ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

ㅤ𝗏𝗂ᦅ𝗋𝖾𝗅ㅤ

ㅤ𝗏𝗂ᦅ𝗋𝖾𝗅ㅤ

الذهاب إلى القناة على Telegram

ㅤ ㅤㅤ𝖲𝖾 𝗏𝗎𝗈𝗂 𝖺𝗍𝗍𝗂𝗋𝖺𝗋𝖾 𝗅𝖺 𝗆𝗂𝖺 𝖺𝗍𝗍𝖾𝗇𝗓𝗂𝗈𝗇𝖾 ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ𝗆𝗎𝗈𝗏𝗂𝗍𝗂 𝗂𝗇 #𝖿𝗋𝖾𝗍𝗍𝖺 𝗋𝖺𝗀𝖺𝗓𝗓𝗈

إظهار المزيد
555
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
+4130 أيام
أرشيف المشاركات
sticker.webp0.00 KB

+4
ㅤ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ㅤ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ㅤ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ㅤ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ㅤ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ㅤ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ㅤ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ㅤ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ㅤ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ㅤ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ㅤ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ㅤ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖥻𝗐𝗍𝖿 ㅤ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ㅤ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌   ㅤ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌˖ ་ 𝗂'𝗆 𝗂𝗇 𝗅𝗈𝗏𝖾﹙??﹚˖ ་

sticker.webp0.00 KB

ㅤㅤㅤㅤㅤㅤ ㅤ(؟¿)
+1
ㅤㅤㅤㅤㅤㅤ ㅤ(؟¿)

sticker.webp0.00 KB

Repost from N/a
فـورکـنید و (🎲) بندازید؛
اگر زوج اومد، به یک سـتاره‌ی‌‌کهکشـانی تشبیه کنم .
اگر فـرد اومد، شیپتون کنم‌و مودبرد وایب درست‌ کنم .
جوین‌باش‌لاوندر–

sticker.webp0.00 KB

sticker.webp0.00 KB

— فور کنید حدس بزنم چه رابطه‌ای می‌تونه ایده‌آلتون باشه . جوین باشید،چک‌میشه،الان اجراش میکنم .

sticker.webp0.00 KB

Repost from 𝗏𝖺𝖼ı𝗈
فور کنید, طبق وایب دیلیتون بهتون..
عکس از ماه
و موزیک
تقدیم کنم.
لیمیت: بیست چنل اول

sticker.webp0.00 KB

Repost from دژم؛
این عدد+ این متن فور کنید عدد بزارید براتون تبلیغ کنم جذب بگیرید.
جوین باش فور کن.

Repost from دژم؛
1960 ?! TG

sticker.webp0.00 KB

+چرا باهام قطع ارتباط کردی ؟ -چون . . ‌.
فور کنید کاملش کنم.
جوین باشید،چک.میشه،الان اجراش میکنم .

sticker.webp0.00 KB

نویسـنده تبعید شده پاریس نویسنده ای که با قلمش بے رحمانه سکـ‌وت کاغذ سفیدی را میشکند فردی که همچین نام مستعـ‌اری به خود داده است کیست ؟ هیچ کس در این دنیا هیچ وقـت نام او را نشنید از کل دارایے او نـ‌ام مستعار و برگه های که زخم کلمات را بر بدنشـ‌ان حمل می‌کنند ماندگار شد. به گـ‌فته های خودش او کـسی را نداشت نه خانواده ای و نه دوستے فقط در یکی از روستاهای پاریس در کلبه ای چوبی با قلم و کاغذ زندگـی خود را صرف شکنجه آنها میکرد؛درد هایی که صدا نداشتند،درد هایی که شنیده نمی‌شدند، درد هایی که اشکـی نداشتند درد هایی که بی رحمانه بر بدن کاغذ زخم مےکاشتند هرکـس با شنیدن نام مستعار او این سوال برایش پیش می آمد که تبعید شده ؟ به چه دلیل ؟ بله تبعید شده ولی کـسی او را به یک کلبه چوبے دور افتاده در یک روستا که تعداد انگشت شماری آدم مشغول به زندگی بودن تبعید نکرد شاید این اسم بخاطر تنهایے و گوشه گیری او گذاشته شده است چه کسے می داند ؟او هیچ وقت دلیل این اسـم را به زخم های روی کاغذ هایش هدیه نکرد و اجازه فاش شدن یکی از راز های کـوچکـ دیگرش را به چشم های بیننده ما نداد به راستی او زندگـی ای بسیار کوتاه داشت با بیست و اندی سال؛ در این دنیا شب را روز کرد و تاریکے شب را به روشنایے روز هدیه داد چشمانـ‌ش را به نور سوزان خورشید دوخت و یا شاید شب را صرف خیره ماندن به آسمـ‌ان کرد هرچه اوهم مثل ما آدم بود در این دنیا زندگی میکرد با این تفاوت که او دوستانے داشت که تفاوت زیادی با دوستـ‌ان ما دارند و شاید قصه ای غم انگیز از او ماند ولـی نام و یادی جاودان و داستان های دل‌نشین بر بوم بزرگ این دنیا کاشت و رفت