیب میبینه سربازا اونو به سیاهچال میندازن تا بعدا ازش حرف بکشن شاهدخت تنها دختر پادشاه یه نازپرورده بود که شاه فوق العاده بهش وابسته بود . وقتی این خبرو شنید شبونه یواشکی به زندان میرفت و اون پسرو دید میزدن ، سربازا بال های تاپو به قدری زخمی کرده بودن که دیگه نمیتونست پرواز کنه شاهدخت به سختی با رضایت گرفتن از پدرش تاپو به اقامتگاه خودش میبره تا مداواش کنه ولی تاپ که حالا بال هاش و هویتشو از دست داده بود به شدت عصبی و پرخاش گر شده بود و تقریبا مدت زیادی طول کشید تا به وجود یه دختر با موهای فر نارنجی عادت کنه تاپ خیلی اتفاقی بدن نیمه برهنه باتمو میبینه و متوجه جای جدا شده یه جفت بال قدیمی میشه و وقتی پرس و جو میکنه میفهمه ملکه در اصل از نژاد پریان بوده و شاهدخت یه دورگه که تو نوزادی بال هاشو بریدن تاپ که حالا تنفرش از شاه و سلطنت دوبرابر شده بود تصمیم میگیره با بردن تنها شاهزاده و دُردانه پادشاه به جنگل ، بهش اسیب بزنه ، باتم اول مردد بود و با تصمیم تاپ مخالفت میکنه ولی به خاطر حس عمیقی که این مدت به اون پسر پیدا کرده بود نمیتوسنت تنهاش بزاره ‌ ‌ ‌ t.me/PixieHalllow 〞#Straight
‌፥ 👑 ˖ #Fantasy ,#Royal

‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #MySelf ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ
+1
‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #MySelf ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ

هستید سناریو بزارم؟

اگه مایلید بیایید تو تیم برای گرفتن شرایط بیایید پی وی @Kiiliiian

یعنی واقعا که ‌ کل محتوای قشنگ این دوتا بیتو ول کردید دارید سر این که چهار تا جمله یا دوتا جمله بحث میکنید :)))

دیدید بعضی جمله ها یه غمی تو وجودت میاره این دوتا جمله بدجوری غمگینم کرد ؛)

گاهی بهانه ایست که قربانیت کنند.

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست

شاید به خاک مرده ای ارزانیت کنند

ای گل گمان مبر به شب جشن میروی