⋆˙|𝐌𝐢𝐝𝐧𝐢𝐠𝐡𝐭 𝐫𝐚𝐢𝐧
الذهاب إلى القناة على Telegram
کشتیپرندهی باراننیمهشب˚✮🦢🪩𐙚⊹₊⋆ t.me/+1iu7OwU1SwIyODE0 - ترجمه آهنگهای تیلورآلیسونسوئیفت و راز داستانهای نهفته پشت هر آهنگ .•🗝.
إظهار المزيد842
المشتركون
+924 ساعات
-87 أيام
-2730 أيام
جاري تحميل البيانات...
القنوات المماثلة
سحابة العلامات
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
يونيو '26
يونيو '26
+41
في 1 قنوات
مايو '26
+3
في 1 قنوات
Get PRO
أبريل '260
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '260
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+5
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '26
+25
في 2 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+72
في 6 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+103
في 5 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+105
في 8 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+118
في 6 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+111
في 13 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+111
في 13 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+161
في 15 قنوات
Get PRO
مايو '25
+126
في 4 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+222
في 74 قنوات
Get PRO
مارس '25
+275
في 3 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+316
في 16 قنوات
Get PRO
يناير '25
+240
في 20 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+332
في 31 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+568
في 29 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+421
في 22 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+517
في 52 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+393
في 44 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+455
في 58 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+41
في 21 قنوات
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 16 يونيو | +8 | |||
| 15 يونيو | +9 | |||
| 14 يونيو | 0 | |||
| 13 يونيو | +2 | |||
| 12 يونيو | 0 | |||
| 11 يونيو | +1 | |||
| 10 يونيو | 0 | |||
| 09 يونيو | +1 | |||
| 08 يونيو | 0 | |||
| 07 يونيو | +18 | |||
| 06 يونيو | +1 | |||
| 05 يونيو | +1 | |||
| 04 يونيو | 0 | |||
| 03 يونيو | 0 | |||
| 02 يونيو | 0 | |||
| 01 يونيو | 0 |
منشورات القناة
| 2 | فولدر چنل های حال خوب کن تلگرام !💓☁️ | 1 |
| 3 | این پیام + این رو فور کنید 💞
تا داخل فولدر بذارم تون جذب بگیرید ☁️🍓 | 17 |
| 4 | 𓎢𓎟𓎡 ˚ یه تلنگر کوچیک 𓎢𓎟𓎡 ˚
✿ ✨ تو قرار نبوده شبیه هیچکس دیگه ای باشی. نه شبیه به چهره یکی دیگه، نه به اندام یه نفر دیگه، نه به سبک زندگی و نه به مسیر هیچکسی. مقایسه کردن، یعنی از یک گل انتظار داشته باشی مثل ستاره بدرخشه؛ درحالیکه زیباییِ گل، دقیقاً در گل بودنشه. پس کمتر خودت رو زیر ذرهبین بذار و بیشتر به خودت نگاه کن که با همین چشمهای زیبات خندیدی، با همین دستهات تلاش کردی و با همین قلب مهربونت، از پس روزهای سخت براومدی. شاید وقتش رسیده بهجای پرسیدنِ «چرا شبیه یکی دیگه نیستم؟» از خودت بپرسی: «چرا فراموش میکنم که خودم هم دوستداشتنیام؟» ✶ 🥧 ~ . 𝒢𝜚☀️ | 16 |
| 5 | تحلیل آهنگ رو انتقال دادم آرشیو ستارهها ✨️•°. | 15 |
| 6 | تحلیل آهنگ پست قبلی رو از اینجا بخونین ستارهها🎀
و من همیشه خوشحال میشم نظراتتون رو هم بشنوم و دیدگاه مختص به شما رو بدونم چرا که هرکسی معنای خودش رو از آهنگا پیدا میکنه.
@MissEliseBot | 23 |
| 7 | sticker.webp | 25 |
| 8 | تحلیل آهنگ پست قبلی رو از اینجا بخونین ستارهها🎀
و من همیشه خوشحال میشم نظراتتون رو هم بشنوم و دیدگاه مختص به شما رو بدونم چرا که هرکسی معنای خودش رو از آهنگا پیدا میکنه.
t.me/MissEliseBot | 1 |
| 9 | And...The End✨️ | 26 |
| 10 | چون فکر میکنم خیلی ها احساس عشق حقیقی رو به همدیگه هدیه میدن اما شاید مسیر زندگیشون باهم متفاوت باشه و در تقدیر هم نباشه که در عشق باهم سهیم باشن، اما البته که میتونن احساس خاصش رو بهمدیگه یاد بدن | 27 |
| 11 | 8/8 ☆
"یا آیا اونا اومدن تا منو با خودشون ببرن؟" منظور از اونا، میتونن دکترها باشن. چرا که شخصیت های رها شده توی آهنگ های تیلور معمولا جنون خاص خودشون رو از اون احساس تنهایی دارن. مثل آهنگ fortnight و The Alchemy "قرار بود که من رو بفرستن برم ولی فراموش کردن بیان و منو ببرن" "چی میشه اگر بهت بگم من برگشتم، بیمارستان واسم طاقت فرسا بود" زمانهای خیلی دور که هنوز مفهوم احساسات مبهم بودن، دکترهای که فکر میکردن دلتنگی یکجور جنون و دیوانگیه، و اینجا دخترِ داستان فکر میکنه قراره بیان دنبالش و ببرنش، فکر میکنه دلتنگیش به جنون بدل شده.
و بنظرم این آهنگ به زیبایی پیدا کردن شخص خاص توی زندگی رو نشون میده، کسی که مثل بقیه نیست.
توصیف میکنه مهم نیست چقدر تلاش کنی، چقدر کلنجار بری و بهونه بیاری، کسی که احساس درست رو توی قلبت روشن میکنه برای تو فراموششدنی نیست، چه تقدیرتون همراهی همدیگه باشه و چه نه~ | 28 |
| 12 | 7/8
{ هنوز وقتی نیمه شبه و خوابم نمیبره رویاپردازی میکنم راجع به هرچیزی که از تو دوست داشتم، از موهایی که دوست داشتم بهم بریزم تا طوری که به من نگاه میکردی انگار خاص هستم و باور خالصی که به خوبی های دنیا داشتی. اون زمان هنوز به من هم باور داشتی. اینکه من و تو خط مشترکی توی زندگیمون داریم. }
دختر هربار تمام اون خاطرات رو توی آغوش میکشه، بجای کسی که قبلا در آغوش میکشیده. "مطمئنم هنوزم میتونم دنیات رو ذوب کنم" و مطمئنه هر دوشون هنوز همین احساس رو بهمدیگه دارن، هنوز همدیگه رو دوست دارن.
یکشب وقتی بیدار دراز کشیده و همینطور خیالپردازی میکرده صدایی میشنوه، شاید یکی دیگه از اون خیالهای عجیب غریب از بیخوابی باشه؟ اما واقعا..این صدای کلید اونه؟ { کی اونجاست، خودتی؟ } | 27 |
| 13 | 6/8
"یه شکاف تو زمان ایجاد شده" انگار از وقتی همدیگه رو رها کردن زمان متوقف شد. گذر روز ها بدون اون بیمعنی بنظر میرسن.
"مثل چین کنار چشم های تو" مثل وقتی میخندید و دختر زل میزد به خط و خطوط کنار چشمهاش، انگار ثانیهها دست از حرکت برمیداشتن و تصویرش توی ذهن حک میشد.
"واسه همینه که نباید شخصیت اصلی داستان رو بکشن" یه قصه بدون شخصیت اصلیش چیه؟ هیچی! داستان تموم میشه، بی معنی میشه، دیگه ارزشی نداره و ادامه پیدا نمیکنه. این احساسیه که توی قلب دختر شکل گرفته. انگار توی داستانی گیر کرده که کرکتر اصلیش رو کشتن، همینقدر یکهویی: پایان.. | 26 |
| 14 | 5/8
طبق لیریک، دختر تصمیم میگیره یکم فضا توی خونه باز کنه. اطرافش رو مرتب کنه و سرش رو گرم نگه داره، و توی یسری جعبه اون کلاه احمقانه رو پیدا میکنه، کلاهی که توی خونهش جا مونده بود از کسی که دیگه اینجا نیست. همین چیز کوچیک باعث برگشت تموم خاطرات و شکستن دوباره دلِ نازکش میشه.
سعی میکنه این پازل رو کنار هم بچینه، بفهمه این چطور احساسیه که بعد از مدتها هنوز مثل زخم تازه درد داره.
تیلور به استفاده از استعاره های شاعرانه برای بیان عشق معروفه، اما اینجا توی ورس داد میزنه"تو کسی هستی که دوستش داشتم، استعاره ای لازم نیست همینقدر ساده میتونم بیانش کنم" | 27 |
| 15 | 4/8
اون فکر میکنه باید زودتر با این احساسات عجیب غریب کنار بیاد، زندگیش داره عوض میشه و نمیدونه چرا "من هیچوقت توی بار نمیزنم زیر گریه، ولی چرا الان دلم میخواد گریه کنم" انگار حتی سرگرمی ها بی معنی بنظر میان.
تا اینکه خشمگین و حتی مست؟ از بار میزنه بیرون، توی خیابون یه دعوای خیالی راه میندازه و سرگردون میچرخه تا یکنفر سوارش میکنه تا به خونه برسونتش.
"دیگه از قبول کردن دعوتنامهها دست برداشتم" اون نمیخواد دیگه در قلبش رو به روی کسی باز کنه. | 28 |
| 16 | 3/8
غم بی انتهایی که اینبار نمیتونه راحت ازش عبور کنه، نه مثل آدمای قبلی. قبلا یه مدت شهر رو ترک میکرده تا حالش عوض بشه و خودش رو از دسترس خارج میکرده، قبلا جدا شدن و رها کردن یه رابطه بهش احساس خوبی میداد، اینکه آدم اشتباهی رو رها کرده و مثل گذروندن تابستون تو ساحل، حس گرما و شادی داشته. ولی الان خبری از اون حس خوب نیست، باعث درد و دلتنگی میشه، مثل خورشیدی که قلب رو بسوزونه. این شخص فرق داشته. | 27 |
| 17 | 2/8
تیلور از عبارت "our song" استفاده کرده که اسم یکی از آهنگهاش توی اولین آلبومش هم هست، که شاید منظورش ازش همین اهنگ بوده باشه~ (یکی از موردعلاقههای خودم) که راجع به یه عشق نوجوونی پر از شوقه.
بقیه به این دختر میگن "اگر احساس بین آدما درست باشه حسش میکنی" وقتی از باری بیرون میاد که داره آهنگشون، آهنگی که باهاش خاطراتی داشتن، رو پخش میکنه، با خودش فکر میکنه انگار همه چیز رابطهشون اشتباه پیش میرفته.
دوستاش با گفتن "عشق یه دروغه" بهش دلداری میدن. ولی خود دختر هم میدونه اینا همش برای کم کردن دردیه که احساس میکنه.
اون ته دلش میدونه چیزی توی این شخص خیلی فرق داشته، این علاقهی واقعی که یکهو پیداش شده، براش خاص و تازه بوده. | 26 |
| 18 | 2/8
تیلور از عبارت "our song" استفاده کرده که اسم یکی از آهنگهاش توی اولین آلبومش هم هست، که شاید منظورش ازش همین اهنگ بوده باشه~ (یکی از موردعلاقههای خودم) که راجع به یه عشق نوجوونی پر از شوقه.
بقیه به این دختر میگن "اگر احساس بین آدما درست باشه حسش میکنی" وقتی از باری بیرون میاد که داره آهنگشون، آهنگی که باهاش خاطراتی داشتن، رو پخش میکنه، با خودش فکر میکنه انگار همه چیز رابطهشون اشتباه پیش میرفته.
دوستاش با گفتن "عشق یه دروغه" بهش دلداری میدن. ولی خود دختر هم میدونه اینا همش برای کم کردن دردیه که احساس میکنه.
اون ته دلش میدونه چیزی توی این شخص خیلی فرق داشته، این علاقهی واقعی که یکهو پیداش شده، براش خاص و تازه بوده. | 2 |
| 19 | 1/8
اونها توی یه کلاب تصمیم میگیرن جدا بشن و دختر داستان با خودش میگه خب، دیگه تمومه و دیگه هیچوقت نمیخوام این شخص رو ببینم. اما در حقیقت رها کردن این مرد بیشتر از اونی که فکرش رو میکرد بهش آسیب میزنه. دختر داستان نمیتونسته دست برداره از فکر کردن به اینکه "میره و عاشق یکی دیگه میشه؟ اونطوری که منو دوست داشت؟" و این حالشو بهم میزنه.
"انتظار برای اتوبوسی که نمیاد" تیلور این استعاره رو برای منتظر موندن بیهوده به کار میبره. وقتی میدونی هیچ اتوبوسی در کار نیست ولی تو توی ایستگاه نشستی و میگی نه، اون میرسه. اون میاد دنبالم. ولی اون شخص برگشته به زندگیش. دیگه راهش ازش جدا شده. | 26 |
| 20 | 1/8
اونها توی یه کلاب تصمیم میگیرن جدا بشن و دختر داستان با خودش میگه خب، دیگه تمومه و دیگه هیچوقت نمیخوام این شخص رو ببینم. اما در حقیقت رها کردن این مرد بیشتر از اونی که فکرش رو میکرد بهش آسیب میزنه. دختر داستان نمیتونسته دست برداره از فکر کردن به اینکه "میره و عاشق یکی دیگه میشه؟ اونطوری که منو دوست داشت؟" و این حالشو بهم میزنه.
"انتظار برای اتوبوسی که نمیاد" تیلور این استعاره رو برای منتظر موندن بیهوده به کار میبره. وقتی میدونی هیچ اتوبوسی در کار نیست ولی تو توی ایستگاه نشستی و میگی نه، اون میرسه. اون میاد دنبالم. ولی اون شخص برگشته به زندگیش. دیگه راهش ازش جدا شده. | 1 |
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
