کد های الایت موشن
الذهاب إلى القناة على Telegram
لا توجد بيانات
المشتركون
-724 ساعات
+337 أيام
+21930 أيام
أرشيف المشاركات
چالش داریم تا ساعت 8 شب!
برای برنده یک اکونت افغانستان
لایک فیک حذف ترک کردی حذف
کانال ما !
https://t.me/LIFE_WITH_S
برای ثبت اسم بدین !
@LIFE_KING_S
📚 داستان_زندگی:
📙 حضرت_آدم_(ع)
قسمت_اول
آدم ع و همسرش بی بی حوّا در باغهای پهناور و زیبای بهشت خوش میگذراندند و از سایه ای درختان و میوهها و آبهای روان استفاده میکردند و هیچ ناراحتی و نگرانی زندگی آرام و بی سر و صدای شان را بر هم نمیزد. پس در میان انبوه باغ های زیبا پنهان میشدند و خداوند (ج) بر آنان ناظر و شاهد بود.
روزی از روزها در حالی که آن دو مشغول گردش بودند، به درختی رسیدند که شاخه ها و میوههایش با درختان دیگر فرقی نداشت. اما از طرف (خداوند ج) به آنان فرمان رسید که به این درخت نزدیک نشوند و از میوههای آن نخورند و این فرمان خداوند (ج) برای آزمایش آن دو بود که تا چه اندازه فرمان خداوند (ج) را اطاعت میکنند و از منع او خود را باز میدارند.
شیطان آن دو را وسوسه کرد که این درخت، درخت جاودانگی است. اگر شما دو نفر از آن بخورید، هر دو به ملایکه ای جاویدان تبدیل خواهید شد که هیچگاه نخواهید مرد و نابود نمیشوید. آن دو در ابتدا از وسوسه ای شیطان اطاعت نکردند و از او گریختند. اما شیطان دست بردار نبود و دوباره بازگشت و بخشید و اصرار کرد که از میوه ای درخت بخورید؛ چون به نفع شماست. تا این که آن دو (آدم ع و بی بی حوّا) از میوه ای درخت خوردند.
در این موقع بود که آن دو به صورت برهنه در مقابل همدیگر ظاهر شدند و چشم شان بر عورت های همدیگر افتاد و از شرمندگی با برگ درختان باغ بهشت آنها (عورتها) را میپوشانیدند، تا هر کدام عیب خود را پنهان نماید و در این هنگام از خواب غفلت بیدار شدند و متوجه شدند که چه گناه بزرگ و خطای آشکاری مرتکب شدهاند.
ادامه دارد.....
مطالعه کردی یک قلبک بان❤
•♡
هرگز برای کسی تغییر نکن.
اگر نمیتواند تو را در بدترین حالتت
بپذیره،لیاقت دیدنت در بهترین
*حالت را هم نداره.
🍁🪐🕸️
