ㅤㅤ𝚱 𝚬 𝚴̸ 𝚨
الذهاب إلى القناة على Telegram
+𝘞𝘰𝘶𝘭𝘥 𝘺𝘰𝘶 𝘥𝘪𝘦 𝘧𝘰𝘳 𝘮𝘦? -𝘠𝘦𝘴.. +𝘛𝘩𝘢𝘵'𝘴 𝘵𝘰𝘰 𝘦𝘢𝘴𝘺.. +𝘞𝘰𝘶𝘭𝘥 𝘺𝘰𝘶..𝘸𝘰𝘶𝘭𝘥 𝘺𝘰𝘶 𝘭𝘪𝘷𝘦 𝘧𝘰𝘳 𝘮𝘦? -𝘠𝘦𝘴..
إظهار المزيد1 422
المشتركون
-524 ساعات
+27 أيام
+12530 أيام
أرشيف المشاركات
1 422
Repost from 𝘊𝘭𝘰𝘴𝘦𝘥.
+8
پرسیدم،جوابندادند..اماهمچنانبهدنبال
دلیلزیباییاتهستم...!💦
1 422
Repost from N/a
ولی بعضی وقتا صبوری بیش
از حد باعث میشه انقدر اعصبی
بشی که برات مهم نباشه طرف
مقابلت کیه و چیه فقط میخوای
تا سر حد مرگ بگاش بدی هرچی
هستو رو سرش خالی
کنی ولی بازم صبوری
1 422
Repost from N/a
هوای خاک آلود رو هرکسی رد بشه چه آشنا چه دوست داشتنی ترین آدم برات بازم دیده نمیشه ، قلب هم همینطوریه بعضی اوقات دیگه خسته میشی و چراغ روشنایی قلبت و خاموش میکنی هرکی رد شد متوجه نمیشی .
1 422
Repost from N/a
قصهی ما درست جایی حوالیِ دریاچه آغاز شد.
درآغوشِ بیدمجنون، کنار لیلیومهای سفید.
من یک کاتولیک معتقد بودم و تشنهی انتقام از مسیح!
من یک قاصدک رهگذر بودم و تو زمینی که من هرگز نتوانستم در آن ریشه بدوانم آپولون!
نور زندگی من، میدانم که هنگام ملاقات با فرشتهی مرگ تنها لبخندِ تو تسلیبخش روحِ زخمیام خواهد بود.
1 422
Repost from N/a
راستش از ادمایی که بدون فکر کردن حرف میزنن متنفرم،واقعا نمیدونم چرا اینقد برا بقیه این موضوع جذابه
1 422
Repost from Supernova
بعضیا رو هم ما آوردیم بالا یه سریا دارن با اشتها میخورن، خواستم بگم نوش جونت عزیزکرده .
1 422
Repost from 🌀
هرگز نمیتوانست از انتهای وجودش غریبه شدن کسی که قلبش را لمس کرده بود، بپذیرد، به همین خاطر اغلب از آدمها فاصله میگرفت، آدمهای جدید او را به یاد زخم قدیمیاش میانداختند.
