𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐
قناة بسيطة
𝟤𝟦 . 𝟨 .𝟣𝟦 ` @XRMESXSI ` 𝖢𝖺𝗌𝗍𝗅𝖾'𝗌 𝚱𝗂𝗇𝗀 .
إظهار المزيد2 954
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-77 أيام
-2830 أيام
أرشيف المشاركات
تاپ¹ و تاپ² هردو توی مدرسه ای تحصیل میکردند که جادوگرها رو پرورش میداد.
تاپ¹ یکی از قوی تری دانش آموزا توی استفاده از وردها و پرواز با جارو بود، اعضای گروهش نمیتونستن باهاش رقابت کنن و همینطور بین دخترا خیلی محبوب بود.
تاپ² رقیب شماره یک تاپ¹ توی همه چی بود. توی مسابقات همیشه تلاش میکرد تاپ¹ رو از روی جاروش بندازه و خودش برنده بشه و همیشه هم تلاش میکرد یه راه برای مسخره کردن خوانواده نسبتا فقیر تاپ¹ و تحقیرش پیدا کنه.
همه مدرسه از رقابت بین اون دو خبر داشتن و میدونستن اگه اون دوتا باهم یه جا پیداشون بشه اتفاق خوبی نمیوفته.
یه شب، همه دانش آموزا دور هم جمع شده بودن و هفت دقیقه توی بهشت بازی میکردن،که یهو اسم زوجی که قرار بود باهم برای هفت دقیقه برن توی کمد همه رو شکه کرد.
تاپ¹ و تاپ² باید برای هفت دقیقه همدیگه رو توی یه کمد کوچولو تحمل میکردن.
تاپ² که یه فرصت عالی برای تحقیر دوباره تاپ¹ پیدا کرده بود، ،پایین تنه اش رو به بدن تاپ¹ چسبوند و تلاش کرد تا با لمساش اونو تحریک کنه.
تاپ¹ که از قبل میخواست یه درس به تاپ² بده که هیچوقت نتونه فراموشش کنه، یقه تاپ² رو گرفت و اونو به دیواره کمد چسبوند ،با یکی از دستاش، هردو مچ تاپ² رو گرفت و بالای سرش میخکوب کرد. با صدایی پر از تمسخر و اشتیاق توی گوش تاپ²زمزمه کرد
- منو سرزنش نکن ،خودت شروعش کردیt.me/PixieHalllow 〞#Gay
፥ 🔮 ˖ #TopWTp ,#Strife
اپدیت جدید:
بین هر سناریو دونا پروفایل قرار میگیره ( اون متن پایینش هم صرفا به عنوان کپشن عه )
اگه از ایدل یا سلب خاصی عکس خواستید تو بات بگید بهم
