ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك 👈

بازمانده‌‌ای از یکم دسامبر

بازمانده‌‌ای از یکم دسامبر

الذهاب إلى القناة على Telegram

فراموش کرده بود که انسان در نهایت به همه چیز عادت میکند"

إظهار المزيد
149
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-37 أيام
-730 أيام
أرشيف المشاركات
ممنونم ازتون✨✨✨✨

خوشحالم که خوشتون اومده خواهش میکنم💕✨

خوشحالم عزیزممم خواهش میکنم🫂🌝💕

خواهش میکنم✨🫂

خواهش میکنم عزیزم خوشحالم که خوشتون اومده.✨🫂

درسایِ عزیزممم😭💕✨

Repost from N/a
دخترم یه پا نویسندس واسه خودش:))🤍

درسایِ عزیزممم💕🫂😭

با این حرف تا مدت‌ها خوشحال میمونم=)

خواهش میکنم عزیز دلم خوشحالم که خوشت اومده💚🫂✨

خواهش میکنم عزیزم خوشحالم بابتش.💕✨

اگر کسی جامونده بهم اطلاع بده https://t.me/HarfinoBot?start=c578be34cbfc1ee

امیدوارم از نامه‌هاتون خوشتون بیاد.💕

به تو فکر میکنم دقیقا در میان تنهایی ها و خستگی‌هایم به تو فکر میکنم دقیقا در بین شلوغی افکارم به تو فکر میکنم در خلوتی که با خدا دارم به تو فکر میکنم هنگام خشم و لبخند راستش را بخواهی زیاد به تو فکر میکنم، آنچنان که مدت هاست از خویش غریبه شده‌ام؛ گاهی با خود می‌گویم کاش توهم به من فکر کنی و در بین اشک هایت گاهی مرا یاد کنی .. از طرف بازمانده ای از یکم دسامبر با آرزوی موفقیت برای https://t.me/naslgom ✨

تمام عمرم را در میان آدم هایی بودم که نمی‌شد ساعت‌ها برایشان از اندوه های کوچکت بگویی. نمی‌شد بگویی از اخم‌های پدر رنجیده‌ای و حرف‌های مادربزرگ دلت را شکسته است؛ آنها می‌گفتند غم آن است که آدمی را شکسته و پیر کند.. کیست که بداند همین غم‌های کوچک چقدر مرا شکستند و قلبم را آتش زدند؟! آری عزیزم من هنوز هم منتظر غمی هستم که بشود برایشان تعریف کرد اما نه ؛ دیگر غمی نیست که بشود آن را تعریف کرد، همه‌ی غم‌هارا جمع کرده‌ام و دنبال کوچ از شهرشانم.. شاید به آن سوی کوه‌ها بروم، جایی مردم را با همین غم‌های کوچک دوست داشته باشند؛ از طرف بازمانده ای از یکم دسامبر با آرزوی حال خوب برای https://t.me/classicgril ✨

گاهی وقت ها به این خیال بودم که تنها من در عشق شکست خورده‌ام و تنها من اندوه کشیده‌ی این داستان ناتمام عاشقی هستم، اما میدیدم که من قوی ترین بازیکن این بازی‌های دروغین بوده و هستم. من عشق را زمانی که تمام کردم، لبخند زدم و وانمود کردم که هیچ چیز درونم تغییر نکرده است، اما صدایش را شنیدم.. تکه تکه شد، شکست و بر روی زمین ریخت، ای قلب بیچاره‌ی من چه تنها و غریب در بین این مردم بی عشق و نادان گرفتار شده‌ای، چقدر دلم برایت تنگ میشود و چقدر از تو ممنونم که مرا به این آدمِ قوی امروز تبدیل کردی.. از طرف بازمانده ای از یکم دسامبر با آرزوی قلبی آروم برای https://t.me/MySunnyPlace ✨

در زیر باران نشسته بودم آسمان را تماشا می‌کردم، تو رفته بودی.. ساعت‌ها پیش مرا برای آخرین بار در آغوش کشیده بودی و خداحافظی مهربانانه ای کرده بودی و رفته بودی؛ به چشمانت نمی‌آمد که مرا رها کنند، حداقل در میان آن اندوه‌هایی که سال‌هاست درون‌شان غرق شده‌ام.. نمی‌دانم عزیزم؛ نمی‌دانم چه شد که مرا ترک کردی و رفتی فقط می‌دانم باران می‌آمد، آنقدر باران می‌آمد که هنگام بازگشت به خانه دیگران می‌دانستند ساعت ها در زیر باران به چشم انتظارت نشسته‌ام؛ از طرف بازمانده ای از یکم دسامبر با آرزوی زندگیِ آروم برای https://t.me/myBluewine ✨

شاید سال‌ها بعد در انتهای این خیابان تو را ببینم، نمی‌دانم شاید هم مرا نشناختی و از کنارم عبور کردی.. اما من تو را خواهم شناخت، حتی اگر بوی عطرت را هم عوض کردی باشی و موهایت دیگر مشکی نباشند بازهم تو را از چشمانت خواهم شناخت. چشمانت تنها راه شناختت هستند، همان چشم‌هایی که وقتی لبانت میخندند غم را به تصویر می‌کشند، همان‌ها تو را به یادم می‌آورند و نمی‌گذارند فراموشت کنم؛ از طرف بازمانده ای از یکم دسامبر با آرزوی حال خوب برای https://t.me/aaarri555 ✨