"𝐷𝑂𝑁'𝑡. ᷤ ⷨ ⷪ ᷜᷜ ⷷ𝑂𝐹𝐹𝐼𝐶𝐸𝑅؛"
الذهاب إلى القناة على Telegram
"غیر از من هر چه بود ؛ وجود مکرر است" 𝑃𝑟𝑖𝑣𝑎𝑡𝑒 : t.me/OFFICER_KIM 𝐴𝑣𝑖𝑛 : http://t.me/HidenChat_Bot?start=7849183684 𝑴𝒐𝒐𝒏 : http://t.me/HidenChat_Bot?start=6740296066
إظهار المزيد378
المشتركون
-524 ساعات
-57 أيام
-3030 أيام
أرشيف المشاركات
"""" 𝕵𝖚𝖘𝖙 𝖒𝖞 𝖘𝖊𝖑𝖋 ° """
برگ آخر را از من بنویس:
که او به این دنیا تعلق نداشت و زادهی رویا بود و دیگر جوان نشد
نه به وعدهٔ عشق و نه به وعدهٔ چشمان تو...
که او کوهِ غرور بود و روزگاری هم اگر دل به آبی ها میباخت از آن به بعد در قبال باور ها تنها با کلمات بازی
میکرد...
که به اندازهٔ ضربه هائی که متحمل شده بود تنهائی اش را در بغل داشت و از خستگی هایش به خودش
بر میگشت....
که به ساز احدی نرقصید و او خود را برای وفای خویش میپرستید و اسمش با تفسیری از واژهٔ مرد؛ از جان خوش تر بود چرا که؛
هر آنکه او میخواست؛ او خود " آن" بود....
🌬𝕁𝕦𝕟𝕖 3
#ℕ𝕠𝕥𝕖𝕤 𝕠𝕗 𝕒𝕟 𝕠𝕗𝕗𝕚𝕔𝕖𝕣...10
'' '''''''''''''''' '' '' '' '' '' '' '"" "" "" "" "“" "" "" "“" "“"
طنین صدای آزاردهندهٔ متوالیِ وِرنی های چرمش را متوقف کرد و یک ضرب از روی صندلی برخواست و رو به روی مَرد یک دَم نفس زد :
_ اگه اعتراف کنی قول میدم کُلت کمریم سر جاش بمونه
+ اگه با این همه منو نمیشناسی،
ماشه رو بکش سرگرد...
خواهان مرگ نبود، اما میدانست کاردی که به استخوان یک افسر برسد دیگر آدم نخواهد شناخت
او بزرگ تر شده بود، تا مادامی که مدتها بود برای نگه داشتن آدمی به هر قیمتی، تلاشی نکرده بود..
اما اینبار مَرد در انتخاب واژه هایش دچار تردید نبود ، تنها برای سرانجامی که به دستان او رقم میخورد...
_ مطمئنن در صحنهٔ واقعی برای کشتنت درنگ نمیکنم.
+ اینقدر تنفسم برات سنگینی میکنه؟
_ گفته بودم روزی میرسه که دیر میفهمی آخرین ثانیه ها چقدر ارزشمندن
+ میدونم گوشهات عادت نداره، اما رئیست هم همینطور...
قرار نیست عادت کنه، شنیدنش هر بار از زبونت، نفسهام رو میگیره.
دوستت دارم، حرومزاده!- به جای خود.. آماده شلیک.
+1
تو قشنگی...
به اندازه فرو بردن خنجری در قلبت از جنس عشق و کشتن قسمتی از خودم برای زنده نگه داشتن تو.
تو قشنگی...
به اندازه خونریزیِ دو قالب نگهدارندهٔ لبانت به هنگام ایجاد طعم گَس خون؛
در تلفیقِ یک بوسهٔ ترکیبی از جنس دو قلوهٔ کبود تو...
تو قشنگی....
به اندازهٔ پُر شدن وجودت از نفرت و آسیب به هنگامِ اجبار یک انتخاب برای پناه اوردن به خانهٔ امن تن من، از جنس عاشق شدن با یک لمس از طرف تو...
تو قشنگی...
به اندازهٔ دیدن تلخیِ مزاجت از جانب شیطانی فرشته پرست از برای نوشیدنِ شرابی ناب از جنس وجدانِ پاک و صبور تو.
تو قشنگی...
به اندازهٔ رقصِ مرگِ ستارگان در میان ابر های در هم آویخته از جنسِ درخشش ماه در زیر آسمان مشکیِ چشمان تو...
تو قشنگی...
به اندازهٔ موسیقی کازابلانکا.
