XO
الذهاب إلى القناة على Telegram
Привет @durov Этот канал не нарушает закон. ♨️ 𝗋𝖺𝗇︎𝖽𝗈𝗆︎ 𝗍𝗋𝖾𝗇︎𝖽 𝗉𝖺𝖼︎𝗄︎ 𝗌𝗍𝗂𝖼︎𝗄︎𝖾𝗋𝗌 t.me/HidenChat_Bot?start=8280360763 ناشناس:
إظهار المزيد6 107
المشتركون
-2324 ساعات
+2707 أيام
+1 23330 أيام
جاري تحميل البيانات...
القنوات المماثلة
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
يوليو '26
يوليو '26
+1 779
في 139 قنوات
يونيو '26
+354
في 65 قنوات
Get PRO
مايو '26
+1
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+1
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '260
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+208
في 3 قنوات
Get PRO
يناير '26
+1 033
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+2 344
في 280 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+2 090
في 313 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+2 179
في 352 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+2 054
في 322 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+1 258
في 237 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+1 064
في 324 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+741
في 206 قنوات
Get PRO
مايو '25
+2 030
في 192 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+779
في 338 قنوات
Get PRO
مارس '25
+1 025
في 331 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+528
في 395 قنوات
Get PRO
يناير '25
+1 215
في 486 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+982
في 216 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+2 551
في 135 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+2 055
في 98 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+537
في 77 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+1 311
في 95 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+1 718
في 116 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+1 511
في 65 قنوات
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 27 يوليو | 0 | |||
| 26 يوليو | +27 | |||
| 25 يوليو | +33 | |||
| 24 يوليو | +121 | |||
| 23 يوليو | +227 | |||
| 22 يوليو | 0 | |||
| 21 يوليو | +107 | |||
| 20 يوليو | +66 | |||
| 19 يوليو | +212 | |||
| 18 يوليو | +53 | |||
| 17 يوليو | +90 | |||
| 16 يوليو | +236 | |||
| 15 يوليو | +65 | |||
| 14 يوليو | +35 | |||
| 13 يوليو | +53 | |||
| 12 يوليو | +129 | |||
| 11 يوليو | +1 | |||
| 10 يوليو | 0 | |||
| 09 يوليو | +30 | |||
| 08 يوليو | +56 | |||
| 07 يوليو | +5 | |||
| 06 يوليو | +69 | |||
| 05 يوليو | +84 | |||
| 04 يوليو | +30 | |||
| 03 يوليو | +39 | |||
| 02 يوليو | +8 | |||
| 01 يوليو | +3 |
منشورات القناة
| 2 | اگه تو موندی و برگای رفتم من با پرواز بعد🍁
@Marriagewithsong | 1 |
| 3 | طبق معمول، خسته و کوفته وارد اتاقش شد. روی تختی دراز کشید که هر شب شاهد فروپاشی سکوتش بود.
از آدمها خسته بود... از تکرار بیپایان امید و ناامیدی.
آینه روبهرویش را نگاه کرد؛ انگار خودش را نمیشناخت. دستی به صورتش کشید، چشمهایش قرمز و خسته بودند.
احساس کرد چیزی درونش آرامآرام در حال خاموش شدن است ، مثل شمعی که تهماندهاش را هم دود میکند.
شاید این همان «مرگ تدریجی» بود که سالها با لبخند تحملش کرده بود.
#mg | 1 |
| 4 | لا يوجد نص... | 1 |
| 5 | لا يوجد نص... | 1 |
| 6 | Une 𝐂ᦅrvette rᦅuge cɑrmıꪀ . encɑdrée d'ᦅr et de - $
🥂 𝐂hɑmpagꪀe, ɑvec l'élégɑꪀce nɑturelle de 𝐂élıꪀe. | 1 |
| 7 | لا يوجد نص... | 1 |
| 8 | ㅤ suilog : メール ‘s file ? ?
ㅤ fairytale ៸ 🍲 moonlit | 1 |
| 9 | لا يوجد نص... | 1 |
| 10 | ✿᭄ a 𝒸lover #𝗌𝖺𝗇𝗁𝖺
In the 𝒻ield #𝖺𝗌𝗍𝗋𝗈 | 1 |
| 11 | از دور، غرقِ تماشایت ماندهام؛ آنگونه که پوستِ بیرنگِ دستت، در دستِ دیگری، به اسارتِ گرهی ابدی درآمده است.
گمان میکنم کسی قلبم را میانِ انگشتانش آرام آرام میفشارد؛ هر بار که او دستش را بالا میآورد و رشتهای از موهای ابریشمیات را با نوازشی کوتاه، پشتِ گوشَت پنهان میکند. لرزه بر جانم مینشیند، وقتی آن گونه به او مینگری که روزی به من مینگریستی؛ با همان چشمانی که انگار مرا میپرستیدند، اما اکنون محرابِ پرستشت، خدای دیگری را در آغوش گرفته است.
لبخندت،برای او روشنتر میشکفد؛ گویی آفتاب، خانهاش را در نگاهِ او یافته است.
حسادت؟ چگونه انکارش کنم؟
آری… حسادت میکنم؛ زیرا معشوقِ من، عاشقانههایش را با دیگری مینویسد. حسادت میکنم که دیگر سهمی از گرمای پوستت ندارم، در حالی که تمامِ وجودت، در پناهِ آغوشِ دیگری آرام گرفته است.
قرار بود اشکهایت، که از الماس نیز گرانبهاتر بودند، تنها از شوق، بر شانه های من فرو بریزند؛ نه از رنجِ رها شدن به دستِ کسی که قدرِ قلبت را نمیداند.
او نتوانست محافظ روحِ من باشد؛ از همان روحی که جانم به هر نفسِ او بند بود.
جانِ من دیگر آن تبسمِ درخشان را بر لب ندارد. با او چه کردی که روشنترین لبخندش را با تاریکیِ اندوه معاوضه کرد؟
ای کاش میتوانستم دستم را به سوی موگهام دراز کنم؛ همان گلِ ظریفی که جهان برای لمسِ لطافتش، اندکی خشن است، و او را از چنگالِ تمامِ پلیدیها برهانم.
اگر تنها یک بار از من میخواستی، برایت هیگانبانا میشدم؛ گلی که تقدیرش، شکفتن در آغوشِ جدایی و سوختن در تمنای وصال است.
اما تو؟...تو او را برگزیدی.
و قلبم را، بیآن که حتی واپسین تپشش را بشنوی، زیرِ چکمههای سیاهت له کردی و مرا، میانِ ویرانههای جنونم، برای همیشه تنها گذاشتی. | 1 |
| 12 | لا يوجد نص... | 2 |
| 13 | late night breeze, calm thoughts
tok tok : #lanwangji 's here 🖤 | 2 |
| 14 | لا يوجد نص... | 2 |
| 15 | web : # さ– nation ?
⏳ . teen wolf ’s 1page | 2 |
| 16 | ݁ᛪ༙ —🀢 𝐇𝗒𝖺𝖼𝗂🪻𝗇𝗍𝗁 𝒱𝖾𝓁𝗏𝖾† ᐟ 𐚁⟢—夢
𝄃𝄃?⃞﹕ ᝰ🪻
#sticker ݁ᛪ༙ #random † #purple | 1 |
| 17 | ··············•∘ʚ ♡ ɞ∘•···············
میان من و جهان دیواریست از سکوت، سنگسنگِ آن را با دستهاے خود چیـدهام، محکم، بلنـد، چنان کـہ هیچ صـدایے از آن عبور نکنـد، هیچ نگاهے از شکا؋ـهایش نلغزد. اما تو… تو حضورے هستے کـہ درون این دیوار رخنـہ کردهای، بے آنکـہ حتے در بزنی، بے آنکـہ ویرانش کنی.
چشمانت بر این حصار سایـہ میاندازند، و در آن سایه، ترکهایے میـدوم، بیآنکـہ بـدانم از جنس نورنـد یا زخم. نگاهت در من مثل جریانے پنهان رخنـہ میکنـد،مثل بادے کـہ درون سنگ نـ؋ـوذ میکنـد و آهسته، بیصـدا٫روزے آن را از درون میشکنـد. هرگز پا نگذاشتهای، اما در تمام خلوتِ این دیوارها حضور داری، در هر سکوت، در هر تردید، درهر لحظهاے کـہ دستم بیاختیار چیزے را کـہ نگـ؋ـتهام، بر خطوط خیالے هوا مینویسـد.
تو نـہ عبور کردهای، نـہ رسیـدهای، اما در عمق این حصار ریشـہ دواندهای. و شایـد این عشق همان باشـد جریانے خاموش کـہ مرزها را بیآنکـہ ویران کنـد، از درون تسخیر میکنـد، حضورے کـہ نام ندارد، اما هرگز غایب نیست.
··············•∘ʚ ♡ ɞ∘•··············· | 1 |
| 18 | لا يوجد نص... | 1 |
| 19 | ⠀ # ジャム ; 06 catalog
butterfly 🫙 — ‘s wings | 1 |
| 20 | sticker.webp | 1 |
