𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐
قناة بسيطة
𝟤𝟦 . 𝟨 .𝟣𝟦 ` @XRMESXSI ` 𝖢𝖺𝗌𝗍𝗅𝖾'𝗌 𝚱𝗂𝗇𝗀 .
إظهار المزيد2 954
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-77 أيام
-2830 أيام
أرشيف المشاركات
تاپ و باتم به عنوان بازیگر های حرفه ای رقابت شدیدی باهم داشتن
با این که هم جنسیت نبودن و نقش هاشون توی اولی و دومی ربطی به هم نداشت ولی همیشه میخواستن جایزه بهترین بازیگر رو بگیرن
کل دنیا این دونفرو شیپ میکردن غیر خودشون ، اونا هگیشه با توهین های زبانی و تیکه های لفظی همو تخریب میکردن و بیشترین لوتو تاپمیبرد چون ریز ریزک تو اعماق قلبش حس خوشایندی به باتم داشت
یروز وقتی پارتنر باتم به خاطر مصدومیت نمیتونه دیگه فیلمبرداری رو ادامه بده از تاپ میخوان تا نقش پارتنر باتم و شخصیت اول مرد رو به عهده بگیره ، تاپ عاشق اذیت کردن باتم بود و این نقشو قبول میکنه ولی دوره فیلمبرداری پر حاشیه ای به خاطر دعوا های اونا بود ولی انتهای کار به خاطر سیمرغ گرفتن فیلم و همچنین جایزه بهترین زوج باعث شد تاپ و باتم به عنوان پارتنر های همیشگی فیلم هاشون باهم کنار بیان
t.me/PixieHalllow 〞#Straight
፥ 🫧 ˖ #Strife ,#Romance
تاپ و باتم به عنوان بازیگر های حرفه ای رقابت شدیدی باهم داشتن
با این که هم جنسیت نبودن و نقش هاشون توی اولی و دومی ربطی به هم نداشت ولی همیشه میخواستن جایزه بهترین بازیگر رو بگیرن
کل دنیا این دونفرو شیپ میکردن غیر خودشون ، اونا هگیشه با توهین های زبانی و تیکه های لفظی همو تخریب میکردن و بیشترین لوتو تاپمیبرد چون ریز ریزک تو اعماق قلبش حس خوشایندی به باتم داشت
یروز وقتی پارتنر باتم به خاطر مصدومیت نمیتونه دیگه فیلمبرداری رو ادامه بده از تاپ میخوان تا نقش پارتنر باتم و شخصیت اول مرد رو به عهده بگیره ، تاپ عاشق اذیت کردن باتم بود و این نقشو قبول میکنه ولی دوره فیلمبرداری پر حاشیه ای به خاطر دعوا های اونا بود ولی انتهای کار به خاطر سیمرغ گرفتن فیلم و همچنین جایزه بهترین زوج باعث شد تاپ و باتم به عنوان پارتنر های همیشگی فیلم هاشون باهم کنار بیان
t.me/PixieHalllow 〞#Straight
፥ 🫧 ˖ #Strife ,#Romance
باتم دچار بیماری زالی بود که چشمای آبی گیرایی داشت ولی به خاطر ضعیفی چشماش مجبور بود هرماه به چشم پزشکی مراجعه کنه و معاینه بشه
اون یه نویسنده بود که به چشماش نیاز داشت ، و هرکار میکرد تا همیشه بتونه ببینه
تاپ معاون یه گروه مافیا اعضای بدن به عنوان یه منشی تو همون مطب کار میکرد که چندین بار باتمو دیده بود
اون به خاطر زیبایی رنگ آبی چشمای باتم وعده یه قرنیه رو به تیم پزشکی گروهش داده بود
تاپ اول با دروغ این که تو یه کشور دیگه میتونه با عمل چشماشو خوب کنه باتمو راهی سفری میکنه که خودشم همراهشه ، باتم عاشق نوشتن داستان زندگی مردم بود و همیشه قصه هاشو برای تاپ میخوند و تاپو محصور خودش کرده بود و درست زمانی که باتمو روی تخت بیمارستان میخوابونن تا برای همیشه بینایی رو ازش بگیرن تاپ تصمیمی میگیره که باعث به خطر افتادن جونش و موقعیتش میشه
t.me/PixieHalllow 〞#Gay
፥ 🩵 ˖ #Mafia ,#Romance
فکنم باید سناریو های فمدام رو یه هشتگ جدا بزنم براش
نظرتون چیه؟ ، استریت ان ولی خب به خاطر متفاوت بودنش هشتگش باید جدا شه
تاپ یه نویسنده ی مشهوره که نوشته های گیج کننده ولی بی نقصش همه رو به وجد میاره، اون اکثرا کتاب هایی با ژانر جنایی و کمی خشن مینویسه ولی یچیزی که اون رو خاص تر میکرد ناشناس بودنش بود؛ توی هیچ جایی اسمی ازش نبود بو چهره اش و حتی جنسیتش برای همه نامعلوم بود و فقط اطرافیانش اون رو با یک کلمه توصیف میکردند"روانی". باتم طرفدار بیش از حد کارهای تاپ بود و دیدن تاپ براش یه ارزو بود، باتم یه کارگاه موفق بود و بخاطر شغلش تونست اطلاعاتی در مورد محل زندگی تاپ پیدا کنه، اون شبونه مخفیانه وارد خونه ی تاپ میشه و غافل از اینکه تاپ تمام حرکاتش رو از داخل دوربین ها چک میکرد به اتاق کار تاپ میره تا اثار بعدی تاپ رو ببینه، وقای مشغول بررسی کاغذ های روی میز بود تاپ با یه ضربه به سرش اون رو بیهوش میکنه.
بات وقای بیدار میشه خودش رو تو اتاق خالی ای که فقط یک صندلی داخلش بود که روی اون بسته شده بود پیدا میکنه ؛تاپ که انگار یه سرگرمی حدید پیدا کرده بود با نگاه ترسناکی به باتم خیره شده بود و کارت شناسایی باتم رو به گوشه ای پرت میکنه.
-دنبال اثر جدیدم بودی کارگاه؟عالیه چون دیگه قرار نیست به خودت زحمت بدی و بخونیش چون قراره تو شخصیت اصلی داستان بعدیم باشی و با تمام وجود درد هاش رو حس کنی t.me/PixieHalllow 〞#Gay
፥ 📂 ˖ #Psycho ,#BDSM
