ar
Feedback
‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

قناة بسيطة

  ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 𝟤𝟦 . 𝟨 .𝟣𝟦  ` ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ @XRMESXSI ` 𝖢𝖺𝗌𝗍𝗅𝖾'𝗌 𝚱𝗂𝗇𝗀 .

إظهار المزيد
2 954
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-77 أيام
-2830 أيام
أرشيف المشاركات
گفتن یه گروه بزنیم و هرسناریو جدید رو علاوه بر چنل ، داخل اون گروه بزاریم و یه ریکت مشخص کنیم مخصوص کسایی که میخوان رول برن

دوستان یه ایده ای دادن برای پارتنر پیدا کردن

تاپ ، توی یه عتیقه فروشی کار میکرد که توش فقط ساعت میفروخت.ساعت هایی که زمان ساختشون ، به خیلی سال قبل برمیگشت. اما چیزی که اکثرا هرگز نمیفهمیدن این بود که تاپ ، قدرت کنترل زمانو داره و هر وقت بخواد ، میتونه زمانو به عقب برگردونه یا جلو ببره. باتم ، مشتریِ پولدار و ثابت اون عتیقه فروشی ، هر روز چند ساعتشو با تاپ پشت میز میگذروند و برای اینکه بهش کمک کنه ، مشغول تمیز کردن ساعتا میشد. تاپ ، هر روزش با باتمو تو تقویمش خط میزد و وقتی به عدد ۶۰ رسید ، متوجه شد وقتشه حس واقعیشو به پسر کوچولوش اعتراف کنه. روز شصت و یکم ، تاپ همه چیزو برای اون لحظه فراهم کرده بود اما باتم هرگز به اون عتیقه فروشی نرفت .. تا چند روز ، تاپ مدام فکر میکرد باتم دیگه علاقه ای به دیدنش نداره اما وقتی مشغول پیاده روی تو خیابون میشه ، اعلامیه ی ترحیم باتم روی یکی از تابلو ها توجهشو جلب میکنه. بدون اینکه فکر کنه ، تصمیم میگیره زمانو به عقب برگردونه و مانع این اتفاق بشه ..اما باید میفهمید تواناییشو داره یا تقدیر قراره اونو ازش بگیره... ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ t.me/PixieeHallow 〞#Gay
‌፥ 🍡 ˖ #Romance ,#Fantasy

‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #Hancha ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ
+1
‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #Hancha ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ

بریم سناریو قشنگ بزاریم

باتم و تاپ توی روز عروسیشون کشته میشن و روحشون به سال ها قبل برمیگرده تاپ‌یه آلفای خشن بود ولی برای معشوقه اش بهترین آلفا بود ، اون توی یه کلبه چوبی به هوش میاد و از زندگی قبلیش فقط عشقشو یادش میومد که باید پیداش میکرد باتم توی قصر بهوش میاد درحالی که لباسای گرون و اشرافی تنشه متوجه میشه وارث سلطنتی اون کشوره ولی از عشقش خبری نبود پدر باتم یه پادشاه ظالم بود که خیلی پسرشو اذیت میکرد و با کلی دارو و درمان کاری میکرد باتم فرومون آزاد نکنه توی این مدت تاپ خیلی تلاش کرد و زندگیشو ساخت اون تبدیل شد به یه جنگ جوی سنگدل و عشقش رو فراموش کرد زمان تعین جفت باتم که میرسه پدرش مراسمی ترتیب میبینه ، امگا باید برقصه و آلفا هایی که از اصیل زاده ها و شاهزاده ها بودن باید دورش وایمیستادن تا ببینن رایحه کدومشون به امگا میخوره ، تاپ که چشمش دنبال قدرت بیشتر بود خودشو درقالب یه شاهزاده وارد قصر میکنه و حین رقصیدن باتم ، رایحه تاپ تنها رایحه ای بود که با امگا جفت میخورد ولی همون لحظه دروغ تاپ لو میره تاپ ، باتم رو بغل میکنه و هرکی بهشون نزدیک میشه رو از زیر تیغ میگذرونه و اجازه نمیده کسی به امگاش دست بزنه و اونو از چنگش دربیاره پادشاه وقتی این قدرت و بی رحمی تاپ رو میبینه با ازدواجشون موافقت میکنه ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ t.me/PixieeHallow 〞#Gay
‌፥ 💎 ˖ #Omegaverse ,#Royal

‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #Moon ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ
+1
‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #Moon ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ

هروقت تایمش شد خودم رباتو توی همین چنل میزارم اون قبلیه هم دیگه کار نمیکنه

دوستان تا اطلاع ثانوی هیچ راه ارتباطی باهم نداریم نه ایدی نه بات چنل و نه بات ناشناس