455
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-37 أيام
-1730 أيام
جاري تحميل البيانات...
جذب المشتركين
سبتمبر '26
سبتمبر '26
+2
في 0 قنوات
أغسطس '260
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '26
+3
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '26
+4
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '26
+1
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '260
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '260
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+3
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '26
+4
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+560
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '250
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '250
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '250
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '250
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '250
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '250
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '250
في 1 قنوات
Get PRO
أبريل '250
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '250
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '250
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '250
في 2 قنوات
Get PRO
ديسمبر '240
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '240
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '240
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '240
في 1 قنوات
Get PRO
أغسطس '240
في 2 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+12
في 1 قنوات
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 11 سبتمبر | 0 | |||
| 10 سبتمبر | 0 | |||
| 09 سبتمبر | 0 | |||
| 08 سبتمبر | 0 | |||
| 07 سبتمبر | 0 | |||
| 06 سبتمبر | +1 | |||
| 05 سبتمبر | +1 | |||
| 04 سبتمبر | 0 | |||
| 03 سبتمبر | 0 | |||
| 02 سبتمبر | 0 | |||
| 01 سبتمبر | 0 |
منشورات القناة
| 2 | 😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂 | 35 |
| 3 | داداش بله چیه که بخوام سفت بشاشم | 34 |
| 4 | جای سفت نشاشیدی عشقم | 37 |
| 5 | لا يوجد نص... | 38 |
| 6 | sticker.webp | 43 |
| 7 | سلام با کمال میل میایم | 43 |
| 8 | دوست داشتید بیاید اینجا | 46 |
| 9 | نتانیاهو ترامپ زنگ زد جوابشو نده. | 57 |
| 10 | sticker.webp | 62 |
| 11 | خاورمیانه بس | 61 |
| 12 | از برخط شدن توی بله خسته شدم | 60 |
| 13 | Farzad Ghadimi - Sardard.mp3 | 211 |
| 14 | 1|1 - bitches broken hearts - Billie Eilish (320).mp3 | 251 |
| 15 | حس میکنم بعد از یه سفرطولانی و خسته کننده رسیدم خونه | 255 |
| 16 | سلامم | 255 |
| 17 | 1389-1404 🥀 | 185 |
| 18 | 1|1 - MAKE THE ANGELS CRY - Chris Grey (320).mp3 | 192 |
| 19 | 1|3 - To Leave - ShamRain (320).mp3 | 204 |
| 20 | یک ماه گذشته است. هنوز خیلی چیزها سر جای خودشان هستند؛ خیابانها شلوغاند، ساعتها جلو میروند، مردم کار میکنند و شبها میخوابند. اما شهر هنوز هر صبح، با تردید بیدار میشود. انگار مطمئن نیست حق دارد روز را شروع کند یا نه.
آنها رفتند، درست وسط زندگی. نه در لحظهای خاص، نه در صحنهای غیرمنتظره؛ بلکه بعد از یک بوسهی ساده، بعد از گفتن «زود برمیگردم».
بعد از آن، نبودن شروع شد. نبودنِ کسی که جایش پر نمیشود. نبودنِ صدایی که دیگر از اتاق نمیآید. نبودنِ پیامهایی که هرگز نوشته نشدند. خانهها سالم ماندند، اما زندگی از بعضی اتاقها جمع شد.
میگویند زمان میگذرد و همهچیز را آرام میکند. شاید برای بعضی دردها. اما بعضی زخمها آمدهاند، تا ما را بیدار نگه دارند. آمدهاند تا نگذارند همهچیز عادی شود، تا نگذارند فراموش کنیم چه چیزی از ما گرفته شد و چه چیزی از ما باقی ماند.
یک ماه گذشته است، اما داغ بعضی رفتنها تاریخ ندارد. هنوز تازه است، هنوز میسوزد، هنوز اجازه نمیدهد عادی شویم. شاید هم قرار نیست عادی شویم؛ شاید تنها کاری که از ما برمیآید، این است که نه ببخشیم و نه فراموش کنیم. | 188 |
